بازی‌ها - معماها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پازل مانند "سودوکو"، "جدول کلمات متقاطع" و "پازل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بازی‌ها
اجرا کردن

معمای موقعیتی

Ex: They spent the evening solving situation puzzles and laughing at each other ’s wild guesses .

آنها شب را به حل معماهای موقعیتی و خندیدن به حدس‌های عجیب و غریب یکدیگر گذراندند.

اجرا کردن

معمای ریاضی

Ex: He found a mathematical puzzle online and could n’t stop working on it for hours .

او یک معمای ریاضی آنلاین پیدا کرد و نتوانست ساعتها از کار کردن روی آن دست بکشد.

sangaku [اسم]
اجرا کردن

سانگاکو

Ex: The sangaku in the shrine was so complex that only a few mathematicians were able to decipher it .

سانگاکو در معبد آنقدر پیچیده بود که فقط چند ریاضیدان توانستند آن را رمزگشایی کنند.

اجرا کردن

معمای منطقی

Ex: When we went camping , we passed the time by working on a logic puzzle book .

وقتی به کمپینگ رفتیم، وقت خود را با کار روی کتاب معماهای منطقی گذراندیم.

اجرا کردن

جورچین (نوعی بازی)

Ex: She enjoys the relaxing process of finding the right pieces for her jigsaw puzzle .

او از فرآیند آرامش‌بخش یافتن قطعات مناسب برای پازل خود لذت می‌برد.

اجرا کردن

معمای مکانیکی

Ex: After hours of trying , she finally figured out how to solve the mechanical puzzle .

پس از ساعتها تلاش، او بالاخره فهمید که چگونه معمای مکانیکی را حل کند.

اجرا کردن

پازل ساختنی

Ex: We worked as a team to complete the construction puzzle , helping each other understand how to arrange the pieces .

ما به عنوان یک تیم برای تکمیل پازل ساخت و ساز کار کردیم، به یکدیگر کمک کردیم تا بفهمیم چگونه قطعات را مرتب کنیم.

اجرا کردن

*مکعب روبیک

Ex:

من یک مکعب روبیک خریدم تا خودم را به چالش بکشم و توانایی‌های حل مسئله‌ام را بهبود بخشم.

اجرا کردن

معمای جداسازی

Ex: She solved the disentanglement puzzle in no time , impressing everyone at the party .

او معمای جداسازی را در کمترین زمان حل کرد، همه را در مهمانی تحت تأثیر قرار داد.

puzzle box [اسم]
اجرا کردن

جعبه معما

Ex: My friend loves collecting puzzle boxes ; her collection includes some really intricate designs .

دوستم عاشق جمع‌آوری جعبه‌های پازل است؛ مجموعه‌اش شامل برخی طرح‌های واقعاً پیچیده می‌شود.

اجرا کردن

پازل لغزنده

Ex: My little brother loves playing with his sliding puzzle during car rides .

برادر کوچکم عاشق بازی با پازل کشویی خود در طول سفرهای ماشینی است.

tangram [اسم]
اجرا کردن

تانگرام

Ex: After dinner , we sat around the table and worked on a tangram puzzle together .

بعد از شام، دور میز نشستیم و با هم روی یک پازل تانگرام کار کردیم.

crossword [اسم]
اجرا کردن

جدول

Ex:

جدول کلمات متقاطع سرنخ‌های سختی داشت، اما توانستم آن را تمام کنم.

word ladder [اسم]
اجرا کردن

نردبان کلمات

Ex: We played a word ladder game while waiting for the train .

ما یک بازی نردبان کلمات را در حین انتظار برای قطار انجام دادیم.

hangman [اسم]
اجرا کردن

حدس کلمات (نوعی بازی)

pub quiz [اسم]
اجرا کردن

مسابقه بار

Ex: I ’m terrible at geography , so I usually rely on my friends for that round in the pub quiz .

من در جغرافیا خیلی بد هستم، بنابراین معمولاً برای آن دور از مسابقه بار به دوستانم تکیه می‌کنم.

maze [اسم]
اجرا کردن

هزارتو

Ex: The children ran through the maze , laughing as they tried to find the quickest path .

بچه‌ها از میان هزارتو دویدند، در حالی که می‌خندیدند و سعی می‌کردند سریع‌ترین مسیر را پیدا کنند.

Sudoku [اسم]
اجرا کردن

سودوکو

Ex:

برنامه‌ها و وبسایت‌های آنلاین سودوکو انواع مختلفی از پازل‌ها را از سطح آسان تا حرفه‌ای ارائه می‌دهند که برای تمام سطوح مهارتی مناسب هستند.

riddle [اسم]
اجرا کردن

چیستان

Ex: They spent hours trying to crack the final riddle .

آن‌ها ساعت‌ها صرف کردند تا معمای نهایی را حل کنند.

اجرا کردن

پازل کاشی کاری

Ex: She brought out a tiling puzzle during our family game night , and we spent hours trying to complete it .

او یک پازل کاشیکاری در شب بازی خانوادگی ما بیرون آورد، و ما ساعتها صرف تلاش برای تکمیل آن کردیم.

Soma cube [اسم]
اجرا کردن

مکعب سوما

Ex: He enjoys playing with his Soma cube during his lunch breaks at work .

او از بازی با مکعب سوما خود در زمان استراحت ناهار در محل کار لذت می‌برد.

اجرا کردن

پازل تطبیق لبه

Ex: We decided to tackle the edge-matching puzzle together as a family activity .

ما تصمیم گرفتیم که پازل تطابق لبه را به عنوان یک فعالیت خانوادگی با هم حل کنیم.

rebus [اسم]
اجرا کردن

معمای تصویری

Ex: I love solving rebus puzzles because they make me think outside the box .

من عاشق حل معماهای ربوس هستم چون باعث میشه خارج از چارچوب فکر کنم.

tic-tac-toe [اسم]
اجرا کردن

بازی دوز

Ex: The teacher introduced tic-tac-toe as a fun way to practice strategy .

معلم تیک تاک تو را به عنوان یک راه سرگرم کننده برای تمرین استراتژی معرفی کرد.

ball maze [اسم]
اجرا کردن

ماز توپ

Ex: My little brother is so good at the ball maze ; he finishes it in no time .

برادر کوچکم در ماز توپ خیلی خوب است؛ او آن را در کمترین زمان تمام می‌کند.

Lego [اسم]
اجرا کردن

لگو

Ex: The Lego on the floor created a colorful landscape of buildings .

لگو روی زمین یک منظره رنگارنگ از ساختمان‌ها ایجاد کرد.

اجرا کردن

معمای چالش‌برانگیز

Ex: If you ’re looking for something to exercise your brain , I recommend a good brain-teaser .

اگر به دنبال چیزی برای تمرین مغز خود هستید، یک معما خوب را توصیه می‌کنم.

اجرا کردن

اسباب بازی ساختنی

Ex: Construction toys are great for helping kids develop their imagination and creativity .

اسباب‌بازی‌های ساختمانی برای کمک به کودکان در پرورش تخیل و خلاقیتشان عالی هستند.

toy block [اسم]
اجرا کردن

بلوک اسباب بازی

Ex: The teacher gave each student a set of toy blocks for the group activity .

معلم به هر دانش آموز یک مجموعه از بلوک های اسباب بازی برای فعالیت گروهی داد.

dots and boxes [عبارت]
اجرا کردن

*نقطه‌بازی

Ex: Dots and boxes is one of those games that gets more exciting the longer you play .