کتاب 'اینسایت' پیشرفته - واحد 1 - 1A
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1A در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "دست نزدیک"، "قدم بلند"، "بازگشت"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of a situation) completely under one's control

تحت کنترل, در دست
مدیر گفت قبل از رسیدن مهمانها همهچیز تحت کنترل است.
to not hesitate to do or say what one truly wants

تعارف نداشتن, رک و راست گفتن
بیتعارف گفت که آن مقام بالا را میخواهد.
a subject over which people disagree

محل اختلاف, موضوع دعوا
جای پارک هنوز محل اختلاف همسایههاست.
about to happen very soon

در شرف وقوع
to become extremely scared or surprised, causing a strong physical reaction

از جا پریدن, یکه خوردن
وقتی گربه از اتاق رد شد، از جا پرید.
used to refer to someone who is extremely thin, often in an unattractive and unhealthy way

پوست و استخوان, استخوانی
سگ گرسنه چیزی جز پوست و استخوان نبود.
to help a person get out of a situation that involves danger or difficulty

کسی را از مخمصه نجات دادن, به داد کسی رسیدن
وقتی وسط عمل برق رفت، ژنراتور اضطراری به دادمان رسید.
(of two things) to be closely connected to one another, particularly in a way that one of them causes the occurrence of another

در ارتباط مستقیم با یکدیگر بودن
to make a person or thing better

بهبود بخشیدن, بهتر کردن
اضافه کردن جزئیات بیشتر به مقاله شما بهبود میبخشد به وضوح و عمق آن.
to better or increase someone or something's quality, strength, value, etc.

بهبود بخشیدن, ارتقا دادن
ورزش منظم میتواند تقویت کند تناسب اندام و سلامت کلی را.
to change the appearance, character, or nature of a person or object

تبدیل کردن, دگرگون کردن
هنرمند از رنگهای پرجنبوجوش برای تبدیل یک بوم خالی به یک شاهکار چشمگیر استفاده کرد.
to repair a work of art, building, etc. so that it is in a good condition again

مرمت کردن, بازسازی کردن
آنها ساختمان تاریخی را به عظمت سابقش بازسازی کردند، با حفظ جزئیات معماری آن.
to develop from a simple form to a more complex or sophisticated one over an extended period

تکامل یافتن, دگرگون شدن
نظریههای علمی تکامل مییابند با ظهور شواهد و درک جدید.
to learn of and confirm the facts about something through calculation or research

تعیین کردن, مشخص کردن، معین کردن
تحلیلگران اغلب با مطالعه شاخصهای اقتصادی، روندهای بازار را تعیین میکنند.
to make a society, law, system, or organization better or more effective by making many changes to it

اصلاحات ایجاد کردن
دولت در حال اصلاح قانون مالیاتی خود برای ترویج عدالت و تحریک رشد اقتصادی است.
to cause something to change

تغییر دادن, عوض کردن، دگرگون کردن
پس از دریافت بازخورد، او تصمیم گرفت ارائه خود را تغییر دهد تا جذابتر شود.
to change something such as a process, situation, etc. to be the opposite of what it was before

برعکس کردن, معکوس کردن
بهروزرسانی نرمافزار عواقب ناخواستهای داشت و شرکت را مجبور کرد تغییرات را معکوس کند.
to develop into a more advanced or improved stage

پیشرفت کردن, رشد کردن
همانطور که تیم به همکاری ادامه میداد، نمونه اولیه به یک محصول کاملاً کاربردی پیشرفت کرد.
to go back to a previous state, condition, or behavior

برگشتن (به حالت قبلی), عقبگرد کردن
علیرغم پیشرفت، گاهی به عادتهای قدیمی خود بازگشت.
to keep changing one's behavior or opinions in an abrupt manner

مدام رنگ عوض کردن, دمبهدم عوض شدن
اینقدر دمبهدم عوض نشو؛ یک روش را انتخاب کن و پایش بمان.
noticeable progress or advancement made towards a goal or desired outcome

گام بلند (به سوی یک هدف خاص), پیشرفت چشمگیر
با هر گام، تیم تحقیقاتی به یافتن درمان نزدیکتر میشود.
to try one's best to improve something that is not good or satisfactory enough

به خود آمدن, همت کردن و بهتر عمل کردن
خدمات رستوران اخیراً ضعیف بوده؛ باید به خودش بیاید و بهتر عمل کند.
the point or situation from which one starts to do something

خانه اول, نقطه شروع
مذاکرات شکست خورد و دو طرف برگشتند سر خانه اول.
a pair of upright posts typically used in sports such as football or soccer to define the area where goals are scored

تیر دروازه
توپ از تیر دروازه برگشت و در طول مسابقه فوتبال به بازی بازگشت.
to become more and more successful with the passage of time

روزبهروز موفقتر شدن, پیوسته پیشرفت کردن
مسیر شغلی او در طول سالها روزبهروز موفقتر شده است.
to reverse the position of something, making what was on top now at the bottom and vice versa

وارونه کردن
![to [make] no bones about {sth} to [make] no bones about {sth}](/assets/img/no-pic-260w.png)