بگلری، یک اسباب بازی مهارتی یونانی با یک نخ و مهره یا وزنههایی که برای انجام حرکات چرخشی و پرتابی بین انگشتان استفاده میشود
او بگلری خود را به پارک آورد تا به دوستانش چند حرکت جالب نشان دهد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مهارت و اسباببازیهای چرخشی مانند "یویو"، "اسکیپ-ایت" و "کنداما" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بگلری، یک اسباب بازی مهارتی یونانی با یک نخ و مهره یا وزنههایی که برای انجام حرکات چرخشی و پرتابی بین انگشتان استفاده میشود
او بگلری خود را به پارک آورد تا به دوستانش چند حرکت جالب نشان دهد.
*توپ شیطونک
توپ جهنده پس از برخورد به میز زیر کاناپه غلتید.
توپ
ما با یک توپ زرد تنیس بازی کردیم.
اسکیپ-ایت
او دوستانش را به چالش کشید تا ببینند چه کسی میتواند بیشترین بار بدون گیر کردن به Skip-It بپرد.
توپ ساحلی
بچهها توپ ساحلی را روی شنها پرتاب میکردند در حالی که ما در سایه استراحت میکردیم.
یک کنداما
ما بعد از ظهر را در پارک گذراندیم، به نوبت سعی کردیم توپ را روی میخ کنداما بگیریم.
یویوی چینی
من یک یویوی چینی از بازار خریدم؛ امیدوارم زود بتوانم آن را یاد بگیرم.
فرفره
او به برادرزادهاش یک فرفره چوبی با طرحهای روشن هدیه داد.
فرفره بیقراری
او به دوستش یک فیجت اسپینر به عنوان هدیه تولد داد.
بشقابپرنده
او در حال تمرین هدفگیری بود، سعی میکرد فریزبی را дальتر از همیشه پرتاب کند.
هولاهوپ
او ساعتها وقت صرف کرد تا به خودش با هولا هوپ جدید یاد بدهد.
*تق تقه
او برای اولین بار از کلاکرها استفاده کرد و پس از چند تلاش، بالاخره توانست آنها را به نرمی تاب دهد.
توروفلوکس
او Toroflux را روی مچ دستش گذاشت و تماشا کرد که چگونه به سمت پایین دستش جریان مییابد.
a versatile and colorful toy shaped like an open-ended shell, providing children with endless opportunities for imaginative play and creative activities, as it can be used as a seat, spinning toy, container, or even a hat
او از Bilibo به عنوان صندلی استفاده کرد در حالی که کتاب مورد علاقهاش را در حیاط پشتی میخواند.
اسباب بازی مهارتی
من یک اسباببازی مهارتی جدید خریدم تا به من کمک کند در اوقات فراغتم آرامش داشته باشم و تمرکز کنم.