کتاب 'اینترچنج' مبتدی - واحد 15
در اینجا واژگان واحد 15 از کتاب درسی Interchange Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "بالا بردن"، "خوش شانس"، "فرهنگ" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a small and short grain that is white or brown and usually grown and eaten a lot in Asia

برنج
مادرم یک قابلمه خوشمزه از برنج پخت تا همراه غذایمان بخوریم.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
having a lot of different and often bright colors

رنگارنگ, رنگی
هنرمند از یک پالت رنگارنگ برای خلق یک اثر هنری پر جنب و جوش و پویا استفاده کرد.
to exchange information, news, ideas, etc. with someone

ارتباط برقرار کردن
در حال حاضر، او از طریق تماس ویدئویی با مشتریان ارتباط برقرار میکند.
to put something or someone in a higher place or lift them to a higher position

بلند کردن, بالا آوردن
اگر جواب درست را میدانید دست خود را بلند کنید.
having or bringing good luck

خوششانس
او خوششانس بود که جای پارک دقیقاً جلوی ساختمان پیدا کرد.
an organization that helps those in need by giving them money, food, etc.

موسسه خیریه
او مبلغ زیادی به خیریه ای که آب تمیز به جوامع ارائه میدهد اهدا کرد.
in what place, situation, or position

کجا
آیا به یاد میآوری کجا آخرین بار همدیگر را ملاقات کردیم؟
brought to this world through birth

متولدشده, بهدنیاآمده
دختر تام زودتر از موعد به دنیا آمد اما به کودکی سالم و شاد تبدیل شد.
a country that is in East Asia and made up of many islands

ژاپن
گلهای گیلاس در ژاپن هر بهار میلیونها گردشگر را برای جشنوارههای هانامی جذب میکنند.
a country located in North America that is bordered by the United States to the north

مکزیک
سواحل مکزیک، به ویژه در کانکون و پلایا دل کارمن، مقاصد محبوب تعطیلات برای گردشگران از سراسر جهان هستند.
a country located in East Asia, sharing a border with North Korea to the north, and China and Japan to the east and west respectively

کره جنوبی
بسیاری از گردشگران از کره جنوبی دیدن میکنند تا کاخهای سنتی آن را تجربه کنند.
able to speak, understand, or use two languages fluently

دوزبانه
دو زبانه بودن میتواند مزایای شناختی و فرهنگی مختلفی را برای افراد فراهم کند.
to change from being a child into an adult little by little

بزرگ شدن
خواهرم خیلی سریع بزرگ میشود.
serious and of great importance

مهمترین, حیاتی
نگرانی اصلی برای سازمان حفظ ثبات مالی است.
someone whose hobby or job is taking photographs

عکاس
عکاس تصاویر خیرهکنندهای از غروب خورشید بر فراز کوهها گرفت.
someone whose job is to cut people's hair or arrange it

آرایشگر
به عنوان یک آرایشگر مو, ماریا در کارگاهها شرکت میکند تا آخرین ترندها را یاد بگیرد.
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
وقتی احساس میکنید تحت فشار هستید، اشکالی ندارد استراحت کنید و برای مدتی هیچ کاری نکنید.
to move toward a location that the speaker considers to be close or relevant to them

آمدن
او به آشپزخانه آمد تا یک میانوعده بردارد.
to start or grow to be

شدن
چگونه میتوانم بشوم فردی با اعتماد به نفس بیشتر؟
to want something or someone that we must have if we want to do or be something

نیاز داشتن, احتیاج داشتن
من به موسیقی نیاز دارم تا هنگام کار به من کمک کند تمرکز کنم.
to do certain physical or mental activities in order to achieve a result or as a part of our job

کار کردن
او با اشتیاق کار میکند تا تغییری در جهان ایجاد کند.
the part of a theater, concert hall, or other venue where the audience sits to watch a performance

جایگاه حضار, تالار اجتماعات
صدای گوینده در سراسر سالن بزرگ طنین انداز شد در حالی که آنها درباره مسائل مهم با مخاطبان صحبت میکردند.
a restaurant, typically in colleges, hospitals, etc. where you choose and pay for your meal before carrying it to a table

