کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 15

در اینجا واژگان واحد 15 از کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "بالا بردن"، "خوش شانس"، "فرهنگ" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' مبتدی
rice [اسم]
اجرا کردن

برنج

Ex: Rice pudding is a sweet dessert made with rice , milk , and sugar .

پودینگ برنج یک دسر شیرین است که از برنج، شیر و شکر تهیه می‌شود.

town [اسم]
اجرا کردن

شهر (کوچک)

Ex: They decorate the town square for holidays and special occasions .

آن‌ها شهر را برای تعطیلات و مناسبت‌های خاص تزئین می‌کنند.

colorful [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The children 's artwork was filled with colorful drawings of animals and nature .

آثار هنری کودکان پر از نقاشی‌های رنگی از حیوانات و طبیعت بود.

اجرا کردن

ارتباط برقرار کردن

Ex: They communicate their plans through weekly meetings .

آنها برنامه‌های خود را از طریق جلسات هفتگی ارتباط می‌دهند.

to raise [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: She raised her eyes from her work .

او چشمانش را از کارش بلند کرد.

lucky [صفت]
اجرا کردن

خوش‌شانس

Ex: We were lucky that the rain stopped just as the event started .

ما خوش‌شانس بودیم که باران دقیقاً وقتی رویداد شروع شد، قطع شد.

charity [اسم]
اجرا کردن

موسسه خیریه

Ex: He volunteers at a local charity that distributes food to the needy .

او در یک خیریه محلی داوطلب می‌شود که غذا به نیازمندان توزیع می‌کند.

where [قید]
اجرا کردن

کجا

Ex:

کلیدهایت را کجا گذاشتی ؟

born [صفت]
اجرا کردن

متولدشده

Ex:

جان در یک خانواده موسیقیدان متولد شد، استعداد و اشتیاق آنها به نواختن آلات موسیقی را به ارث برد.

japan [اسم]
اجرا کردن

ژاپن

Ex:

ژاپن خانه چندین میراث جهانی یونسکو است، از جمله معابد و زیارتگاه‌های تاریخی کیوتو.

Mexico [اسم]
اجرا کردن

مکزیک

Ex: The colorful festivals in Mexico , such as Dia de los Muertos , celebrate the country ’s traditions and pay homage to loved ones who have passed away .

جشنواره‌های رنگارنگ در مکزیک، مانند دیا د لوس موئرتوس، سنت‌های کشور را جشن می‌گیرند و به عزیزان از دست رفته ادای احترام می‌کنند.

South Korea [اسم]
اجرا کردن

کره جنوبی

Ex: South Korea is home to some of the world ’s largest tech companies , like Samsung and LG .

کره جنوبی خانه برخی از بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان، مانند سامسونگ و ال‌جی است.

bilingual [صفت]
اجرا کردن

دوزبانه

Ex: Children raised in bilingual environments often develop a deep understanding of language and cultural nuances .

کودکانی که در محیط‌های دو زبانه بزرگ می‌شوند اغلب درک عمیقی از ظرافت‌های زبانی و فرهنگی پیدا می‌کنند.

to grow up [فعل]
اجرا کردن

بزرگ شدن

Ex: She plans to move to the city where she grew up .

او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

اجرا کردن

عکاس

Ex: The photographer uses both digital and film cameras in his work .

عکاس در کار خود از هر دو دوربین دیجیتال و فیلم استفاده می‌کند.

hairstylist [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: I trust only one hairstylist with my hair color .

من فقط به یک آرایشگر مو برای رنگ موهایم اعتماد دارم.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to come [فعل]
اجرا کردن

آمدن

Ex:

گربه هر صبح به در می‌آید.

to become [فعل]
اجرا کردن

شدن

Ex: It became obvious that they were not prepared for the presentation .

روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.

to need [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The car needs a new battery to start .

ماشین نیاز به باتری جدید دارد تا روشن شود.

to work [فعل]
اجرا کردن

کار کردن

Ex: They work hard to meet the deadline .

آن‌ها سخت کار می‌کنند تا به مهلت مقرر برسند.

auditorium [اسم]
اجرا کردن

جایگاه حضار

Ex: The orchestra performed a mesmerizing concert in the acoustically excellent auditorium , captivating the audience with their music .

ارکستر یک کنسرت مسحورکننده در سالن با آکوستیک عالی اجرا کرد و با موسیقی خود مخاطبان را مجذوب کرد.

cafeteria [اسم]
اجرا کردن

کافه‌تریا

Ex: The hospital cafeteria provides nutritious meals for patients and visitors .

