مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 41

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to ogle [فعل]
اجرا کردن

چشم‌چرانی کردن

Ex: The tourists could n't stop ogling the stunning architecture of the historic cathedral .

گردشگران نمی‌توانستند از خیره شدن به معماری خیره‌کننده کلیسای تاریخی دست بکشند.

to dragoon [فعل]
اجرا کردن

وادار کردن

Ex: The corrupt police officer dragooned the informant into silence by leveraging their vulnerabilities .

افسر پلیس فاسد با سوءاستفاده از آسیب‌پذیری‌های مخبر، او را به سکوت مجبور کرد.

to stymie [فعل]
اجرا کردن

مانع شدن

Ex: The weather conditions stymied their plans for an outdoor event .

شرایط آب و هوایی برنامه‌های آنها را برای یک رویداد در فضای باز مختل کرد.

to depress [فعل]
اجرا کردن

افسرده کردن

Ex: Witnessing the destruction caused by the natural disaster depressed the entire town .

مشاهده تخریب ناشی از بلای طبیعی تمام شهر را افسرده کرد.

haggard [صفت]
اجرا کردن

(ظاهر) خسته و داغان

Ex: His haggard expression showed the toll the stressful week had taken on him .

چهره خسته او نشان می‌داد که هفته پراسترس چه بهایی از او گرفته است.

smug [صفت]
اجرا کردن

ازخودراضی

Ex: The wealthy businessman wore a smug expression as he flaunted his expensive possessions .

تاجر ثروتمند با حالتی خودپسندانه در حالی که اموال گرانقیمت خود را به رخ می‌کشید، ایستاده بود.

dapper [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex:

بازیگر در یک تکسیدو کلاسیک با ظاهری آراسته و موقر در جشن افتتاحیه حاضر شد.

halcyon [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex:

هنرمند به دوران halcyon که خلاقیت به راحتی جریان داشت، دلتنگی می‌کرد.

terse [صفت]
اجرا کردن

مختصر و مفید

Ex:

در ایمیل‌هایش، او همیشه پاسخ‌هایش را کوتاه و مختصر نگه می‌دارد و از جزئیات غیرضروری اجتناب می‌کند.

torrid [صفت]
اجرا کردن

سوزان

Ex:

خورشید سوزان بی‌رحمانه بر روی چشم‌انداز خشک می‌تابید و محیطی خشن ایجاد می‌کرد.

adroit [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex:

مدیریت ماهرانه او از مذاکرات به یک توافق موفق و دوستانه منجر شد.

fiasco [اسم]
اجرا کردن

سقوط ناگهانی

Ex: The attempt to fix the old software led to a fiasco , causing more issues than it resolved .

تلاش برای تعمیر نرم‌افزار قدیمی به یک شکست منجر شد و مشکلات بیشتری از آنچه حل کرد ایجاد کرد.

opus [اسم]
اجرا کردن

اپوس (موسیقی)

Ex:

«رقص‌های مجارستانی، Opus 103» برامز، که در سال 1869 نوشته شد، مورد علاقه مردم در کنسرت بود.

bilge [اسم]
اجرا کردن

خن

Ex: It was essential to keep the bilge clean to prevent corrosion and maintain the ship 's integrity .

حفظ تمیزی ته کشتی برای جلوگیری از خوردگی و حفظ یکپارچگی کشتی ضروری بود.

baize [اسم]
اجرا کردن

نوعی فلانل رومیزی

Ex:

آن‌ها از پارچه سبز برای پوشاندن میز بیلیارد استفاده می‌کنند تا توپ‌ها به نرمی بغلتند.

adieu [اسم]
اجرا کردن

وداع

Ex:

مهمانی بازنشستگی یک رویداد تلخ و شیرین بود، پر از خداحافظی‌های گرم و خاطرات دوست‌داشتنی که بین همکاران به اشتراک گذاشته شد.

enzyme [اسم]
اجرا کردن

آنزیم

Ex: Enzymes in saliva begin the process of starch digestion even before food enters the stomach .

آنزیم‌ها در بزاق، فرآیند هضم نشاسته را حتی قبل از ورود غذا به معده آغاز می‌کنند.

vendetta [اسم]
اجرا کردن

انتقام‌جویی

Ex: The movie depicted a tragic vendetta , where characters were driven by a cycle of vengeance and retribution .

فیلم یک وندتا تراژیک را به تصویر کشید، جایی که شخصیت‌ها توسط چرخه‌ای از انتقام و تلافی رانده می‌شدند.

braggart [اسم]
اجرا کردن

لاف‌زن

Ex: His reputation as a braggart made it hard for people to take him seriously .

شهرت او به عنوان لافزن باعث شد مردم به سختی او را جدی بگیرند.