کافهتریا, بوفه
کافه تریا از ساعت 11:30 صبح تا 2:00 بعد از ظهر برای ناهار باز است.
an institution that offers higher education or specialized trainings for different professions

کالج
او به کالج میرود تا مدیریت بازرگانی بخواند.
an electronic device that stores and processes data

کامپیوتر
من از کامپیوتر خود برای گشتوگذار در اینترنت و بررسی ایمیلها استفاده میکنم.
a primary school for the first six or eight grades

ابتدایی, دبستان
دبستان یک نمایش استعداد برگزار کرد تا استعدادهای دانشآموزان را به نمایش بگذارد.
the scientific study of the physical features of the Earth and its atmosphere, divisions, products, population, etc.

جغرافیا
کلاس جغرافیا آب و هوا و مناظر متنوع در سراسر جهان را بررسی کرد.
a secondary school typically including grades 9 through 12

دبیرستان
بسیاری از دبیرستانها دورههای پیشرفته (AP) را ارائه میدهند، که به دانشآموزان اجازه میدهد در حالی که هنوز در حال تکمیل تحصیلات متوسطه خود هستند، اعتبار دانشگاهی کسب کنند.
the study of past events, especially as a subject in school or university

تاریخ (درس)
من از مطالعه تاریخ لذت میبرم تا درباره رویدادهای مهمی که دنیای ما را شکل دادهاند بیاموزم.
a place in which collections of books and sometimes newspapers, movies, music, etc. are kept for people to read or borrow

کتابخانه
شما میتوانید رمانها، دیویدیها و مجلهها را از کتابخانه امانت بگیرید.
(in the US and Canada) a junior high school; a school for children between the ages of about 11 and 14

دوره متوسطه, راهنمایی
دانشآموزان دوره راهنمایی اغلب با موضوعات پیشرفتهتر آشنا میشوند.
sport, physical exercise, and games that are taught as a subject in schools

تربیتبدنی
او در تربیت بدنی عالی بود، به ویژه از ورزشهای تیمی لذت میبرد.
knowledge about the structure and behavior of the natural and physical world, especially based on testing and proving facts

علوم
من یادگیری درباره شگفتیهای جهان طبیعی از طریق علم را جذاب مییابم.
the general beliefs, customs, and lifestyles of a specific society

فرهنگ
در فرهنگ من، ما سال نو را با آتش بازی و یک ضیافت بزرگ جشن میگیریم.
a piece of land surrounded by water

جزیره
جزیره یک فانوس دریایی معروف داشت که کشتیها را به سلامت به ساحل هدایت میکرد.
having so many things to do in a way that leaves not much free time

پرمشغله, گرفتار
ددلاین پروژه در حال نزدیک شدن است و تیم مشغول تمام کردن گزارشها و ارائهها است.
an instance or act of seeing something through visual perception

دید, بینایی
او با دیدن آتشبازی که آسمان شب را روشن میکرد نفسش بند آمد.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.
the area around someone, somewhere, or something

محله
املاک و مستغلات در محله لس آنجلس معمولاً در بالاترین سطح بازار قرار دارد.
a large fruit with a hard shell and edible white flesh inside containing a milky liquid

نارگیل
ما بوی شدید نارگیل را در هوا احساس کردیم.
a place where people do scientific experiments, manufacture drugs, etc.

آزمایشگاه
شرکتهای داروسازی از آزمایشگاهها برای توسعه و آزمایش داروهای جدید استفاده میکنند.
a country in North America that has 50 states

ایالات متحده (آمریکا)
روز شکرگزاری یک تعطیلات محبوب است که در ایالات متحده جشن گرفته میشود.
a country in northwest Europe, consisting of England, Scotland, Wales, and Northern Ireland

پادشاهی متحد بریتانیا, بریتانیا
ماهی و سیبزمینی سرخ کرده یک غذای محبوب در پادشاهی متحده است.
