کلمات عمومی پایه آیلتس برای "دوستی و دشمنی"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دوستی و دشمنی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

buddy [اسم]
اجرا کردن

رفیق

Ex: Fishing trips are always more enjoyable when you have your buddies with you to share the experience .

سفرهای ماهیگیری همیشه لذت‌بخش‌تر هستند وقتی دوستان خود را همراه دارید تا تجربه را تقسیم کنید.

pal [اسم]
اجرا کردن

رفیق

Ex:

نگران نباش، رفیق، همه چیز درست می‌شود.

mate [اسم]
اجرا کردن

رفیق

Ex:

بعد از سال‌ها کار با هم، دوست شدیم.

companion [اسم]
اجرا کردن

همراه

Ex: Friends often become lifelong companions .
classmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌کلاسی

Ex: He often studied with his classmates in the library during exam week .

او اغلب با همکلاسی‌هایش در کتابخانه در طول هفته امتحانات درس می‌خواند.

teammate [اسم]
اجرا کردن

هم‌تیمی

Ex: He has been my teammate for three years .

او به مدت سه سال هم تیمی من بوده است.

neighbor [اسم]
اجرا کردن

همسایه

Ex: Our new neighbors invited us over for dinner .

همسایه‌های جدید ما ما را به شام دعوت کردند.

colleague [اسم]
اجرا کردن

همکار

Ex: My colleague shared valuable insights during the meeting , which helped us refine our strategy for the upcoming quarter .

همکار من بینش‌های ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.

roommate [اسم]
اجرا کردن

هم‌اتاقی

Ex: They had some disagreements at first , but now they are getting along well as roommates .

آنها در ابتدا برخی اختلاف نظرها داشتند، اما اکنون به عنوان همخانه‌ای خوب با هم کنار می‌آیند.

اجرا کردن

رفیق شفیق

Ex:

اگرچه آنها فقط مدت کوتاهی است که یکدیگر را می‌شناسند، جیک احساس می‌کند که یک BFF واقعی در هم‌اتاقی جدیدش پیدا کرده است.

enemy [اسم]
اجرا کردن

دشمن

Ex: She realized that her coworker was acting like an enemy , trying to sabotage her projects .
adversary [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The chess player studied his adversary ’s strategies before the tournament .

بازیکن شطرنج قبل از مسابقه استراتژی‌های حریف خود را مطالعه کرد.

alienation [اسم]
اجرا کردن

بیگانگی

Ex: Despite being surrounded by people , he often experienced alienation in the bustling city .

علیرغم اینکه توسط مردم احاطه شده بود، او اغلب در شهر شلوغ بیگانگی را تجربه می‌کرد.

conflict [اسم]
اجرا کردن

تقابل

Ex: She tried to mediate the conflict between her friends , aiming to restore their relationship .
opponent [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The political debate was heated , with each opponent making sharp points .

بحث سیاسی داغ بود، هر حریف نکات تیزی را مطرح می‌کرد.

competitor [اسم]
اجرا کردن

رقیب

Ex: The young competitor impressed everyone with his skills on the basketball court .

رقابت کننده جوان با مهارت‌هایش در زمین بسکتبال همه را تحت تأثیر قرار داد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی