کتاب 'اینسایت' پیشرفته - بینش واژگان 6
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 6 در کتاب درسی Insight Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "incessant"، "hectic"، "plague"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of a place or atmosphere) full of excitement and energy

هیجانانگیز (مکان)
خنده کودکان هوا را پر کرد و پارک را پر جنب و جوش کرد.
a small step in front of the main door of a building or house

پله جلوی در
پیک در را زد و بسته را روی آستانه در گذاشت و رفت.
producing or having a lot of loud and unwanted sound

پرسروصدا
سایت ساخت و ساز پر سر و صدا بود، با ماشینآلات و کارگرانی که صداهای بلند ایجاد میکردند.
to make something unusable or ineffective

داغان کردن
مدار معیوب قفل الکترونیکی را از کار انداخت و دسترسی به ساختمان را مسدود کرد.
extremely busy and chaotic

پرمشغله
تغییرات آخر دقیقه برنامهریزی رویداد را حتی از معمول پرمشغلهتر کرد.
related to the most recent time or to the present time

نوین, مدرن
مستند به بررسی چالشهای پیش روی جامعه مدرن میپردازد.
fixed tightly in a particular position and incapable of moving or being moved

گیرکرده
پنجره گیر کرده از باز شدن امتناع کرد و اجازه نداد هوای تازه به داخل اتاق بیاید.
(of a person) noisy, disruptive, and often behaving in a disorderly or unruly way

جنجالآفرین
بار پر از هواداران پرسروصدا بود که تا دیروقت در حال جشن گرفتن پیروزی تیمشان بودند.
to continually cause someone or something difficulty, pain, or worry

به ستوه آوردن
شرکت با خرابیهای مکرر سیستم درگیر بود، که باعث اختلال میشد.
happening or continuing without interruption or stopping

پیوسته, پیدرپی
پارس بیوقفه سگ همسایه آنها را تمام شب بیدار نگه داشت.
an event or situation that interrupts or disrupts the normal state or functioning of something

اختلال
زیستگاه حیات وحش به دلیل ساخت و ساز دچار اختلال شد.
behaving in a way that is unnecessarily risky or very stupid

بیمغز, بیفکر، بیپروا
گرفتن چنین وام بزرگی بدون درآمد ثابت از نظر مشاور مالی او بیاحتیاط به نظر میرسید.
a strong and uncontrollable interest or attachment to something or someone, causing constant thoughts, intense emotions, and repetitive behaviors

وسواس, علاقهمندی وافر
وسواس نسبت به فرهنگ سلبریتیها اغلب باعث میشود افراد رشد شخصی خود را نادیده بگیرند.
in a way that causes physical or emotional pain

بهطور دردناک, با درد
نامه رد او به او دردناک برخورد کرد.
to a specific degree, particularly when compared to other similar things

نسبتاً, به طور نسبی
توضیح او نسبتاً واضح بود، اگرچه هنوز کمی گیجکننده بود.
in a small amount, extent, or level

کمی, اندکی
تن صدایش کمی جدیتر شد در طول مکالمه.
in a way that is widely known or recognized typically for negative reasons

با بدنامی, بهطور انگشتنما
رستوران به دلیل خدمات کند و کیفیت ناهمگون غذایش بدنام بود.
to a very great degree

بهطور باور نکردنی
او از نتایج امتحانش بطور باورنکردنی خوشحال بود.
used as an intensifier to express a very high degree

بهشدت
دانشآموزان قبل از امتحانات نهایی دیوانهوار مطالعه کردند.
used to express strong emotions, concerns, or intensity of feeling

بهشدت, عمیقاً
ما عمیقاً به این هدف متعهد هستیم.
without any uncertainty

بیشک
او به وضوح از تصمیم ناراحت بود.
in a state of extreme excitement or confusion

دستوپا گمکرده (استعاری)
used to stress that a situation cannot be improved or corrected

ناامیدانه, عاجزانه
used to convey that something seems to be true based on the available evidence or information

ظاهراً
in a way that is clearly seen, known, or understood

مشخصا, بهطور بدیهی
راهحال به وضوح کار میکرد، زیرا نتایج بلافاصله بهبود یافتند.
used to express a situation or condition that is most desirable

بهطور ایدهآل, در شرایط آرمانی
برای مدیریت موفق پروژه، به طور ایدهآل، باید اهداف واضح، برنامهریزی مؤثر و ارزیابیهای منظم پیشرفت وجود داشته باشد.
in a way that cannot be stopped or avoided, and certainly happens

به ناچار, لاجرم
با رشد جمعیت، مناطق شهری اجتنابناپذیر گسترش مییابند تا تقاضای فزاینده برای مسکن را پاسخ دهند.
in a way that can be anticipated or expected with a high degree of certainty

