pattern

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Measurement

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندازه‌گیری را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Vocabulary for Academic IELTS (8)
altimeter
[اسم]

an instrument used to measure and indicate the altitude of an object above a fixed level, typically the Earth's surface

فرازیاب, ارتفاع سنج

فرازیاب, ارتفاع سنج

Ex: Glider pilots use altimeters to navigate and optimize their flight paths based on changes in elevation and atmospheric conditions .خلبانان گلایدر از **ارتفاع‌سنج‌ها** برای ناوبری و بهینه‌سازی مسیرهای پرواز خود بر اساس تغییرات ارتفاع و شرایط جوی استفاده می‌کنند.
daily words
wordlist
بستن
ورود
ampere
[اسم]

the unit of electric current, symbolized as "A" in the International System of Units

آمپر

آمپر

Ex: The laboratory equipment required a precise current control, and the power supply was set to 1 ampere for accurate experimentation.تجهیزات آزمایشگاهی به کنترل دقیق جریان نیاز داشت و منبع تغذیه برای آزمایش دقیق روی 1 **آمپر** تنظیم شده بود.
daily words
wordlist
بستن
ورود
barometer
[اسم]

a scientific instrument used to measure air pressure

فشارسنج هوا, بارومِتر

فشارسنج هوا, بارومِتر

Ex: Sailors relied on the barometer to help them navigate safely by anticipating weather conditions at sea .ملوانان برای کمک به آنها در جهت‌یابی ایمن با پیش‌بینی شرایط آب‌وهوایی در دریا، به **بارومتر** تکیه می‌کردند.
daily words
wordlist
بستن
ورود
carat
[اسم]

a unit of weight used for measuring gemstones and pearls, equal to 200 milligrams or 0.2 grams

قیراط, واحد وزن مورد استفاده برای اندازه‌گیری سنگ‌های قیمتی و مروارید، معادل 200 میلی‌گرم یا 0.2 گرم

قیراط, واحد وزن مورد استفاده برای اندازه‌گیری سنگ‌های قیمتی و مروارید، معادل 200 میلی‌گرم یا 0.2 گرم

Ex: The vintage brooch featured a collection of small diamonds with a combined carat weight of 2.5 , creating a dazzling effect .سنجاق قدیمی مجموعه‌ای از الماس‌های کوچک با وزن مجموع **قیراط** 2.5 را ارائه می‌داد که اثری خیره‌کننده ایجاد می‌کرد.
daily words
wordlist
بستن
ورود
pace
[اسم]

a measure of length that equals the distance traveled between two steps during a walk

گام (واحد اندازه‌گیری مسافت), قدم

گام (واحد اندازه‌گیری مسافت), قدم

Ex: Track and field athletes may measure distances in paces during training to monitor and improve their performance over specific distances .ورزشکاران دو و میدانی ممکن است در طول تمرین فواصل را با **قدم** اندازه‌گیری کنند تا عملکرد خود را در فواصل خاص نظارت و بهبود بخشند.
daily words
wordlist
بستن
ورود
perimeter
[اسم]

the total length of the external boundary of something

محیط (هندسه)

محیط (هندسه)

Ex: The science project required students to build a model volcano and measure the perimeter of its base for stability analysis .پروژه علمی از دانش‌آموزان می‌خواست که یک مدل آتشفشان بسازند و **محیط** پایه آن را برای تحلیل پایداری اندازه‌گیری کنند.
daily words
wordlist
بستن
ورود
pint
[اسم]

a measure equal to 16 fluid ounces, often used for measuring liquids such as beer or milk

پاینت (واحد اندازه‌گیری حجم)

پاینت (واحد اندازه‌گیری حجم)

Ex: She bought a pint of chocolate milk for her afternoon snack .او یک **پاینت** شیر شکلات برای میان وعده بعدازظهرش خرید.
daily words
wordlist
بستن
ورود
pixel
[اسم]

the smallest unit of an image on the screen that collectively can form a whole image

پیکسل

پیکسل

daily words
wordlist
بستن
ورود
quart
[اسم]

a unit of volume measurement the United States for liquids, equal to 32 fluid ounces or approximately 946 milliliters

کوارت (واحد اندازه‌گیری)

کوارت (واحد اندازه‌گیری)

Ex: The quart is commonly used in the United States for measuring liquids such as milk , juice , and oil .**کوارت** معمولاً در ایالات متحده برای اندازه‌گیری مایعاتی مانند شیر، آبمیوه و روغن استفاده می‌شود.
daily words
wordlist
بستن
ورود
thermometer
[اسم]

a device used to measure a person's body temperature to assess for fever or abnormal temperature

دماسنج

دماسنج

Ex: The chef used a candy thermometer to monitor the temperature of the caramel sauce as it cooked.آشپز از یک **دماسنج** آب نبات برای نظارت بر دمای سس کارامل در حین پخت استفاده کرد.
daily words
wordlist
بستن
ورود
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
LanGeek
دانلود اپلیکشن LanGeek