واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - War

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جنگ را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
armada [اسم]
اجرا کردن

ناوگان

Ex: The Spanish armada sailed in 1588 to invade England .
mercenary [اسم]
اجرا کردن

مزدور

Ex: During the war , the government enlisted mercenaries to provide specialized skills in combat .

در طول جنگ، دولت مزدوران را برای ارائه مهارت‌های تخصصی در نبرد استخدام کرد.

armistice [اسم]
اجرا کردن

آتش‌بس موقت

Ex: After years of bloody fighting , an armistice was at last reached and the battlefield fell silent .

پس از سال‌ها نبرد خونین، سرانجام یک آتش‌بس برقرار شد و میدان جنگ به سکوت فرو رفت.

barricade [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: The military engineers erected barricades of concrete and debris to create a formidable line of defense .

مهندسان نظامی مانع‌هایی از بتن و آوار برپا کردند تا یک خط دفاعی formidable ایجاد کنند.

battalion [اسم]
اجرا کردن

گردان (نظامی)

Ex: The battalion 's mission was to secure the area and provide support .

ماموریت گردان امن کردن منطقه و ارائه پشتیبانی بود.

platoon [اسم]
اجرا کردن

دسته (ارتش)

Ex: The platoon was deployed to secure the perimeter .
espionage [اسم]
اجرا کردن

جاسوسی

Ex: The double agent played a crucial role in espionage , providing valuable information to both sides while remaining undetected .

عامل دوگانه نقش حیاتی در جاسوسی ایفا کرد، با ارائه اطلاعات ارزشمند به هر دو طرف در حالی که کشف نشده باقی ماند.

coup [اسم]
اجرا کردن

کودتا

Ex: The coup plotters were arrested and charged with treason for attempting to subvert the constitutional order .

کودتاچیان به دلیل تلاش برای براندازی نظم قانونی دستگیر و به خیانت متهم شدند.

guerrilla [اسم]
اجرا کردن

چریک

Ex: The guerrilla tactics included ambushes and hit-and-run attacks to disrupt enemy supply lines .

تاکتیک‌های چریکی شامل کمین و حملات ضربه و فرار برای مختل کردن خطوط تامین دشمن بود.

onslaught [اسم]
اجرا کردن

یورش

Ex: The city endured a sustained enemy onslaught , with citizens taking refuge in underground shelters to survive the bombings .

شهر یک حمله مداوم دشمن را تحمل کرد، با شهروندانی که برای زنده ماندن از بمباران‌ها به پناهگاه‌های زیرزمینی پناه بردند.

armament [اسم]
اجرا کردن

تسلیحات

Ex: The arms embargo limited the country 's access to advanced armament , affecting its ability to defend against external threats .

تحریم تسلیحات، دسترسی کشور به تسلیحات پیشرفته را محدود کرد و بر توانایی آن در دفاع در برابر تهدیدات خارجی تأثیر گذاشت.

artillery [اسم]
اجرا کردن

توپ‌خانه

Ex:

ژنرال دستور آتش‌باری از توپخانه را صادر کرد تا دفاع دشمن را قبل از حمله زمینی تضعیف کند.

arsenal [اسم]
اجرا کردن

زرادخانه

Ex: The city 's old arsenal has been turned into a military museum .

زرادخانه قدیمی شهر به یک موزه نظامی تبدیل شده است.

deterrent [اسم]
اجرا کردن

عامل بازدارنده نظامی

Ex: The presence of missile defense systems acts as a deterrent to missile strikes .

وجود سیستم‌های دفاع موشکی به عنوان یک بازدارنده در برابر حملات موشکی عمل می‌کند.

ammunition [اسم]
اجرا کردن

مهمات

Ex: Running out of ammunition forced the troops to retreat .
catapult [اسم]
اجرا کردن

منجنیق

Ex: Engineers worked to improve the counterweight and sling mechanisms on siege catapults to achieve more powerful ranges .

مهندسان برای بهبود وزنه تعادل و مکانیزم‌های پرتاب در منجنیق‌های محاصره کار کردند تا به بردهای قدرتمندتری دست یابند.

bazooka [اسم]
اجرا کردن

بازوکا

Ex:

در جنگ شهری، سربازان برای خنثی کردن تهدیدهای ناشی از وسایل نقلیه زرهی دشمن در فضاهای تنگ به بازوکاها متکی بودند.

to lance [فعل]
اجرا کردن

نیزه پرتاب کردن

Ex: During the tournament , the jouster showcased his ability to lance targets at high speed .

