کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 5
در اینجا شما کلمات از Vocabulary Insight 5 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "illustrate"، "excellence"، "quirky"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to accept the financial burden or responsibility for a certain project, service, or event, and pay for it

هزینه را به عهده گرفتن, خرج چیزی را دادن
هزینه تعمیرات را چه کسی به عهده میگیرد؟
to lead a committee or meeting

رئیس جلسه بودن, ریاست جلسه را بر عهده داشتن
پروفسور با تجربه ریاست کمیته آکادمیک را بر عهده خواهد داشت و بر تصمیمات برنامه درسی نظارت خواهد کرد.
to strike repeatedly with a hammer or similar tool

(با چکش) کوبیدن
آهنگر فلز را روی سندان چکش زد.
to look at or observe someone or something in a particular way, often with interest or suspicion

نگاه کردن, نگریستن
وقتی دانشآموز جدید وارد کلاس شد، همکلاسیها با کنجکاوی به او نگاه کردند.
to cheat or take advantage of someone unfairly, often for financial gain

سر کسی شیره مالیدن, از کسی کلاهبرداری کردن
او متوجه شد که توسط شریک تجاریاش کلاهبرداری شده است وقتی که او تمام سودها را برداشت و او را با بدهیها تنها گذاشت.
to use one's elbows to forcefully move through a crowd

با آرنج راه باز کردن
طرفدار مصمم برای نزدیک شدن به صحنه از میان جمعیت آرنج زد.
to send a written message using a cell phone

پیام دادن (از طریق موبایل)
من آدرس رستوران را برایت پیام میکنم.
to store the address of a file, website, etc. for faster and easier access

نشان کردن (وبسایت), ذخیره کردن آدرس سایت
to contact someone using the Skype application

اسکایپ کردن
او اغلب با دوستانش در کشورهای مختلف اسکایپ میکند تا در ارتباط بماند.
to move toward a particular direction

بهسمت جایی رفتن
پرندگان معمولاً برای زمستان به سمت جنوب میروند.
to explain or show the meaning of something using examples, pictures, etc.

توضیح دادن, با تصویر یا مثال روشن کردن
او از یک مثال واقعی برای نشان دادن نقطه نظرش در طول ارائه استفاده کرد.
a picture or drawing in a book, or other publication, particularly one that makes the understanding of something easier

تصویر, عکس
هر فصل از رمان با یک تصویرسازی زیبا آغاز میشد.
to bring and give a letter, package, etc. to a specific person or place

تحویل دادن, رساندن
او همیشه اسناد مهم را به موقع تحویل میدهد.
the act or process of taking goods, letters, etc. to whomever they have been sent

تحویل
آنها تحویل رایگان برای تمام سفارشات بالای 50 دلار ارائه میدهند.
to spend money or resources with the intention of gaining a future advantage or return

سرمایهگذاری کردن
او به طور منظم در سهام سرمایهگذاری میکند تا ثروت بلندمدت بسازد.
the act or process of putting money into something to gain profit

سرمایهگذاری
سرمایهگذاری در املاک میتواند منبع قابل اعتمادی از درآمد غیرفعال باشد اگر به درستی مدیریت شود.
to be unsuccessful in accomplishing something

ناکام ماندن, شکست خوردن
آزمایش به دلیل عوارض پیشبینی نشده شکست خورد.
a particular thing or person that is unsuccessful

فرد یا چیز ناموفق
وقتی نتوانست انتظارات والدینش را برآورده کند، احساس شکست کرد.
to draw a logical inference or outcome based on established premises or evidence

نتیجه گرفتن, استنتاج کردن
شواهد ارائه شده در طول محاکمه به هیئت منصفه اجازه داد تا نتیجه بگیرند که متهم فراتر از هر شک معقولی گناهکار است.
a decision reached after thoroughly considering all relevant information

نتیجهگیری
او به این نتیجه رسید که بهتر است مسیر شغلی خود را تغییر دهد.
to refuse to accept a proposal, idea, person, etc.

رد کردن, نپذیرفتن
من مجبور شدم پیشنهاد کار را به دلیل حقوق کم رد کنم.
the action of refusing to approve, accept, consider, or support something

رد, نپذیرفتن
درخواست او برای بورسیه با رد مواجه شد و او را ناامید کرد.
completely without mistakes or flaws, reaching the best possible standard

عالی, بینقص، تماموکمال
جیمی دانشآموز کامل است، همیشه در کلاس توجه میکند.
to reach a location, particularly as an end to a journey

رسیدن
قطار قرار است در عرض چند دقیقه به ایستگاه برسد.
the act of something or someone emerging or appearing such as a new product or development

ظهور, پیدایش
very good in quality or other traits

عالی, فوقالعاده
او یک پیانیست عالی است که بسیاری از مسابقات را برنده شده است.
the quality of being extremely good in a particular field or activity

برتری, سرآمدی
او برای برتری در نوشتن جایزه دریافت کرد.
to say or show one's unwillingness to do something that someone has asked

امتناع کردن, نپذیرفتن
علیرغم اصرار آنها، او به امتناع از مشارکت در سرمایهگذاری پرخطر ادامه داد.
the act of rejecting or saying no to something that has been offered or requested

