واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - سفر و مهاجرت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سفر و مهاجرت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the illegal practice of forcing the asylum seekers or the refugees to return to the country where they are at risk of prosecution

بازگرداندن پناهندگان
اردوگاه پناهندگان پناهگاهی امن برای کسانی که از آزار و اذیت فرار میکردند فراهم کرد، اطمینان حاصل کرد که آنها از refoulement محافظت شده و فرصت درخواست پناهندگی داشته باشند.
an individual who has left their native country to settle in another due to political reasons, war, or other upheavals

مهاجر
علیرغم چالشهای بودن به عنوان یک مهاجر، او نسبت به آینده امیدوار باقی ماند، سپاسگزار از فرصتها و آزادیهایی که در کشور جدیدش به او داده شد.
the time at which an aircraft, ship, etc. is scheduled for departure

زمان تقریبی حرکت
کاپیتان زمان تخمینی عزیمت کشتی را اعلام کرد و به مسافران توصیه کرد که به موقع سوار شوند تا عزیمت به موقع انجام شود.
the time at which one is likely to arrive at one's destination

زمان تقریبی رسیدن به مقصد
برگزارکنندگان کنفرانس ایمیلی با زمان تخمینی ورود سخنران اصلی ارسال کردند که به شرکتکنندگان اجازه میداد بر این اساس برنامهریزی کنند.
a person who has returned to their home country after living abroad

مهاجری که به کشور خود برگشته
بازگشتکنندگان داستانهای خود از مقاومت و امید را در طول یک رویداد اجتماعی به اشتراک گذاشتند.
to banish or force an individual to live in another country

تبعید کردن
برخی از کشورها ممکن است افراد درگیر در کلاهبرداری مالی یا فساد را تبعید کنند تا با عدالت روبرو شوند.
to get off a train

از قطار پیاده شدن
مسافران مسن توسط کارکنان ایستگاه برای پیاده شدن از قطار به صورت ایمن و حرکت در سکو کمک شدند.
to leave an aircraft after it has landed

از هواپیما پیاده شدن
به مسافران پروازهای اتصالی توصیه شد که برای اجازه دادن به زمان کافی برای بخش بعدی سفرشان، سریعاً از هواپیما خارج شوند.
to settle or land on a surface, often referring to a bird or insect

(روی یک سطح) نشستن, فرود آمدن
زنبورها در اطراف باغ وزوز میکردند، بر روی گلها مینشستند تا گرده را برای کندویشان جمع کنند.
to take or lead on a roundabout way, especially when a more direct route is unavailable or blocked

از بیراهه رفتن
اتوبوس به طور مختصر انحراف کرد تا مسافرانی را که در یک ایستگاه موقتاً بسته مانده بودند سوار کند.
(of a train) to accidentally go off the tracks

خارج شدن از ریل (قطار)
یک قطار باری حامل کالا در یک منطقه دورافتاده از ریل خارج شد.
to travel along a specific path on a regular basis

رفتوآمد کردن در یک مسیر
در ساعات اولیه صبح، شیرفروش محله را میپیمود و محصولات لبنی تازه را جلوی درها میگذاشت.
to grant citizenship to a foreigner

تبعه کردن, به تابعیت کشوری درآوردن، شهروند کردن
دولت برنامههایی را برای اعطای تابعیت به کودکانی که در خارج از کشور از والدین شهروند متولد شدهاند، اعلام کرد.
a small hotel or guesthouse that provides the residents with a resting place and breakfast

مهمانخانه کوچک
a person who has been forced to flee their home but remains within their country's borders due to conflict, violence, natural disasters, or human rights violations

مهاجرت اجباری داخلی
تلاشها برای پاسخگویی به نیازهای افراد آواره داخلی باید ایمنی و رفاه آنها را در اولویت قرار دهد، در حالی که به سمت راهحلهای پایدار کار میکند که به آنها اجازه میدهد زندگی و جوامع خود را بازسازی کنند.
the activity of visiting the countryside and staying with local farmers in rural areas of a foreign country

گردشگری زراعی
او از بازدید کشاورزی گردشگری خود از مزرعه لبنیات لذت برد، جایی که یاد گرفت چگونه گاوها را بدوشد و کره درست کند.
a vacation that one spends at or near one's home instead of traveling somewhere

تعطیلات در خانه
او یک روز اسپای staycation را برنامهریزی کرد، شامل ماساژ و فیشیال در یک مرکز سلامتی محلی.
a rotating conveyor system at an airport where checked luggage is delivered to passengers after a flight

وسیلهای که چمدانهای بررسی شده را به مسافران تحویل میدهد
کارکنان فرودگاه نوار نقاله چمدانها را زیر نظر داشتند تا به مسافران کمک کنند و هرگونه مشکل مربوط به چمدانهای گمشده یا جا به جا شده را حل کنند.
an inn or a place that provides lodging, especially for travelers or guests

مهمانخانه
شهر کوهستانی به یک مسافرخانه دنج با چشماندازهای نفسگیر از قلههای اطراف افتخار میکرد.
the standard or published price for a hotel room or service before any discounts or special offers are applied

قیمت استاندارد
او تصمیم گرفت اتاق را مستقیماً از طریق وبسایت هتل رزرو کند تا مطمئن شود بهترین نرخ را دریافت میکند، حتی اگر کمی بالاتر از نرخ استاندارد تبلیغ شده در جای دیگر بود.
someone whose job is parking customers' cars at restaurants or hotels

متصدی پارکینگ (هتل و رستوران)
پارکینگبان با دقت ماشین اسپرت گران قیمت را به یک جای پارک هدایت کرد، مطمئن شد که ایمن و محکم است.
a travel agency or ticket seller that offers inexpensive or discounted fares, often with a focus on budget or low-cost travel options

آژانس مسافرتی
a place, often a popular attraction, that tends to overcharge tourists or offer low-quality goods or experiences for the sake of profit

مکانی که به گردشگران گرانفروشی میکند
پس از ناامیدی از رستوران تله گردشگران، آنها از مسیرهای معمول دور شدند و یک غذاخوری محلی جذاب را کشف کردند که غذاهای اصیل را با قیمتهای معقول ارائه میداد.
the expulsion of a non-citizen or foreigner from a country, often for being undesirable or violating laws

اخراج (از کشور میزبان), دیپورت
دولت درباره سیاستهای سختگیرانهتر اخراج بحث کرد.
a female individual who has left their country to live elsewhere, often for political reasons

مهاجر (زن)
جامعه با آغوش باز از مهاجر زن استقبال کرد، با قدردانی از قدرت و شجاعتی که برای ترک همه چیزهای آشنا و شروع دوباره در سرزمینی بیگانه لازم بود.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) | |||
|---|---|---|---|
| War | Measurement | احساسات | سفر و مهاجرت |
| Weather | Pollution | فجایع | حیوانات |
| غذا و نوشیدنی | قیدهای حالت | ||
