صفات علت و معلول - صفات تأثیر
این صفات رویدادها و پدیدههایی را توصیف میکنند که بر محیط اطراف و موجودات درون آن تأثیر یا تأثیر میگذارند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of an activity) making one feel satisfied by giving one a desirable outcome

پرثمر, مفید، رضایتبخش
داوطلب شدن در پناهگاه محلی یک تجربه پاداشدهنده است، زیرا به افراد اجازه میدهد تأثیر مثبتی بر جامعه خود بگذارند.
causing harm or negative effects

آسیبرسان, مضر
شایعات آسیبزنندهیی که درباره او پخش شد، اعتبارش را در جامعه خدشهدار کرد.
intended to give a wrong idea or make one believe something that is untrue

گمراهکننده, فریبدهنده
او از وبسایتهایی که از عناوین گمراهکننده برای جذب کلیک استفاده میکردند، محتاط بود.
causing severe damage or limitation, often making it difficult to function normally

فلجکننده
اعتیاد فلج کننده به مواد مخدر روابط و حرفه او را نابود کرد.
causing one to feel serious or thoughtful, often by showing the seriousness of a situation

جدی, تفکر برانگیز
کلمات جدی او ما را از جدیت وضعیت آگاه کرد.
strongly condemning or criticizing, often suggesting severe consequences or implications

محکوم کننده, اتهام آمیز
اتهامات مخرب سوء رفتار منجر به استعفای چند مقام عالیرتبه شد.
appealing in a way that arouses interest or desire

فریبنده, جذاب
پیشنهاد وسوسهانگیز آزمایش رایگان، بسیاری از افراد را به ثبتنام در این خدمات تشویق کرد.
bringing together different elements to promote cooperation or harmony

متحد کننده, یکپارچه ساز
روح یکپارچه کار تیمی به گروه امکان داد تا به هدف مشترک خود دست یابد.
(of a person or thing) using more resources, time, or money than is necessary or appropriate

اسرافکار, هدردهنده
استفاده اسرافآمیز از کاغذ در دفتر، موجب تغییر به مستندات دیجیتالی برای صرفهجویی در منابع شد.
creating a feeling of relief and calmness both physically and mentally

آرامش بخش, مسکن
پارک آرام مکان مناسبی برای یک بعدازظهر آرامشبخش است.
causing damage or negative effects to someone or something

مضر, زیانآور
برخی مواد شیمیایی در محصولات تمیزکننده در صورت بلعیدن میتوانند مضر باشند.
not likely to cause injury, offense, or strong reaction

بیخطر, بیضرر
فیلم برای کودکان بیضرر است.
causing no danger or damage

بیخطر, ایمن
او به آنها اطمینان داد که دارو بیضرر است و هیچ اثر نامطلوبی نخواهد داشت.
shocking or disgraceful, often involving immoral or unethical behavior

رسوایی
عکس رسواییآمیز منتشر شده در اینترنت باعث شرمساری برای چهره عمومی شد.
full of danger or risk, often threatening safety or well-being

مخاطرهآمیز, خطرناک
صعود به اورست بدون تجهیزات مناسب یک تلاش پر خطر است.
presenting danger or threat, particularly to people's health or safety

پرمخاطره, خطرناک
نشت مواد خطرناک نیاز به تخلیه فوری منطقه داشت.
likely to result in problems or negative consequences

خطرناک, پرریسک
افزایش اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی، تهدیدی خطرناک برای اعتماد عمومی محسوب میشود.
very harmful or bad

فاجعه بار, مصیبتبار
تصمیم به صرفهجویی در اقدامات ایمنی منجر به یک حادثه فاجعهبار در محل ساختوساز شد.
causing disagreement or controversy among people

ستیزآفرین
پیشنهاد ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک ملی در میان محیطبانان بسیار جنجالی بود.
relating to wounds or physical injuries

جراحتی, زخمی
نجات از تصادف ماشین ضربهزننده او را با جراحات شدید جسمی رها کرد.
providing emotional relief or release

تطهیرکننده, رهایی بخش
تماشای یک فیلم غمگین میتواند تزکیهکننده باشد و به آزادسازی احساسات انباشته شده کمک کند.
stating the opposite of what one means to criticize, insult, mock, or make a joke

طعنهآمیز, کنایهآمیز
او با یک نظر کنایهآمیز پاسخ داد، که نشاندهنده عدم باور به داستان او بود.
causing a great deal of harm, suffering, or damage

فجیع, فاجعهآمیز
عدم رسیدگی به تغییرات آب و هوایی میتواند عواقب فاجعهآمیزی برای نسلهای آینده داشته باشد.
causing harm or damage

مخرب, زیانآور
کمبود ورزش میتواند برای تناسب اندام و رفاه عمومی مضر باشد.
able to have much impact on someone or something

تأثیرگذار, مؤثر
کتاب تأثیرگذار گفتگوی ملی درباره حفاظت از محیط زیست را برانگیخت.
aiming to make one laugh

کمدی, خنده دار
زمانبندی کمدی گروه بازیگران سریال کمدی، آن را برای سالها به مورد علاقه طرفداران تبدیل کرد.
causing laughter or amusement because of being funny or ridiculous

طنزآمیز, خندهدار
حرکات خندهدار توله سگهایی که دم خود را تعقیب میکردند همه را به خنده انداخت.
causing problems, difficulties, or annoyance

دردسرساز, مشکلساز
مهمانیهای پر سر و صدای همسایه آزاردهنده او شبها بیدارش نگه میداشت.
having a quality that brings back memories or suggests something familiar

یادآور, خاطره انگیز
ملودی آهنگ یادآور آهنگی بود که در جوانی شنیده بود.
suggesting or indicating something, particularly something unnoticeable or secret

آشکارساز, نشاندهنده
تردید نمایانگر او نشان میداد که چیزی را از ما پنهان میکند.
having the ability to forecast or foretell future events or outcomes

پیشبینانه, پیشگویانه
طبیعت پیشبینیکننده ژنتیک به دانشمندان اجازه میدهد تا افراد در معرض خطر برای بیماریهای خاص را شناسایی کنند.
free from conflict, violence, or disorder

درصلح
پس از کودتا، شهروندان مشتاق بازگشت به ثبات صلحآمیز دولت دموکراتیک قبلی بودند.
having a lot of respect, honor, and admiration in a particular field or society

باوقار, آبرومند
فارغالتحصیلان پرآوازه دانشگاه شامل برندگان جایزه نوبل و رهبران جهانی میشوند.
providing a feeling of freedom or empowerment, often by breaking away from constraints or restrictions

رهایی بخش, توانمندسازی
پیدا کردن صدای خود و بیان احساسات واقعی اش لحظه ای رهایی بخش برای نوجوان خجالتی بود.
creating and enforcing rules or regulations to control or govern a particular activity or industry

تنظیمکننده, کنترلکننده
دولت اقدامات تنظیمی جدیدی را برای محافظت از مصرفکنندگان در برابر اقدامات متقلبانه اجرا کرد.
causing or involving a grand or fundamental change, particularly leading to major improvements

بنیادین, اساسی
کشف پزشکی پیشگامانه به دلیل پتانسیل آن در درمان بیماریها به عنوان انقلابی مورد تحسین قرار گرفت.
| صفات علت و معلول | |||
|---|---|---|---|
| صفتهای علت | صفات تأثیر | صفات نتیجه موقت | صفات نتیجه دائمی |
| صفات نتیجه فیزیکی | صفتهای ظرفیت | صفات ظرفیت فیزیکی | |