امتناع, رد
امتناع شرکت از مذاکره منجر به اعتراضات شد.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
the quality of being attractive or pleasing, particularly to the eye

زیبایی
او نمیتوانست از تحسین زیبایی اثر هنری پیچیده خودداری کند.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
برای مدت طولانی، من به داستانهای ماجراجویی اغراقآمیز او باور داشتم.
a strong feeling of certainty that something or someone exists or is true; a strong feeling that something or someone is right or good

باور, یقین، ایمان
آموزههای رهبر مذهبی بر باور به شفقت و بخشش استوار است.
to really not like something or someone

متنفر بودن
او از بیدار شدن زود هنگام صبح متنفر است.
a very strong feeling of dislike

نفرت
نفرت او از بیعدالتی او را به یک فعال تغییرات اجتماعی تبدیل کرد.
to get larger and taller and become an adult over time

بزرگ شدن, رشد کردن، بالغ شدن
همانطور که رشد میکنند، تولهسگها به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.
the process of physical, mental, or emotional development

رشد
رشد شخصی اغلب شامل خارج شدن از منطقه امن برای دنبال کردن چالشهای جدید میشود.
unexpected or extreme enough to cause intense surprise or disbelief

تکاندهنده, شوکهکننده
رفتار تکاندهنده او در مهمانی همه دوستانش را متعجب کرد.
a sudden and intense feeling of surprise, distress, or disbelief caused by something unexpected and often unpleasant

شوک, ضربه روحی
کشور پس از اعلام نتایج غیرمنتظره انتخابات در شوک بود.
to choose to continue an ongoing activity

ادامه دادن
گروه تصمیم گرفت ادامه دهد به اجرا علیرغم مشکلات فنی.
to loudly support or encourage someone, especially during a performance or competition

تشویق کردن
همه برای تشویق هنرمند جمع شدند در حالی که او تماشاگران را مسحور میکرد.
to accept a change or a new situation and be ready to continue with one's life and deal with new experiences, especially after a bad experience such as a breakup

کنار آمدن
آنها از سختیهای گذشته گذشتهاند و اکنون بر رشد شخصی متمرکز شدهاند.
to put on a piece of clothing hastily and without care

با عجله لباس پوشیدن
او برای مهمانی پوشید پیراهن مورد علاقهاش را.
to make something start working usually by flipping a switch

روشن کردن
فراموش نکنید که قبل از ترک، ماشین ظرفشویی را روشن کنید.
to expose someone or something to potential harm or risk

به خطر انداختن
رانندگی بیپروا میتواند زندگی راننده و دیگران در جاده را به خطر بیندازد.
to give someone the responsibility of taking care of something important, such as a task, duty, or information

چیزی را به کسی سپردن
ملکه تصمیمهای آینده پادشاهی را به مشاورانش سپرد.
to give someone the legal right to have or do something particular

حق قانونی دادن
مالکیت سهام در شرکت به شما حق رأی در جلسه سهامداران را میدهد.
to give someone the power or authorization to do something particular

توانمند کردن, قدرت دادن
سیاست جدید برای توانمندسازی کارمندان جهت ارائه ایدههای نوآورانه طراحی شده است.
to increase the size or quantity of something

بزرگ کردن, بسط دادن، توسعه دادن
آنها انبار را برای ذخیره موجودی اضافی گسترش دادند.
to provide someone with support, hope, or confidence

تشویق کردن
علیرغم مواجهه با چالشهای متعدد، دوستانش هرگز در تشویق او به دنبال کردن رویاهایش و غلبه بر موانع شکست نخوردند.
to surround a place with a fence, wall, etc.

محصور کردن, حصارکشی کردن
قلعه به طور استراتژیک با یک دیوار سنگی بلند محصور شده بود.
to give someone or something the means or ability to do something

قادر ساختن, اختیار دادن
سیاستهای حمایتی امکان رشد کسبوکارها را در یک بازار رقابتی فراهم میکنند.
causing an intense feeling of fear or unease

هراسانگیز, ترسناک
صدای وحشتآور قدمهای پشت سرش باعث شد تا گامهایش را تندتر کند.
a part of something that is considered the most prominent or successful

اوج
شرکت با راهاندازی آخرین محصول خود به اوج موفقیت رسید.
the main character in a movie, novel, TV show, etc.

قهرمان داستان, قهرمان اصلی
در فیلم، عزم راسخ و شجاعت شخصیت اصلی الهامبخش اطرافیانش برای ایستادگی در برابر بیعدالتی است.
having distinctive or peculiar habits, behaviors, or features that are unusual but often appealing

قابل توجه
شخصیتهای عجیب و غریب فیلم، لحظهای از طنز به طرح داستان اضافه کردند.
showing no mercy or compassion towards others in pursuit of one's goals

بیرحم, سنگدل
دیکتاتور بیرحم با استفاده از خشونت و ارعاب، مخالفت را سرکوب کرد.
to go or be beyond the material or physical aspects of existence, indicating a superior existence or understanding

فراتر رفتن
او به دنبال فراتر رفتن از محدودیتهای فیزیکی از طریق قدرت ذهن بود.
