صفات ارزیابی و مقایسه - صفات ارزیابی مثبت
این صفات بر ویژگیهای مثبت، کیفیت بالا، یا جنبههای قابل توجه چیزی تأکید میکنند، که بازتابی از ارزیابی یا قدردانی مثبت است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
providing pleasure and enjoyment

خوب, دلپذیر
او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.
having an acceptable or desirable quality or level

خوب, موردقبول، قابلقبول
اشکالی ندارد اگر ماشینت را برای آخر هفته قرض بگیرم؟
feeling well or in good health

خوب, feeling OK or good
او قبلاً سردرد خفیفی داشت، اما حالا احساس خوبی میکند.
good enough or satisfactory, though not exceptional

قابل قبول, خوب
نمرههایش به اندازه کافی خوب بود، که به او اجازه داد دوره را بگذراند.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
achieving success or progress

مفید
ورزش منظم تأثیر مثبت بر سلامت کلی و رفاه دارد.
suitable or appropriate for the situation

مناسب, صحیح، درست، شایسته، درخور، بجا
او مطمئن شد که از تکنیکهای مناسب برای اطمینان از موفقیت پروژه استفاده کند.
suitable or acceptable for a given situation or purpose

مناسب, درست
شرکت منابع مناسب را برای کارمندان جدید فراهم کرد.
having more of a good quality

بهتر
ویرایش تجدید نظر شده کتاب بهتر است، بینشها و اطلاعات اضافی ارائه میدهد.
having the most favorable condition, maximizing efficiency or effectiveness

بهینه, مطلوب
آبرسانی کافی برای عملکرد ورزشی بهینه ضروری است.
suitable or appropriate in the circumstances

مناسب, بجا
صحنهآرایی فیلم برای زمینه تاریخی مناسب بود.
showing approval or support

مطلوب, مساعد
او پس از مصاحبه به او یک بررسی مطلوب داد.
fitting for a specific purpose, situation, or person

مناسب, متناسب
فیلم برای کودکان خردسال مناسب نیست.
good enough to meet the minimum standard or requirement

رضایتبخش
خدمات رضایتبخش بود، اگرچه به ویژه دوستانه نبود.
most favorable or effective under specific conditions

بهینه
ارتباط واضح کلید دستیابی به نتایج بهینه در کار تیمی است.
very beautiful or attractive

دوستداشتني, جذاب
او یک لباس دلانگیز به مهمانی پوشید.
capable of being approved

قابلقبول
دمای غذا برای سرو قابل قبول بود.
giving satisfaction and enjoyment

لذتبخش, لذیذ
عطر نان تازه پخته شده برای حواس لذت بخش بود.
appropriate for a particular purpose or occasion

مناسب
طرح رنگ اتاق برای استفاده مورد نظر آن مناسب بود.
indicating potential for success or positive outcomes

(آینده) امیدبخش, نویددهنده
استارتاپ جدید بازخورد امیدوارکنندهای از سرمایهگذاران دریافت کرده است.
| صفات ارزیابی و مقایسه | |||
|---|---|---|---|
| صفات ارزیابی مثبت | صفتهای ارزیابی مثبت کیفیت | صفات ارزیابی مثبت زیبایی | صفات ارزیابی منفی |
| صفات ارزیابی منفی توهینآمیز | صفتهای شباهت | صفات تفاوت | |
