افعال وجود و عمل - افعال برای استفاده
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به استفاده اشاره دارند مانند "tap"، "consume" و "exploit" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put force on something or to use power in order to influence someone or something

اعمال کردن, وارد آوردن
شرکتهای بزرگ اغلب اعمال میکنند تأثیر قابل توجهی بر روندهای بازار.
to begin to apply or use something

به کار بردن
در صنعت سرگرمی، هنرمندان ممکن است انتخاب کنند که حقوق قراردادی خود را اعمال کنند تا استفاده از اثر خلاقانه خود را کنترل کنند.
to use a supply of energy, fuel, etc.

مصرف کردن, تمام کردن، صرف کردن
وسایل و سیستمهای روشنایی کارآمد میتوانند میزان برق مصرفی در خانهها را به میزان قابل توجهی کاهش دهند.
to use up or deplete a resource, material, or supply completely

تمام کردن, خالی کردن
استفاده مکرر و ناکارآمد از آب میتواند ذخایر آب محلی را تمام کند.
to use up or diminish the quantity or supply of a resource, material, or substance

به ته رسانیدن, کامل مصرف کردن
استفاده گسترده از سوختهای فسیلی پتانسیل کاهش منابع انرژی تجدیدناپذیر را دارد.
to entirely consume a resource, leaving none remaining

کامل مصرف کردن, تمام چیزی را مصرف کردن
آنها در طول سفر طولانی سوخت را تمام کردند.
(of a supply) to be completely used up

کامل مصرف شدن, تمام کردن
باتری کنترل از راه دور من تمام شد، و حالا نمیتوانم کانال را عوض کنم.
to remain available for future use or action

باقی ماندن
to use information, knowledge, or past experience to aid in performing a task or achieving a goal

(از دانش یا تجربه خود) بهره بردن
گوینده از تجربیات شخصی خود استفاده کرد تا اهمیت پشتکار را نشان دهد.
to use something without care or more than needed

هدر دادن, تلف کردن
شرکت به دلیل تمایل به هدر دادن منابع بدون در نظر گرفتن تأثیرات زیستمحیطی مورد انتقاد قرار گرفت.
to waste or misuse something valuable, such as money, time, or opportunities

هدر دادن, حرام کردن
مدیریت شرکت به دلیل تلف کردن منابع مالی در کمپینهای بازاریابی بیاثر مورد انتقاد قرار گرفت.
to do something with an object, method, etc. to achieve a specific result

استفاده کردن
من با استفاده از میوههای منجمد و ماست یک اسموتی درست میکنم.
to use something excessively or beyond reasonable limits

استفاده بیش از حد, سوء استفاده کردن
او تمایل داشت که در ایمیلهایش از علامتهای تعجب استفاده بیش از حد کند، که این کار تأثیر آنها را کاهش میداد و ارتباطات او را کمتر جدی نشان میداد.
to use something improperly or incorrectly

سوءاستفاده کردن, بد استفاده کردن
من به طور تصادفی محصول تمیز کردن را با استفاده از آن روی نوع اشتباه سطح استفاده نادرست کردم، که منجر به آسیب شد.
to use or manipulate something in a way that deviates from its intended purpose

سوء استفاده کردن, دستکاری کردن
دولت قوانین سختگیرانهای را برای پیگرد قانونی کسانی که از مواد کنترلشده سوءاستفاده میکنند و به بحران مواد افیونی دامن میزنند، اجرا کرد.
to put to effective use

استفاده کردن
به منظور صرفهجویی در انرژی، بسیاری از خانوارها اکنون از پنلهای خورشیدی برای تولید برق استفاده میکنند.
to handle something such as a tool or weapon in an effective way

بامهارت به کار بردن (ابزار یا سلاح)
به عنوان یک سرآشپز ماهر، او میدانست چگونه چاقوی آشپز را با سرعت و دقت به کار ببرد.
to use a tool skillfully and diligently, often in a repetitive or continuous manner

با مهارت استفاده کردن, به کار بستن با مهارت
در کارگاه، مجسمهساز از ابزارهای مختلف حکاکی با مهارت استفاده میکرد تا جزئیات را در مجسمه مرمری نمایان کند.
to utilize or take full advantage of something, often resources, opportunities, or skills

بهره برداری, استفاده کردن
موسیقیدان بااستعداد تلاش کرد تا از تمامی دامنهٔ سازهای ارکستر بهرهبرداری کند تا قطعهای غنی و پویا از موسیقی بسازد.
to access or make use of a resource or source of information

استفاده کردن از, دسترسی داشتن به
در طول کارگاه، شرکتکنندگان تشویق شدند تا از تجربیات شخصی خود استفاده کنند تا دیدگاههای متنوعی به بحث اضافه کنند.
to use something to its maximum advantage

استفاده کردن, بهره برداری کردن
دیپلماتهای ماهر میدانند چگونه از روابط دیپلماتیک استفاده کنند تا به توافقهای مطلوب دست یابند.
