افعال وجود و عمل - افعال برای استفاده

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به استفاده اشاره دارند مانند "tap"، "consume" و "exploit" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال وجود و عمل
to exert [فعل]
اجرا کردن

اعمال کردن

Ex: The lobbyists worked hard to exert pressure on lawmakers .

لابی‌گرها سخت کار کردند تا بر قانونگذاران فشار وارد کنند.

to exercise [فعل]
اجرا کردن

به کار بردن

Ex: The company decided to exercise its legal option to renegotiate the terms of the contract .

شرکت تصمیم گرفت از حق قانونی خود برای مذاکره مجدد شرایط قرارداد استفاده کند.

to consume [فعل]
اجرا کردن

مصرف کردن

Ex: Electric vehicles are designed to be more efficient , consuming less energy compared to traditional gasoline-powered cars .

وسایل نقلیه الکتریکی طراحی شده‌اند تا کارآمدتر باشند، مصرف انرژی کمتری در مقایسه با خودروهای سنتی بنزینی دارند.

to exhaust [فعل]
اجرا کردن

تمام کردن

Ex: The factory 's production processes were inefficient , causing it to exhaust raw materials at a faster rate than necessary .

فرآیندهای تولید کارخانه ناکارآمد بودند، که باعث می‌شد مواد خام را سریع‌تر از حد لازم تمام کند.

to deplete [فعل]
اجرا کردن

به ته رسانیدن

Ex: Excessive use of water for irrigation purposes can deplete groundwater resources .

استفاده بیش از حد از آب برای مقاصد آبیاری می‌تواند منابع آب زیرزمینی را تمام کند.

to use up [فعل]
اجرا کردن

کامل مصرف کردن

Ex: The chef used up all the fresh vegetables in preparing the meal .

سرآشپز تمام سبزیجات تازه را در تهیه غذا مصرف کرد.

to run out [فعل]
اجرا کردن

کامل مصرف شدن

Ex:

بنزین ماشینم تمام شد، بنابراین مجبور شدم تا نزدیک‌ترین ایستگاه پیاده بروم.

to draw on [فعل]
اجرا کردن

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن

Ex: The writer drew on historical events to craft a compelling narrative in the novel .

نویسنده از رویدادهای تاریخی استفاده کرد تا روایتی جذاب در رمان خلق کند.

to waste [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: It 's unfortunate that some people waste electricity by leaving lights on when they 're not needed .

متأسفانه برخی از افراد با روشن گذاشتن چراغ‌ها در زمانی که نیازی نیست، برق را هدر می‌دهند.

to squander [فعل]
اجرا کردن

هدر دادن

Ex: In his youth , he squandered numerous job opportunities due to a lack of commitment and reliability .

در جوانی، او به دلیل کمبود تعهد و قابلیت اطمینان، فرصت‌های شغلی زیادی را تباه کرد.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

to overuse [فعل]
اجرا کردن

استفاده بیش از حد

Ex: The comedian 's tendency to overuse a particular joke resulted in it losing its comedic impact over time .

تمایل کمدین به استفاده بیش از حد از یک شوخی خاص منجر به از دست دادن اثر کمدی آن در طول زمان شد.

to misuse [فعل]
اجرا کردن

سوءاستفاده کردن

Ex:

برخی از افراد به طور ناخواسته از کلمات سوء استفاده می‌کنند، که منجر به سوء تفاهم در ارتباطات می‌شود.

to abuse [فعل]
اجرا کردن

سوء استفاده کردن

Ex:

برخی افراد از فناوری که برای مقاصد آموزشی در نظر گرفته شده است، با استفاده از آن برای فعالیت‌های غیرمجاز و مختل کننده در کلاس سوء استفاده می‌کنند.

to utilize [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: Researchers utilize data analysis tools to extract meaningful insights from large datasets .

محققان از ابزارهای تحلیل داده برای استخراج بینش‌های معنادار از مجموعه‌های داده بزرگ استفاده می‌کنند.

to wield [فعل]
اجرا کردن

بامهارت به کار بردن (ابزار یا سلاح)

Ex: The carpenter demonstrated how to wield the power saw safely , making precise cuts in the woodworking project .

نجار نشان داد که چگونه اره برقی را به طور ایمن به کار ببرد، برش‌های دقیقی در پروژه نجاری ایجاد کرد.

to ply [فعل]
اجرا کردن

با مهارت استفاده کردن

Ex: Artisans in the pottery workshop ply the potter 's wheel to mold and shape clay into vessels .

صنعتگران در کارگاه سفالگری با مهارت از چرخ سفالگری استفاده می‌کنند تا گِل را به ظروف تبدیل کنند.

to exploit [فعل]
اجرا کردن

بهره برداری

Ex: Effective leaders know how to exploit the strengths of their team members .

رهبران مؤثر می‌دانند چگونه از نقاط قوت اعضای تیم خود بهره‌برداری کنند.

to tap into [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن از

Ex: The artist sought to tap into their creativity by exploring different mediums and techniques in their work .

هنرمند سعی کرد با کاوش در رسانه‌ها و تکنیک‌های مختلف در کار خود، از خلاقیت خود استفاده کند.

to leverage [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: Job seekers leverage their skills and experiences to stand out to potential employers .

جویندگان کار از مهارت‌ها و تجربیات خود استفاده می‌کنند تا در نظر کارفرمایان بالقوه برجسته شوند.