افعال اتصال و جداسازی - افعال برای حفاری

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به حفاری اشاره دارند مانند "mine"، "hollow" و "scoop" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال اتصال و جداسازی
to dig [فعل]
اجرا کردن

کندن

Ex:

کودکان دوست دارند در ساحل در شن حفاری کنند.

to dig up [فعل]
اجرا کردن

از طریق کندن و حفاری به چیزی رسیدن

Ex: The construction crew had to pause their work when they accidentally dug up a buried pipeline .

تیم ساختمانی مجبور شد کار خود را متوقف کند وقتی که به طور تصادفی یک خط لوله دفن شده را حفر کرد.

to mine [فعل]
اجرا کردن

استخراج کردن

Ex: Gold prospectors pan for gold in rivers to mine valuable particles .

جستجوگران طلا در رودخانه‌ها به دنبال طلا می‌گردند تا ذرات ارزشمند را استخراج کنند.

to excavate [فعل]
اجرا کردن

حفاری کردن

Ex: Contractors excavated a hole for the septic tank installation in the yard .

پیمانکاران یک گودال برای نصب مخزن سپتیک در حیاط حفر کردند.

to hollow [فعل]
اجرا کردن

توخالی کردن

Ex: Artists may hollow sculptures to give them a lighter appearance .

هنرمندان ممکن است مجسمه‌ها را توخالی کنند تا ظاهری سبک‌تر به آنها بدهند.

to unearth [فعل]
اجرا کردن

از زیر خاک درآوردن

Ex: During construction , workers unearthed fossils that shed light on prehistoric life .

در طول ساخت و ساز، کارگران فسیل‌هایی را کشف کردند که نور بر زندگی پیش از تاریخ می‌افکنند.

to grub [فعل]
اجرا کردن

کندن

Ex: The treasure hunters were grubbing for buried treasure on the beach .

گنجیاب‌ها در ساحل به دنبال گنج مدفون می‌کندند.

to trench [فعل]
اجرا کردن

حفر کردن

Ex: Gardeners may trench the soil to create irrigation channels for better water flow .

باغبان‌ها ممکن است خاک را حفر کنند تا کانال‌های آبیاری برای جریان بهتر آب ایجاد کنند.

to burrow [فعل]
اجرا کردن

*لانه کردن

Ex: Foxes often burrow in hillsides for a safe and hidden living space .

روباه‌ها اغلب در دامنه‌ها حفره می‌کنند تا فضایی امن و پنهان برای زندگی داشته باشند.

to delve [فعل]
اجرا کردن

حفاری کردن

Ex: The farmers delved into the soil , turning it over to plant new crops .

کشاورزان در خاک کاویدند، آن را برگرداندند تا محصولات جدید بکارند.

to exhume [فعل]
اجرا کردن

گورشکافی کردن

Ex: Anthropologists sometimes exhume remains to study ancient populations .

گاه انسان‌شناسان بقایا را حفر می‌کنند تا جمعیت‌های باستانی را مطالعه کنند.

to spade [فعل]
اجرا کردن

بیل زدن

Ex: Homeowners might spade their gardens to remove weeds and improve soil .

صاحبان خانه ممکن است باغچه‌های خود را بیل بزنند تا علف‌های هرز را حذف کنند و خاک را بهبود بخشند.

to scoop [فعل]
اجرا کردن

برداشتن (با قاشق اسکوپ)

Ex: During a cleanup , volunteers scoop litter from public spaces .

در طول یک پاکسازی، داوطلبان زباله‌ها را از فضاهای عمومی جمع‌آوری می‌کنند.

to shovel [فعل]
اجرا کردن

بیل زدن

Ex: Landscapers shovel mulch around trees and plants .

معماران منظر بیل مالچ را در اطراف درختان و گیاهان می‌زنند.