to stare at someone or something with strong and often inappropriate interest or desire

چشمچرانی کردن, با چشم غمزه کردن، نگاه عاشقانه کردن
گروه نوجوانان در حالی که به آخرین ترندهای مد در مجله خیره شده بودند، قهقهه زدند.
to pressure someone into doing something through intimidation or threats

وادار کردن, مجبور کردن
در برخی رژیمهای سرکوبگر، مقامات ممکن است روزنامهنگاران را به اجبار به خودسانسوری وادارند تا روایت را کنترل کنند.
to prevent the occurrence or achievement of something

مانع شدن, ناکام گذاشتن
کمبود کارگران ماهر میتواند مانع پتانسیل رشد صنعت شود.
to make someone feel extremely sad or discouraged, often as a result of challenging situations, such as loss

افسرده کردن, اندوهگین کردن
رد شدن از دانشگاه رویایی اش او را برای هفتهها افسرده کرد.
looking extremely tired, often due to stress, illness, or lack of sleep

(ظاهر) خسته و داغان, مریضاحوال
سربازان از نبرد با چهرههای خسته و فرسوده بازگشتند.
showing or taking too much pride in one's achievements or accomplishments

ازخودراضی, خودبین، کوتهنظر
او نمیتوانست از احساس خودپسندی خودداری کند وقتی پیشبینیاش به حقیقت پیوست و ثابت کرد که شککنندگانش اشتباه میکردند.
(typically of a man) stylish and neat in appearance, often characterized by well-groomed attire and attention to detail

شیک
ظاهر خوشلباس او او را در میان بانوان در مهمانی محبوب کرد.
full of calmness, happiness, and prosperity

آرام
جو آرام استراحتگاه ساحلی آن را به مقصدی عالی برای استراحت تبدیل کرده بود.
using only a few words and to the point

مختصر و مفید, بیشاخوبرگ
پرسش کوتاه و مختصر کارآگاه، متهم را مرعوب کرد و به اعتراف منجر شد.
characterized by intense and oppressive heat

سوزان
گردشگران به مناطق ساحلی هجوم آوردند تا از آب و هوای سوزان مناطق داخلی فرار کنند.
quick, skillful or adept in action or thought

زیرک, ماهر، زبردست، زرنگ، چیرهدست
هنرمند ماهر به راحتی جوهر موضوعات خود را در هر پرتره به تصویر کشید.
a quick and unexpected downfall

سقوط ناگهانی
حراج خیریه یک شکست بود وقتی مشکلات فنی مانع از ارائه پیشنهادها شد.
a musical piece or collection that is written by a famous composer followed by the date in which it was created

اپوس (موسیقی), شماره اثر
"اپوس" 28 بتهوون، "سوناتای پیانو شماره 7"، سبک آهنگسازی اولیه او از سال 1800 را به نمایش میگذارد.
the lowest part of a ship's hull, typically filled with water or oil that has leaked in

خن, خمیدگی یا انحنای دیواره تحتانی کشتی
پمپ آب انبار برای حذف آب اضافی و اطمینان از دریانوردی کشتی فعال شد.
a rough, green fabric used for covering tables where card or board games are played

نوعی فلانل رومیزی
میز رولت کازینو با پارچه سبز پوشیده شده تا ظاهری حرفهای به آن بدهد.
a formal or affectionate goodbye, often indicating a permanent or significant departure

وداع, خداخافظی
سرباز آخرین خداحافظی خود را به خانوادهاش گفت قبل از اینکه به میدان جنگ برود، از آینده نامطمئن بود.
a substance that all living organisms produce that brings about a chemical reaction without being altered itself

آنزیم
شوینده حاوی آنزیمهایی است که لکههای پروتئینی مانند خون و چمن را روی لباس تجزیه میکنند.
a violent argument between two groups in which members of each side make attempts to murder the members of the opposing side in retaliation for things that occurred in the past

انتقامجویی, خونخواهی، جنگوجدال
مقامات برای مداخله در وندتا مشکل داشتند، زیرا کینههای دیرینه آشتی را تقریباً غیرممکن کرده بود.
a person who is always showing off the things they have in a way that may come across as annoying or exaggerated

لافزن, خودستا
او در برخورد با لافزن که مدام دستاوردهایش را به رخ میکشید، احساس ناامیدی میکرد.