بهطور قابل پیشبینی, طبق انتظار
بهروزرسانی نرمافزار، به طور قابل پیشبینی، باگهای گزارش شده را رفع کرد و ثبات کلی سیستم را بهبود بخشید.
to a surprising or exaggerated degree

بهطرز تکاندهندهای, به طرز تعجبانگیزی
نوزاد در طول کل پرواز به طور شگفتانگیزی آرام بود.
in a manner showing absolute confidence in the statement

مطمئناً, مسلماً
اگر به طور مداوم مطالعه کنید، قطعاً نمرات خود را بهبود خواهید بخشید.
in a way that is not surprising or unexpected

مطابق انتظار, همانطور که انتظار میرفت
جای تعجب نیست که آخرین کتاب نویسنده مشهور به سرعت در لیست پرفروشها صعود کرد.
continuing or taking place over a relatively extended duration of time

بلندمدت, طولانیمدت، درازمدت
آنها در مورد تأثیر بلندمدت سیاست جدید بر آموزش بحث کردند.
producing a sense of happiness or satisfaction

شادیآور, نشاطآور
کتاب جدید یک خواندن حال خوب است، که برای کسانی که به دنبال کمی مثبتاندیشی هستند، عالی است.
enduring or remaining for a considerable amount of time without quickly wearing off or disappearing

ماندگار, بادوام
معاهده پس از دهها سال درگیری، صلحی پایدار بین دو ملت ایجاد کرد.
an intense, often unreasonable or extravagant desire or admiration for someone or something

علاقه گذرا, عشق زودگذر
رمان خطرات شیفتگی را در جوانان بررسی کرد.
a strong sense of commitment, faithfulness, and devotion towards someone or something

وفاداری
وفاداری در روابط شخصی و حرفهای اهمیت دارد.
pleasant, friendly, and peaceful relations between individuals or nations

دوستی, رفاقت
مرکز جامعه برای تشویق دوستی و همکاری میان ساکنان محلی تأسیس شد.
a feeling of intense happiness, excitement, or pleasure

نشاط, شادی
شادمانی او در حالی که دور اتاق میرقصید آشکار بود.
a psychological trait or personality disorder where someone is excessively self-centered and believes they are superior to others

خودشیفتگی
علیرغم اعتماد به نفس ظاهری، خودشیفتگی او ناامنیهای عمیق و ترس از طرد شدن را پنهان میکرد.
a middle state between two opposing situations that is reached by slightly changing both of them, so that they can coexist

حد وسط
توافق جدید یک مصالحه بود که هر دو دیدگاه فرهنگی و حقوقی را در نظر گرفت.
mental condition that causes extreme and unusual changes in one's energy level, mood, or emotions

دیوانگی, شیدایی، علاقهمندی غیرعقلانی
strong love and support expressed for a person or thing

سرسپردگی, جانفشانی
فداکاری انسان دوستانه جنیفر از طریق تلاشهای خستگیناپذیرش در سازماندهی رویدادهای خیریه و جمعآوری کمکهای مالی برای نیازهای محلی به نمایش گذاشته شد.
to rely on something, such as a wall, for physical support or stability

تکیه دادن
زن سالخورده سالها بر روی عصای خود تکیه زده است تا به راه رفتنش کمک کند.
to make someone really mad by constantly doing something that angers or annoys them

رو اعصاب کسی رفتن, کسی را کلافه کردن
to ruin the relationship of people or groups of people by causing them to disagree or hate each other

تفرقه انداختن, تفرقه پراکنی کردن
at someone's complete service

همیشه گوشبهفرمان
to manage to convince someone to do whatever one asks of them out of love or respect that they have for one

کسی را روی انگشت چرخاندن
to forcefully steal and take away valuable items from a town that has been captured

غارت کردن
در طول تهاجم، دشمن هر دژی را که تصرف کرد غارت کرد.
to cause something to happen

موجب شدن, سبب شدن
تصمیم جنجالی دولت، اعتراضات گستردهای را در سراسر کشور برانگیخت.
a rebellion or uprising, often involving violence, by a group of people against an authority or ruling power

قیام, شورش
شورش به سرعت در سراسر منطقه گسترش یافت و حمایت به دست آورد.
to actively gather and engage individuals by generating interest or excitement through promotion or persuasion

نظر یا حمایت مردم را جلب کردن
برای افزایش حضور، سازماندهندگان از استراتژیهای خلاقانه برای برانگیختن اشتیاق به کنفرانس استفاده کردند.
to cause a group of people or animals to scatter or disperse

متفرق کردن, وادار به عقبنشینی کردن
چند باد قوی برگهای پاییزی را پراکنده کرد و آنها را در خیابان پخش کرد.
(of military personnel) to assemble, regroup, or prepare for action

گرد هم آمدن
نیروها برای دفع حمله دشمن جمع شدند.
