افعال موجب حرکت - افعال برای گرفتن و دریافت کردن
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به گرفتن و دریافت اشاره دارند مانند "fetch"، "collect" و "inherit".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to reach for something and hold it

گرفتن
او کلوچهای که بهش پیشنهاد دادم را گرفت و از من تشکر کرد.
to gain possession of something

صاحب شدن, به دست آوردن
آیا میدانی کجا میتوانم یک ماشین دست دوم خوب پیدا کنم؟
to receive or come to have something

دریافت کردن, گرفتن
بچهها از پدربزرگ و مادربزرگشان اسباببازی گرفتند.
to be given something or to accept something that is sent

دریافت کردن, گرفتن
ما یک دعوتنامه به عروسیشان دریافت کردیم.
to get something, often with difficulty

بهدست آوردن, کسب کردن، گرفتن
شرکت یک کمک هزینه قابل توجه برای تحقیق به دست آورده است.
to gain something, particularly something beneficial, as the result of one's actions

برداشت کردن, کسب کردن
کارآفرین از راهاندازی یک محصول جدید و نوآورانه سود قابل توجهی برداشت کرد.
to go and bring a person or thing, typically at someone's request or for a specific purpose

رفتن و چیزی را آوردن
بچهها با اشتیاق دویدند تا اسباببازیهایشان را بیاورند وقتی والدینشان آنها را به داخل صدا زدند.
to come to a place with someone or something

آوردن, همراه آوردن
او دوستش را به مهمانی آورد.
to gather payments owed by individuals or entities

بازستاندن (پول و قرض)
کتابخانه یک سیستم جدید برای جمعآوری جریمههای کتابهای معوقه اجرا کرد.
to obtain something, especially through effort or skill

به دست آوردن, تدارک کردن
دولت برای تهیه واکسنها به منظور مقابله با بحران بهداشت عمومی، با شرکتهای دارویی و سازمانهای بینالمللی مذاکره کرد.
to go and get back something that was lost or left behind

رفتن و آوردن
او متوجه شد که تلفنش را در خانه جا گذاشته و مجبور شد قبل از سفر برای بازیابی آن برگردد.
to get back something that has been lost, taken away, etc.

پس گرفتن
او توانست چمدان گمشدهاش را از بخش اشیای گمشده فرودگاه پس بگیرد.
to regain the possession of a thing or person

پس گرفتن
صاحبخانه دوچرخه دزدیده شدهاش را پس از اینکه پلیس آن را پیدا کرد پس گرفت.
to get something from a specific source

بهدست آوردن, گرفتن
معلمان هدفشان کمک به دانشآموزان برای استخراج معنا و درک از متون ادبی پیچیده است.
to get something through asking without offering anything in exchange

گدایی کردن, درخواست کردن
با دانستن اینکه کیف پولش را فراموش کرده بود، امیدوار بود که یک فنجان قهوه از همکارش بگیرد.
to receive money, property, etc. from someone who has passed away

به ارث بردن
کسب و کار به نسل بعدی به آرامی به ارث رسید، زیرا خواهران و برادران سهام برابر به ارث بردند.
| افعال موجب حرکت | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای ایجاد حرکت | افعال برای ایجاد جدایی | افعال برای تغییر ارتفاع | افعال برای انتشار |
| افعال برای دادن و فرستادن | افعال برای گرفتن و دریافت کردن | افعال برای معامله و تبادل | |