پرتاب کردن
زبالههای خود را روی زمین نیندازید، از سطل زباله استفاده کنید.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به ایجاد جدایی مانند "پرتاب کردن"، "انداختن" و "پخش کردن" اشاره دارند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پرتاب کردن
زبالههای خود را روی زمین نیندازید، از سطل زباله استفاده کنید.
بیرون انداختن
ما باید این جعبهها را دور بیندازیم، آنها فضای زیادی را اشغال کردهاند.
پرت کردن
بچهها در پارک در حالی که فریزبی را به جلو و عقب پرتاب میکردند، خندیدند.
پرتاب کردن
ورزشکار نیزه را با دقت در طول مسابقه پرتاب کرد.
پرتاب کردن به صورت قوسی و آهسته
به جای پرتاب مستقیم، او انتخاب کرد که بادکنک آب را به آرامی به هوا پرتاب کند.
پرتاب کردن، انداختن
در تلاش برای زدن هدف، او با مهارت نعل اسب را به آن سوی حیاط پرتاب کرد.
پرت کردن
او هنگام ورود به اتاق کولهپشتی خود را روی صندلی پرتاب کرد.
پرتاب کردن
در یک بازی نعل اسب، بازیکنان به نوبت سعی میکنند نعل اسب را به یک میخ پرتاب کنند.
پرتاب کردن
افزایش فشار باعث شد شیر بخار بخار را با نیرو به هوا پرتاب کند.
پرتاب کردن
پرش اسکی طراحی شده بود تا اسکی بازها را برای یک فرود هیجان انگیز به هوا پرتاب کند.
پرتاب کردن با فلاخن
جنگجویان باستان در پرتاب پرتابههای کوچک به دشمنان خود از راه دور مهارت داشتند.
پرتاب کردن
در لحظهای از هیجان، او کلاه خود را به هوا پرتاب کرد تا پیروزی را جشن بگیرد.
چند (توپ را) به هوا پرتاب کردن
سرگرمکننده در طول اجرای خود با مشعلهای آتش جاگل کرد.
پراکنده کردن
توفان تگرگ سنگها را روی سقف پراکنده کرد و به سفالها آسیب زد.
پراکنده قرار دادن
هنرمند تصمیم گرفت رنگهای زنده را در نقاشی بپاشد، که ترکیب بصری جالبی ایجاد کرد.
پاشیدن
باغبان با دقت دانهها را روی خاک پاشید، در انتظار رشد گلهای رنگارنگ در هفتههای آینده.
پاشیدن
او یک اسپری از عطر را در هوا پخش کرد قبل از اینکه وارد آن شود، تا از پخش شدن سبک و یکنواخت آن اطمینان حاصل کند.
پاشیدن
برای آرایش موهایش، او یک اسپری سبک از اسپری مو میزد تا فرها را در جای خود ثابت کند.
پاشیدن
موتورسوار با سرعت از جاده گلی گذشت و گل را به روی وسایل نقلیه نزدیک پاشید.