کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 7 - 7A
در اینجا واژگان واحد 7 - 7A در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "milestone"، "wear off"، "postpone" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
another chance for someone to become more healthy, energetic, or adopting a more optimistic view on life

امیدی دوباره به زندگی
the length of time a packaged food or drug will last without deteriorating

عمر مفید, مدت نگهداری
to make something operate, especially by accident

به کار انداختن
او با وارد کردن کد دسترسی اشتباه، سیستم امنیتی را فعال کرد.
to take air into one's lungs and let it out again

نفس کشیدن
مربی یوگا به شرکتکنندگان یاد میدهد که چگونه تنفس آگاهانه داشته باشند.
enchanted, delighted, or captivated by something or someone

محسور
شهر کوچک دلفریب همه را احساس مسحور کرد.
a time in one's life when one is in the peak of one's physical condittion

دوران جوانی
an event or stage that has a very important impact on the progress of something

نقطه عطف, رویداد یا مرحله مهم
یادگیری راه رفتن یک نقطه عطف در رشد کودک است.
(of an emotion) to gradually become less intense

کم رنگ شدن, به تدریج کاهش یافتن
در طول هفتهها، غم ناشی از فقدان شروع به کم رنگ شدن کرد، که به بهبودی منجر شد.
to mark an item or task on a list as completed or canceled by drawing a line through it

از لیست خط زدن
همانطور که تیم به نقاط عطف دست مییافت، آنها وظایف را در جدول زمانی پروژه خط میزدند.
a list of experiences, achievements, or goals that a person wishes to accomplish or fulfill during their lifetime

لیست آرزوها, آرزوهای پیش از مرگ
سفر به ژاپن در لیست آرزوهایم است.
to consider something unworthy of one's attention or consideration

مهم تلقی نکردن, مهم نشمردن
علیرغم چالشها، آنها توانستند از پس شکستها برآیند و نادیده بگیرند و به پیش بروند.
to leave a location, particularly to go on a trip or journey

راهی شدن, حرکت کردن
پس از خداحافظی، خانواده آماده ترک برای تعطیلات خود به اروپا بود.
to refuse to accept a proposal, idea, person, etc.

رد کردن, نپذیرفتن
من مجبور شدم پیشنهاد کار را به دلیل حقوق کم رد کنم.
to disregard something as unimportant or unworthy of consideration

نادیده گرفتن
مهم است که نگرانیهای دیگران را بدون توجه مناسب رد نکنید.
to arrange or put off an activity or an event for a later time than its original schedule

به تعویق انداختن, عقب انداختن
او به دلیل تعهدات کاری غیرمنتظره تعطیلات خود را به تعویق انداخت.
to use force to prevent something from happening or to fight against an attack

مبارزه کردن, دفاع کردن, ایستادگی کردن, مقاومت کردن
علیرغم مواجهه با شانسهای قریب به یقین، ارتش به مقاومت در برابر پیشروی دشمن ادامه داد، و از تسلیم موضع خود خودداری کرد.
to take something away from a position

برداشتن, جابجا کردن
معلم از دانش آموز خواست که شیء حواس پرت کن را از کلاس حذف کند.
before the scheduled or expected time

پیش از موعد, پیش از مدت معین
continuously, persistently, or without pause

همیشه, دائماً
او همیشه نگران است، حتی در خوابش.
in a manner where two or more things happen together

همزمان
فیلم و برنامه تلویزیونی همزمان پخش شدند.
(of a thing) outdated or no longer relevant to current trends or technology

از رده خارج, منسوخشده
وبسایت در مقایسه با رقیبها منسوخشده به نظر میرسد.
for a limited period, usually until a certain condition changes

فعلاً, در حال حاضر
او در حال حاضر به عنوان مدیر موقت خدمت میکند تا زمانی که جایگزین دائمی پیدا شود.
without a fixed schedule or pattern

گاهی اوقات, هر از چند گاه
من از قدم زدن در پارک گاه به گاه لذت میبرم تا ذهنم را پاک کنم.
used when something is done very soon or very fast

در کمترین زمان, فوری
کافهٔ جدید خیلی زود محبوب شد.
just before it is too late

در آخرین لحظه