کافه تریا بیمارستان وعده‌های غذایی مغذی برای بیماران و بازدیدکنندگان فراهم می‌کند.

college [اسم]
اجرا کردن

کالج

Ex: We have access to a library with extensive resources at college .

ما به یک کتابخانه با منابع گسترده در کالج دسترسی داریم.

computer [اسم]
اجرا کردن

کامپیوتر

Ex: She uses a computer to create digital art .

او از یک کامپیوتر برای خلق هنر دیجیتال استفاده می‌کند.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The elementary school implemented new teaching methods to improve learning outcomes .

دبستان روش‌های جدید آموزشی را برای بهبود نتایج یادگیری اجرا کرد.

geography [اسم]
اجرا کردن

جغرافیا

Ex: His interest in geography led him to a career in environmental science .

علاقه او به جغرافیا او را به سمت شغلی در علوم محیطی سوق داد.

high school [اسم]
اجرا کردن

دبیرستان

Ex: High school graduation is a significant milestone for students , marking the culmination of years of hard work and the beginning of new opportunities in higher education or the workforce .

فارغ‌التحصیلی از دبیرستان یک نقطه عطف مهم برای دانش‌آموزان است که نشان‌دهنده اوج سال‌ها کار سخت و شروع فرصت‌های جدید در آموزش عالی یا نیروی کار است.

history [اسم]
اجرا کردن

تاریخ (درس)

Ex: We have a history exam next week , so I need to study .

ما هفته آینده امتحان تاریخ داریم، بنابراین باید مطالعه کنم.

library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.

اجرا کردن

دوره متوسطه

Ex: The middle school offers extracurricular activities like drama and robotics .

دبیرستان فعالیت‌های فوق‌برنامه مانند تئاتر و رباتیک ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

تربیت‌بدنی

Ex: Physical education helps students develop coordination and teamwork skills .

آموزش جسمانی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا هماهنگی و مهارت‌های کار تیمی را توسعه دهند.

science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

culture [اسم]
اجرا کردن

فرهنگ

Ex: The culture of the native tribes is full of fascinating rituals .

فرهنگ قبایل بومی پر از آیین‌های جذاب است.

island [اسم]
اجرا کردن

جزیره

Ex: We took a boat to the tropical island and spent the day lounging on the sandy beach .

ما قایقی به سمت جزیره گرمسیری گرفتیم و روز را در ساحل شنی استراحت کردیم.

busy [صفت]
اجرا کردن

پرمشغله

Ex: As a small business owner , Mark is always busy with managing orders , inventory , and customer inquiries .

به عنوان صاحب یک کسب‌وکار کوچک، مارک همیشه با مدیریت سفارشات، موجودی و درخواست‌های مشتری مشغول است.

sight [اسم]
اجرا کردن

دید

Ex: He was awestruck by the sight of the majestic waterfall .

او از منظره آبشار باشکوه متحیر شده بود.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

اجرا کردن

محله

Ex: Despite the job opportunity elsewhere , she was reluctant to move from the neighborhood of her family .

علیرغم فرصت شغلی در جای دیگر، او تمایلی به ترک محله خانواده‌اش نداشت.

coconut [اسم]
اجرا کردن

نارگیل

Ex: He bought a whole coconut from the market and used a hammer to break it open .

او یک نارگیل کامل از بازار خرید و از چکش برای شکستن آن استفاده کرد.

laboratory [اسم]
اجرا کردن

آزمایشگاه

Ex: Environmental scientists monitor water quality in their laboratory to assess pollution levels .

دانشمندان محیط زیست کیفیت آب را در آزمایشگاه خود نظارت می‌کنند تا سطح آلودگی را ارزیابی کنند.

اجرا کردن

ایالات متحده (آمریکا)

Ex: She plans to visit the United States next summer to see New York and California .

او قصد دارد تابستان آینده برای دیدن نیویورک و کالیفرنیا از ایالات متحده دیدن کند.

اجرا کردن

پادشاهی متحد بریتانیا

Ex: The United Kingdom is known for its music scene , with iconic bands like The Beatles and Queen originating from the country .

پادشاهی متحد به خاطر صحنه موسیقی خود شناخته شده است، با گروه‌های نمادینی مانند بیتلز و کوئین که از این کشور سرچشمه گرفته‌اند.