واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Weather

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به آب و هوا را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
monsoon [اسم]
اجرا کردن

باران موسمی

Ex: The monsoon climate supports lush vegetation and diverse ecosystems , contributing to the rich biodiversity of regions like India and Bangladesh .

آب و هوای مونسون از پوشش گیاهی سرسبز و اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند و به تنوع زیستی غنی مناطق مانند هند و بنگلادش کمک می‌کنند.

اجرا کردن

بارش

Ex: The weather forecast predicts heavy precipitation tomorrow .
dew [اسم]
اجرا کردن

شبنم

Ex: Walking through the meadow at dawn , she felt the cool touch of dew on her bare feet , refreshing and invigorating .

در حالی که در سپیده‌دم از میان چمنزار می‌گذشت، لمس خنک شبنم را روی پای برهنه‌اش احساس کرد، طراوت‌بخش و انرژی‌دهنده.

thermometer [اسم]
اجرا کردن

دماسنج

Ex: The classroom thermometer showed it was already above comfortable levels by midmorning .

دماسنج کلاس نشان داد که تا اواسط صبح دما از سطوح راحت بالاتر رفته است.

anemometer [اسم]
اجرا کردن

بادسنج

Ex: Researchers placed an anemometer on top of the building to study urban wind patterns in the city .

محققان یک بادسنج را در بالای ساختمان قرار دادند تا الگوهای باد شهری را در شهر مطالعه کنند.

isobar [اسم]
اجرا کردن

ایزوبار (هواشناسی)

Ex:
اجرا کردن

مقیاس بوفورت

Ex:

در طول مسابقه قایقرانی، ملوانان به طور مداوم مقیاس بوفورت را برای حرکت در شرایط مختلف باد زیر نظر داشتند.

flurry [اسم]
اجرا کردن

طوفان ناگهانی

Ex: We saw a flurry of leaves swirling around in the wind .

ما یک تندباد از برگ‌ها را دیدیم که در باد می‌چرخید.

sleet [اسم]
اجرا کردن

باران نیمه منجمد

Ex: We decided to postpone the outdoor event due to the impending sleet storm .

ما تصمیم گرفتیم رویداد فضای باز را به دلیل طوفان باران و برف قریب الوقوع به تعویق بیاندازیم.

whiteout [اسم]
اجرا کردن

بارش برف متراکم و گسترده

Ex: Our camping trip was interrupted by a whiteout , forcing us to seek shelter in our tents .

سفر کمپینگ ما توسط یک کولاک سفید قطع شد و ما را مجبور کرد تا در چادرهایمان پناه بگیریم.

chinook [اسم]
اجرا کردن

باد شینوک

Ex: Travelers rejoiced as the chinook breeze made driving conditions more pleasant by clearing icy roads .

مسافران خوشحال شدند هنگامی که نسیم شینوک با پاک کردن جاده‌های یخی شرایط رانندگی را دلپذیرتر کرد.

gust [اسم]
اجرا کردن

وزش شدید باد

Ex: The sailor reefed the sails as the boat was hit by a strong gust , ensuring it could safely navigate the choppy waters .

ملوان بادبان‌ها را جمع کرد وقتی که قایق با یک تندباد شدید برخورد کرد، اطمینان حاصل کرد که می‌تواند با ایمنی در آب‌های مواج حرکت کند.

slush [اسم]
اجرا کردن

برف نیمه‌آب شده

Ex: The dog 's paws got covered in slush during the walk , leaving wet prints on the floor .

پنجه‌های سگ در طول پیاده‌روی با برف نیمه‌ذوب پوشیده شد، و ردهای خیس روی زمین باقی گذاشت.

squall [اسم]
اجرا کردن

طوفان ناگهانی همراه با بادهای شدید

Ex: During the hike , a squall caught us off guard , drenching us with a sudden downpour .

در طول پیاده‌روی، یک توفان ناگهانی ما را غافلگیر کرد و با بارانی ناگهانی خیسمان کرد.

flash flood [اسم]
اجرا کردن

سیل ناگهانی

Ex: The urban drainage system struggled to handle the unexpected volume of water during the flash flood .

سیستم زهکشی شهری در مقابله با حجم غیرمنتظره آب در طول سیل ناگهانی مشکل داشت.

sunburst [اسم]
اجرا کردن

ظهور ناگهانی نور خورشید

Ex: The dark , rainy day was brightened by a brief sunburst that lifted everyone 's spirits .

روز تاریک و بارانی با یک تابش خورشید کوتاه روشن شد که روحیه همه را بالا برد.

anticyclone [اسم]
اجرا کردن

واچَرخَند

Ex: The anticyclone 's high-pressure system suppressed cloud formation and precipitation , resulting in sunny days and cool evenings .

سیستم فشار بالای آنتی سیکلون تشکیل ابر و بارش را سرکوب کرد، که منجر به روزهای آفتابی و شب‌های خنک شد.

bluster [اسم]
اجرا کردن

طوفان

Ex: Walking along the waterfront became challenging as the bluster whipped up waves on the lake .

راه رفتن در امتداد ساحل دریاچه هنگامی که باد شدید موج‌ها را در دریاچه بالا می‌آورد، دشوار شد.

balmy [صفت]
اجرا کردن

ملایم (هواشناسی)

Ex: After a long winter , the arrival of balmy spring days lifted everyone 's spirits .

پس از زمستانی طولانی، آمدن روزهای ملایم بهار روحیه همه را بالا برد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت