چیزی را به کسی دادن
مدیر به کارمندان کارتهای دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به دادن و فرستادن اشاره دارند مانند "عبور"، "پیشنهاد" و "ارسال" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چیزی را به کسی دادن
مدیر به کارمندان کارتهای دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.
برگرداندن
کلکسیونر عتیقهجات حاضر بود اسناد تاریخی را به آرشیو محلی بازگرداند.
هدیه دادن
او تصمیم گرفت به مناسبت تولد خواهرش یک گردنبند زیبا به او هدیه دهد.
تعارف کردن
معلم یک مسئله ریاضی چالشبرانگیز را به دانشآموزان برای اعتبار اضافی پیشنهاد داد.
پاداش دادن
شرکت یک سیستم پاداش را برای پاداش دادن به کارمندان به خاطر سختکوشی و فداکاریشان اجرا کرد.
اعطا کردن
جشنواره فیلم بهترین کارگردان را با یک جایزه معتبر تقدیر خواهد کرد.
هدیه دادن
زوجین موافقت کردند که به جای تبادل هدایای گرانقیمت، به یکدیگر تجربیات معنادار هدیه دهند.
به نسل بعدی دادن
او کتابهای دوران کودکی خود را به پسرعموهای کوچکترش واگذار کرد.
به ارث گذاشتن
تصمیم نویسنده برای وصیت کردن حقوق ادبی خود به خیریه مورد علاقهاش بسیاری را متعجب کرد.
دادن
او مایل بود وقت خود را برای راهنمایی کارمندان جدید اختصاص دهد.
تقسیم کردن
کوهنورد مخلوط مسیر خود را با همراهانش به اشتراک گذاشت.
فراهم کردن
هتل لوازم بهداشتی رایگان از جمله شامپو، نرم کننده و صابون را برای مهمانان فراهم میکند.
ارائه دادن
شرکت تلاش میکند تا خدمات مشتری استثنایی را ارائه دهد تا تجربه کلی خرید را بهبود بخشد.
ارائه کردن
رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.
فراهم کردن
خیریه هدفش تامین سرپناه و غذا برای نیازمندان است.
تامین کردن
فروشگاه آنلاین عرضهکننده طیف گستردهای از صنایع دستی ساخته شده توسط صنعتگران محلی است.
مجهز کردن
پایگاه نظامی موظف است سربازان را با تسلیحات پیشرفته و تجهیزات محافظتی مجهز کند.
لباس پوشاندن
ارتش تازهواردها را با تجهیزات استاندارد مجهز میکند.
پاسخگویی به نیازهای...
این فروشگاه به پاسخگویی به ترجیحات خریداران محلی معروف است.
فرستادن
لطفاً فاکتور را برای پردازش به بخش حسابداری ما ارسال کنید.
اعزام کردن
شرکت ارسال میکند محمولههای محصولات را به خردهفروشان در سراسر کشور.
ارسال کردن
پایگاه نظامی تجهیزات را دریافت کرد و سپس آنها را به نیروهای مستقر در مناطق دورافتاده ارسال کرد.
فرستادن
فروشگاه آنلاین حمل و نقل بینالمللی را ارائه میدهد، که به مشتریان اجازه میدهد سفارشات را به کشورهای مختلف ارسال کنند.
پست کردن
من باید این بسته را به دوستم پست کنم.
تحویل دادن
پستچی یک نامه سفارشی به دفتر من تحویل داد.
سپردن
به عنوان نشانه ای از اعتماد، او جواهرات خانوادگی خود را به خواهرش سپرد تا از آنها نگهداری کند.
پست کردن
رئیس از دستیار خواست که گزارش را ارسال کند.