افعال موجب حرکت - افعال برای تغییر ارتفاع

در اینجا شما برخی افعال انگلیسی را که به تغییر ارتفاع اشاره دارند مانند "بلند کردن"، "برداشتن" و "پایین آوردن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال موجب حرکت
to raise [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: She raised her eyes from her work .

او چشمانش را از کارش بلند کرد.

to upraise [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: During the ceremony , they upraised the national flag as a symbol of unity and pride .

در طول مراسم، آنها پرچم ملی را به عنوان نماد وحدت و غرور برافراشتند.

to lift [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The crane is lifting steel beams for the construction project .

جرثقیل در حال بلند کردن تیرهای فولادی برای پروژه ساخت‌وساز است.

to lift up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex:

کارگر ساختمانی تیر سنگین را بلند کرد و در جای خود قرار داد.

to heave [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The athletes heaved the weights with precision and strength during the weightlifting competition .

ورزشکاران وزنه‌ها را با دقت و قدرت در مسابقه وزنه‌برداری بلند کردند.

to levitate [فعل]
اجرا کردن

شناور کردن

Ex: The magician is levitating his assistant unaided on the stage as part of his closing act .

شعبده‌باز در بخش پایانی نمایش خود، دستیارش را بدون کمک روی صحنه شناور می‌کند.

to jack [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: During the home renovation , the workers needed to jack the sagging floorboards to level the foundation of the house .

در طول بازسازی خانه، کارگران مجبور شدند تخته‌های کف خانه را بالا بکشند تا شالوده خانه را تراز کنند.

to winch [فعل]
اجرا کردن

بالا کشیدن با وینچ

Ex: The team had to winch the equipment to the top of the building since the elevator was not functioning .

تیم مجبور شد تجهیزات را با ونچ به بالای ساختمان ببرد زیرا آسانسور کار نمی‌کرد.

to hoist [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: He hoisted the flag up the flagpole to mark the beginning of the ceremony .

او پرچم را به دکل بالا کشید تا آغاز مراسم را نشان دهد.

to heighten [فعل]
اجرا کردن

بالا بردن

Ex: In order to meet safety standards , the dam was heightened to better withstand potential flooding .

برای رعایت استانداردهای ایمنی، سد بالا برده شد تا در برابر سیلاب‌های احتمالی مقاومت بهتری داشته باشد.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.

to scoop up [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: The excavator was able to scoop up large amounts of soil and debris in a single pass during the construction project .

بیل مکانیکی توانست در یک حرکت مقادیر زیادی خاک و آوار را جمع آوری کند در طول پروژه ساخت.

to lower [فعل]
اجرا کردن

پایین آوردن

Ex: The pilot had to lower the aircraft gradually for a smooth descent onto the runway .

خلبان مجبور بود هواپیما را به تدریج پایین بیاورد تا فرودی نرم روی باند داشته باشد.

to sink [فعل]
اجرا کردن

غرق کردن

Ex: The weight of the cargo sank the small boat in the middle of the lake .

وزن محموله قایق کوچک را در وسط دریاچه غرق کرد.