افعال ساختن و تغییر دادن - افعال برای تغییرات دما

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به تغییرات دما اشاره دارند مانند "یخ زدن"، "جوشیدن" و "خنک شدن" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال ساختن و تغییر دادن
to freeze [فعل]
اجرا کردن

منجمد کردن

Ex: Tomorrow , they will freeze the leftover soup for later use .

فردا، آنها سوپ باقیمانده را برای استفاده بعدی منجمد خواهند کرد.

to chill [فعل]
اجرا کردن

فریز کردن

Ex: The chef is currently chilling the dessert before serving .

سرآشپز در حال خنک کردن دسر قبل از سرو است.

to cool [فعل]
اجرا کردن

خنک شدن

Ex: The hot soup is currently cooling on the kitchen counter .

سوپ داغ در حال خنک شدن روی پیشخوان آشپزخانه است.

to fan [فعل]
اجرا کردن

باد زدن

Ex: She fanned herself with a handkerchief to cool down during the hot summer day .

او با دستمال خود را باد زد تا در روز گرم تابستان خنک شود.

to frost [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن (با کریستال های یخ)

Ex: Be careful not to leave the car parked outside overnight , as it might frost the windshield .

مراقب باشید که ماشین را شبانه در بیرون پارک نکنید، زیرا ممکن است شیشه جلو یخ بزند.

to defrost [فعل]
اجرا کردن

یخ چیزی را آب کردن

Ex: Tomorrow , they will defrost the car windshield before driving .

فردا، آنها شیشه جلو ماشین را قبل از رانندگی یخ زدایی خواهند کرد.

اجرا کردن

در جای خنک نگه داشتن

Ex: Tomorrow , they will refrigerate the beverages for the party .

فردا، آنها نوشیدنی‌ها را برای مهمانی در یخچال قرار خواهند داد.

اجرا کردن

خنک کردن

Ex: Using a shade or umbrella can cool down the temperature on a sunny day .

استفاده از سایه یا چتر می‌تواند در یک روز آفتابی دما را کاهش دهد.

to boil [فعل]
اجرا کردن

جوشیدن

Ex: The water began to boil , signaling that it was time to add the pasta to the pot .

آب شروع به جوشیدن کرد، که نشان می‌داد وقت اضافه کردن پاستا به قابلمه است.

to heat [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex: Please heat the soup before serving it to the guests .

لطفاً سوپ را قبل از سرو به مهمانان گرم کنید.

to warm [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex: Last night , they warmed their hands by the bonfire .

دیشب، آنها دست‌هایشان را کنار آتش گرم کردند.

to simmer [فعل]
اجرا کردن

آرام‌پز کردن

Ex: He simmers the vegetables in the broth for a hearty soup .

او سبزیجات را در آبگوشت آرام می‌پزد تا سوپی مقوی درست کند.

to preheat [فعل]
اجرا کردن

از قبل گرم کردن (به‌خصوص فر)

Ex: The chef is currently preheating the grill for the barbecue .

سرآشپز در حال پیش‌گرم کردن گریل برای باربیکیو است.

to overheat [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن بیش از حد

Ex:

مکانیک در حال حاضر در حال گرم کردن بیش از حد موتور در طول تست تشخیصی است.

to heat up [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex: Before serving , heat up the leftover pizza in the oven for a few minutes .

قبل از سرو، پیتزای باقیمانده را برای چند دقیقه در فر گرم کنید.

to warm up [فعل]
اجرا کردن

گرم کردن

Ex:

من حوله‌ها را برای تو در خشک‌کن گرم می‌کنم.