خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
این صفات بر ویژگیهای مثبت، کیفیت بالا، یا جنبههای قابل توجه چیزی تأکید میکنند، که بازتابی از ارزیابی یا قدردانی مثبت است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
خوب
فروشگاه مجموعهای از محصولات خوب را ارائه میدهد که دوام بیشتری دارند.
خوب
اگر برنامهها را تغییر دهید برای من مشکلی نیست.
خوب
دکتر او را معاینه کرد و گفت که حالش خوب است.
محبوب
او محبوبترین دانشآموز در کلاس خود است.
مناسب
پوشیدن لباس رسمی برای یک جلسه کاری مناسب است.
مناسب
پوشیدن لباس غیررسمی برای پیکنیک مناسب است.
بهتر
نرمافزار ارتقا یافته تجربه کاربری بهتری با عملکرد بهبود یافته ارائه میدهد.
بهینه
یک رژیم غذایی متعادل به سلامت بهینه و رفاه کمک میکند.
مناسب
هوای بارانی برای ماندن در خانه و خواندن مناسب بود.
مطلوب
سخنرانی او با تشویق مساعد روبرو شد.
مناسب
پارچه سبک لباس برای آب و هوای گرم مناسب است.
رضایتبخش
کیفیت کار با استانداردهای رضایتبخش شرکت مطابقت داشت.
بهینه
دمای بهینه برای پف کردن نان حدود 75°F است.
دوستداشتني
او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود میکرد.
قابلقبول
کیفیت گزارش قابل قبول بود، اما میتوانست بهبود یابد.
لذتبخش
گذراندن وقت با عزیزان میتواند بسیار لذتبخش باشد.
مناسب
سخنرانی صمیمی برای این مناسبت مناسب بود.
(آینده) امیدبخش
فداکاری و سختکوشی او، او را به یک نامزد امیدوارکننده برای ارتقاء تبدیل میکند.
برجسته
حس منحصر به فرد سبک او، او را به یک برجسته در میان همسالانش تبدیل میکند.
چشمگیر
بهبود قابل توجه در نمرههای او نتیجه تلاش سخت بود.