افعال موجب حرکت - افعال برای معامله و تبادل
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به معامله و مبادله مانند "قرض گرفتن"، "تعویض" و "وام دادن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to use or take something belonging to someone else, with the idea of returning it

قرض گرفتن
به جای خرید یک ماشین چمنزنی، او تصمیم گرفت برای آخر هفته یکی را از همسایهاش قرض بگیرد.
to give someone something, like money, expecting them to give it back after a while

قرض دادن
او موافقت کرد که ماشینش را به دوستش برای آخر هفته قرض دهد.
to give someone something, such as an amount of money, with the understanding that it will be returned

قرض دادن (پول), وام دادن
او تصمیم گرفت ابزارهای لازم برای پروژه بهبود خانه را به دوستش قرض دهد.
to turn a check, financial paper, etc. into real money

به پول نقد تبدیل کردن
او نیاز داشت چکهای مسافرتی را نقد کند تا برای سفر پول محلی داشته باشد.
to give something, particularly money, to make up for the difficulty, pain, damage, etc. that someone has suffered

جبران خسارت کردن, غرامت دادن
دولت صندوقی برای جبران خسارت قربانیان یک فاجعه طبیعی تأسیس کرد.
to repay someone for their efforts, losses, services, etc.

خسارت دادن
مدیر هتل قول داد که مهمانان را به خاطر مزاحمت صوتی در طول اقامتشان جبران کند.
to repay someone for expenses or losses they have experienced

بازپرداخت کردن, جبران خسارت کردن
دانشگاه موافقت کرد که دانشجویان را برای هزینههای غیرمنتظره کتابهای درسی جبران کند.
to repay someone for financial loss, damage, etc. that they have experienced

غرامت دادن
قرارداد اجاره مستلزم آن بود که مستاجر خسارات وارده به ملک را که فراتر از استهلاک عادی بود، به موجر جبران کند.
to repay someone, typically for losses or expenses they have suffered

بازپرداختن
شرکت هواپیمایی مسافران را به خاطر مشکلات ناشی از لغو پروازها جبران خسارت خواهد کرد.
to give something as a reward or compensation for services, favors, or achievements

جبران کردن, تلافی کردن
او همیشه تلاش میکند تا جبران هر لطفی که دریافت میکند را بکند.
to give something to a person and receive something else in return

مبادله کردن, ردوبدل کردن
بیایید اطلاعات تماس را تبادل کنیم تا بتوانیم در تماس بمانیم.
to give something to someone and receive something else from them

ردوبدل کردن
کنفرانس فرصتی را برای متخصصان فراهم کرد تا ایدهها و بینشها را در زمینههای مربوطه خود مبادله کنند.
to exchange one thing for another through a mutual agreement

مبادله کردن, عوض کردن (کالا با کالا)
او SUV بزرگ خود را با یک ماشین هیبریدی با مصرف سوخت بهتر معاوضه کرد.
to exchange goods or services without using money

معامله کالابهکالا کردن
جوامع نزدیک به رودخانهها اغلب ماهی و سایر منابع آبی را با محصولات کشاورزی مبادله میکردند.
to swap items, information, etc. between different parties

مبادله کردن, تعویض کردن
دانشمندان از رشتههای مختلف اغلب دادهها و یافتهها را مبادله میکنند تا تحقیقات را پیش ببرند.
to swap one thing with another

تعویض کردن, جابجا کردن
آشپز غذای اصلی منو را با یک غذای فصلی که شامل محصولات محلی بود عوض کرد.
to put someone or something new instead of someone or something else

جایگزین کردن, تعویض کردن
مربی تصمیم گرفت بازیکن مصدوم را با یک جایگزین از نیمکت عوض کند.
to put something or someone in the place of another

جایگزین کردن
کارخانه ماشینآلات خود را ارتقا داد، جایگزین کردن کار دستی با فرآیندهای خودکار برای بهبود کارایی.
to substitute one thing for another, particularly something better or newer, but of the same kind

عوض کردن
باتری قدیمی در کنترل از راه دور نیاز به تعویض دارد.
to replace the position or importance of something

جایگزین کردن, جابجا کردن
محصول نوآورانه با ارائه ویژگیهای بهبود یافته، هدف جایگزینی راهحلهای موجود در بازار را دارد.
to replace something, especially by force or through competition

جایگزین کردن, جای (چیزی را) گرفتن
ایدههای نسل جوان گاهی میتوانند هنجارهای سنتی را در تکامل اجتماعی جایگزین کنند.
to do something in order to replace something lost or fix something damaged

جبران کردن, جبران مافات کردن
عذرخواهی صمیمانه میتواند به جبران کلمات آزاردهندهای که در طول بحث گفته شد کمک کند.
| افعال موجب حرکت | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای ایجاد حرکت | افعال برای ایجاد جدایی | افعال برای تغییر ارتفاع | افعال برای انتشار |
| افعال برای دادن و فرستادن | افعال برای گرفتن و دریافت کردن | افعال برای معامله و تبادل | |