افعال موجب حرکت - افعال برای گرفتن و دریافت کردن

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به گرفتن و دریافت اشاره دارند مانند "fetch"، "collect" و "inherit".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال موجب حرکت
to take [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex: Please take my hand as we cross the street .

لطفاً، هنگام عبور از خیابان دستم را بگیر.

to come by [فعل]
اجرا کردن

صاحب شدن

Ex:

او توانست یک کتاب نادر را از یک کتابفروشی محلی به دست آورد.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: She was happy to receive a surprise gift on her birthday .

او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.

to obtain [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: They have obtained the necessary licenses for the project .

آن‌ها مجوزهای لازم برای پروژه را به دست آورده‌اند.

to reap [فعل]
اجرا کردن

برداشت کردن

Ex: By consistently practicing , the athlete was able to reap improvement in performance .

با تمرین مداوم، ورزشکار توانست بهبود در عملکرد را دریافت کند.

to fetch [فعل]
اجرا کردن

رفتن و چیزی را آوردن

Ex: She asked her assistant to fetch the documents from the filing cabinet .

او از دستیارش خواست که اسناد را از کابینت بایگانی بیاورد.

to bring [فعل]
اجرا کردن

آوردن

Ex: Please bring your umbrella in case it rains .

لطفاً در صورت بارندگی چتر خود را بیاورید.

to collect [فعل]
اجرا کردن

بازستاندن (پول و قرض)

Ex: The insurance company employed agents to collect premium payments from policyholders .

شرکت بیمه نمایندگانی را برای جمع‌آوری پرداخت‌های حق بیمه از بیمه‌گذاران استخدام کرد.

to procure [فعل]
اجرا کردن

به‌ دست آوردن

Ex: The explorer had to procure essential supplies before embarking on the challenging expedition into the wilderness .

کاشف مجبور شد قبل از شروع سفر چالش‌برانگیز به طبیعت وحشی، ملزومات ضروری را تهیه کند.

to retrieve [فعل]
اجرا کردن

رفتن و آوردن

Ex: The dog was trained to retrieve the ball and bring it back to its owner during play .

سگ آموزش دیده بود تا توپ را بازیابی کند و در حین بازی آن را به صاحبش بازگرداند.

to reclaim [فعل]
اجرا کردن

پس گرفتن

Ex: After years of struggle , they were able to reclaim their independence .

پس از سال‌ها مبارزه، آن‌ها توانستند استقلال خود را بازپس بگیرند.

اجرا کردن

پس گرفتن

Ex: They took back the control of the company from the previous management .

آنها کنترل شرکت را از مدیریت قبلی پس گرفتند.

to derive [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: The chef could derive inspiration from various cuisines to create unique and flavorful dishes .

سرآشپز می‌تواند از آشپزی‌های مختلف الهام بگیرد تا غذاهای منحصر به فرد و خوشمزه ایجاد کند.

to bum [فعل]
اجرا کردن

گدایی کردن

Ex:

به جای خرید ناهار، او ترجیح می‌داد از همکلاسی‌هایش گدایی تنقلات کند.

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: She decided to donate a portion of the money she inherited to a charitable cause .

او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.