صفات ارزیابی و مقایسه - صفت‌های تفاوت

این صفات تضاد، تمایز یا واگرایی بین دو یا چند چیز را توصیف می‌کنند، مانند "متفاوت"، "نا مشابه"، "متمایز" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارزیابی و مقایسه
other [صفت]
اجرا کردن

دیگری

Ex:

ما باید سایر احتمالات را قبل از تصمیم‌گیری در نظر بگیریم.

unequal [صفت]
اجرا کردن

نابرابر

Ex: The distribution of wealth in the country was unequal , with a small percentage of the population holding the majority of resources .

توزیع ثروت در کشور نابرابر بود، با درصد کمی از جمعیت که اکثریت منابع را در اختیار داشتند.

opposite [صفت]
اجرا کردن

مخالف

Ex: His calm demeanor was opposite to her fiery temper .

رفتار آرام او مخالف طبع آتشین او بود.

alternative [صفت]
اجرا کردن

جایگزین

Ex: The company implemented alternative work schedules , allowing employees to choose flexible hours .

شرکت برنامه‌های کاری جایگزین را اجرا کرد، که به کارمندان اجازه می‌دهد ساعات کاری انعطاف‌پذیر را انتخاب کنند.

اجرا کردن

متفاوت

Ex: Students in the advanced math class receive more challenging assignments than those in the standard class , reflecting the differential curriculum .

دانش‌آموزان در کلاس ریاضی پیشرفته تکالیف چالش‌برانگیزتری نسبت به کلاس استاندارد دریافت می‌کنند، که منعکس کننده برنامه درسی تفاضلی است.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

اجرا کردن

نامتناسب

Ex: The allocation of resources to certain departments was disproportionate , leading to inefficiencies in overall operations .

تخصیص منابع به بخش‌های خاص نامتناسب بود و منجر به ناکارآمدی در عملیات کلی شد.

disparate [صفت]
اجرا کردن

ناجور

Ex: His taste in music was disparate , spanning genres from classical to heavy metal .

سلیقه موسیقی او متنوع بود، از کلاسیک تا هوی متال را در بر می‌گرفت.

distinct [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: The artist 's style is distinct , characterized by bold colors and abstract shapes .

سبک هنرمند متمایز است، با رنگ‌های جسورانه و شکل‌های انتزاعی مشخص می‌شود.

conflicting [صفت]
اجرا کردن

متناقض

Ex: The company 's values and actions were conflicting , undermining trust among employees and customers .

ارزش‌ها و اقدامات شرکت متناقض بودند، که اعتماد بین کارکنان و مشتریان را تضعیف کرد.

dissimilar [صفت]
اجرا کردن

بی‌شباهت

Ex: The two buildings have dissimilar architecture , one being modern and the other traditional .

دو ساختمان معماری متفاوتی دارند، یکی مدرن و دیگری سنتی است.

divergent [صفت]
اجرا کردن

واگرا

Ex: The road forks into two divergent trails leading to different villages .

جاده به دو مسیر واگرا تقسیم می‌شود که به روستاهای مختلف منتهی می‌شوند.

comparative [صفت]
اجرا کردن

نسبی

Ex: The comparative size of the two apartments made it clear which one was more spacious .

اندازه مقایسه‌ای دو آپارتمان مشخص کرد کدام یک گشادتر است.

relative [صفت]
اجرا کردن

نسبی

Ex: The difficulty of the hike was relative to the fitness level of the participants .

دشواری پیاده‌روی نسبی به سطح تناسب اندام شرکت‌کنندگان بود.

varied [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum exhibit showcased a varied collection of artwork spanning different periods and styles .

نمایشگاه موزه مجموعه‌ای متنوع از آثار هنری را به نمایش گذاشت که دوره‌ها و سبک‌های مختلفی را در بر می‌گیرد.

contrasting [صفت]
اجرا کردن

متضاد

Ex:

معماری قدیمی و مدرن در شهر یک خط افق متضاد ایجاد کرد.

اجرا کردن

ناسازگار

Ex: Their personalities were incompatible , leading to frequent arguments .

شخصیت‌های آنها ناسازگار بود، که منجر به بحث‌های مکرر می‌شد.

اجرا کردن

ناجور

Ex: The company 's product line was heterogeneous , offering a variety of goods to meet different consumer needs .

خط تولید شرکت ناهمگن بود، که انواع کالاها را برای برآوردن نیازهای مختلف مصرف‌کنندگان ارائه می‌داد.

اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: Her behavior towards him was inconsistent , alternating between affectionate and distant .

رفتار او نسبت به او ناپایدار بود، بین محبت‌آمیز و دوری در نوسان بود.

variant [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex:

زبان‌شناسان گونه‌های منطقه‌ای زبان را برای درک تفاوت‌های گویشی مطالعه کردند.

اجرا کردن

غیر یکسان

Ex: Their viewpoints on the issue were non-identical , reflecting diverse perspectives .

نظرات آنها در مورد این موضوع یکسان نبود، که منعکس کننده دیدگاه‌های متنوع بود.

discrete [صفت]
اجرا کردن

مجزا

Ex: The tasks were broken down into discrete steps to make the process more manageable .

وظایف به مراحل مجزا تقسیم شدند تا فرآیند را قابل مدیریت‌تر کنند.