کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 7
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 7 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "brush off"، "adolescent"، "self-reliant" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to make an offer or request in a polite manner
![[برای درخواست مودبانه]](https://api.langeek.co/v1/assets/flags/fa.png)
[برای درخواست مودبانه]
من سپاسگزار خواهم بود اگر بتوانید گزارش را تا پایان روز برای من ارسال کنید.
to casually ignore something or someone

نادیده گرفتن, کمتوجهی کردن، بیمحلی کردن
آنها اغلب انتقادات را نادیده میگیرند، ترجیح میدهند بر بازخوردهای مثبت تمرکز کنند.
to cancel what has been planned

لغو کردن, بهم زدن
مدیر مجبور شد جلسه را به دلیل یک وضعیت اضطراری لغو کند.
to use a sharp object like scissors or a knife on something to remove a piece from its edge or ends

بریدن
برای جا دادن قفسه به گوشه، او مجبور شد یک قسمت کوچک را از یک طرف ببرد.
to become less severe, intense, or harsh

به تدریج کاهش یافتن, کم شدن
پزشک به بیمار اطمینان داد که درد با داروی مناسب به تدریج کاهش مییابد.
to resist or overcome a temptation, impulse, attack, etc.

غلبه کردن, در برابر چیزی مقاومت کردن
دانشآموزان باید یاد بگیرند که چگونه هنگام مطالعه برای امتحانات حواسپرتیها را دفع کنند.
to leave quickly, often in order to escape or avoid someone or something

فرار کردن
آنها توانستند بدون پرداخت صورتحساب فرار کنند.
to try to talk someone out of something or to advise against it

بر حذر داشتن, هشدار دادن
unable to survive, succeed, or stay healthy without someone or something

وابسته, متکی
علیرغم سالهای زندگی مستقل، او هنوز از نظر عاطفی به دوستان دوران کودکی خود وابسته احساس میکرد.
describing an individual who has lived for a very long time and is not able to do certain activities due to old age

پیر و فرتوت, پیر و ناتوان
ممکن است پیر و فرتوت باشم، اما احمق نیستم.
able to take care of oneself without needing help from others

خودکفا
طبیعت خودکفای او به او اجازه داد تا با اعتماد به نفس و استقلال از چالشهای زندگی عبور کند.
advanced in age

پیر, سالمند
مرد مسن برای کمک به تحرک خود به چوبدست تکیه کرد.
giving encouragement or providing help

حمایتکننده, پشتیبان
جامعه حمایتکننده برای جمعآوری کمکهای مالی برای خیریه محلی گرد هم آمدند، که نشاندهنده همبستگی و دلسوزی بود.
having a lot of energy

پرانرژی, پرتکاپو
حضور پویا او روی صحنه تماشاگران را مجذوب خود میکند و آنها را به اجرایش میکشاند.
displaying poor judgment or a lack of caution

احمق
او بدون در نظر گرفتن عواقب، قول احمقانهای داد.
deeply knowledgeable and experienced and capable of giving good advice or making good decisions

عاقل
رهبر خردمند تمام گزینهها را قبل از تصمیمگیری برای تیم به دقت در نظر میگیرد.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
علیرغم سن کم، او کاملاً مستقل است، امور مالی و مسئولیتهای خود را مدیریت میکند.
to refuse to change one's opinions, behaviors, habits, etc.

در عادتها خشک و غیرقابلتغییر, به شیوه خودش چسبیده
آنقدر به روش خودش چسبیده که شیوه اداره دفتر را عوض نمیکند.
a young person who is in the process of becoming an adult

نوجوان
بسیاری از نوجوانان با فشار برای عملکرد خوب تحصیلی مواجه میشوند.
behaving in a way that is immature or typical of a child

احمقانه, کودکانه، بچگانه
خنده های مداوم نوجوان در طول بحث جدی توسط بزرگسالان بچگانه تلقی شد.
a young person who has not reached adulthood yet

نوجوان
دادگاه یک وکیل را برای نمایندگی نوجوان در طول رسیدگیهای قانونی تعیین کرد.
possessing enough skill or knowledge in a certain field or job

باتجربه
رهبری با تجربه او تیم را با اطمینان از میان پروژههای چالشبرانگیز هدایت کرد.