در طول مسابقه، جنگ‌جو توانایی خود را در نیزه‌زنی به اهداف با سرعت بالا نشان داد.

shrapnel [اسم]
اجرا کردن

ترکش

Ex: Survivors recounted the terrifying experience of being hit by shrapnel during the bombing .

بازماندگان تجربه ترسناک برخورد ترکش در طول بمباران را بازگو کردند.

musket [اسم]
اجرا کردن

تفنگ فتیله‌ای

Ex: The musket 's development significantly influenced military strategies in the early modern era .

توسعه تفنگ سرپر به طور قابل توجهی بر استراتژی های نظامی در اوایل دوران مدرن تأثیر گذاشت.

mortar [اسم]
اجرا کردن

خمپاره‌انداز

Ex: The mortar team adjusted their aim to accurately target enemy positions hidden behind cover .

تیم خمپاره‌انداز هدف خود را تنظیم کرد تا به دقت مواضع دشمن پنهان شده در پوشش را هدف بگیرد.

affray [اسم]
اجرا کردن

دعوا در ملاء عام

Ex: The video footage captured the affray on the street , prompting an investigation into the individuals involved .

فیلم ویدئویی درگیری در خیابان را ضبط کرد، که منجر به تحقیق در مورد افراد درگیر شد.

air raid [اسم]
اجرا کردن

حمله هوایی

Ex: Residents were instructed to follow air raid protocols and take cover in designated shelters .

به ساکنان دستور داده شد که پروتکل‌های حمله هوایی را دنبال کنند و در پناهگاه‌های تعیین شده پناه بگیرند.

atrocity [اسم]
اجرا کردن

قساوت

Ex: The survivors recounted the horrors of the atrocity , their voices trembling as they described the events .

بازماندگان از وحشت‌های جنایت گفتند، صدایشان در حالی که وقایع را توصیف می‌کردند می‌لرزید.

bridgehead [اسم]
اجرا کردن

سرپُل

Ex: Soldiers dug trenches around the bridgehead to protect against counterattacks .
evacuee [اسم]
اجرا کردن

آواره (جنگ، حوادث طبیعی و...)

Ex: The evacuees waited anxiously for news about when they could return home safely .

تخلیه‌شدگان با اضطراب منتظر خبری درباره زمانی بودند که می‌توانستند با ایمنی به خانه بازگردند.

garrison [اسم]
اجرا کردن

پادگان

Ex: Supplies were sent to the garrison for the winter .
to blitz [فعل]
اجرا کردن

ناگهان حمله کردن

Ex:

واحد پاسخ سریع آموزش دیده بود تا در شرایط اضطراری حمله برق‌آسا انجام دهد، که مداخله‌ای سریع و مؤثر را تضمین می‌کند.

to pillage [فعل]
اجرا کردن

چپاول کردن

Ex:

در زمان‌های آشوب، غارتگران از موقعیت استفاده کردند تا مغازه‌ها و خانه‌ها را غارت کنند.

to plunder [فعل]
اجرا کردن

چپاول کردن

Ex: In times of social unrest , looters may attempt to plunder businesses and homes .

در زمان‌های ناآرامی اجتماعی، غارتگران ممکن است سعی کنند کسب‌وکارها و خانه‌ها را غارت کنند.

to strafe [فعل]
اجرا کردن

با هواپیما به اهداف زمینی حمله کردن

Ex: The helicopter gunships were deployed to strafe insurgent hideouts in the mountainous region .

هلیکوپترهای جنگی برای شلیک به پناهگاه‌های شورشیان در منطقه کوهستانی مستقر شدند.

to outflank [فعل]
اجرا کردن

از جناحین حمله کردن

Ex: The military strategist instructed the artillery to create a diversion , allowing infantry to outflank the enemy 's main position .

استراتژیست نظامی به توپخانه دستور داد تا یک انحراف ایجاد کند، که به پیاده‌نظام اجازه می‌دهد تا موضع اصلی دشمن را دور بزند.

اجرا کردن

نابود کردن

Ex: The army 's strategy was to annihilate the enemy 's forces and secure victory .

استراتژی ارتش نابود کردن نیروهای دشمن و تضمین پیروزی بود.

to vanquish [فعل]
اجرا کردن

کامل شکست دادن

Ex: The commander devised a plan to vanquish the rebel uprising , reclaiming control over the disputed territories .

فرمانده طرحی برای شکست قیام شورشیان و بازپس‌گیری کنترل بر سرزمین‌های مورد مناقشه تدوین کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت