قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها - قیدهای خشونت و نیت بد

این قیدها نشان‌دهنده وجود پرخاشگری یا نیت بد در رفتارها یا اقدامات کسی هستند، مانند "به‌صورت خشن"، "به‌صورت وحشیانه"، "به‌صورت شیطانی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها
اجرا کردن

به‌صورت تهاجمی

Ex: She drove aggressively through the crowded streets .

او با تهاجم در خیابان‌های شلوغ رانندگی کرد.

violently [قید]
اجرا کردن

به‌طرز خشونت‌آمیز

Ex: The prisoner reacted violently when the guards approached him .

زندانی هنگام نزدیک شدن نگهبانان به او با خشونت واکنش نشان داد.

ferociously [قید]
اجرا کردن

وحشیانه

Ex: The fighter struck his opponent ferociously , aiming for a knockout .

مبارز حریف خود را بی‌رحمانه زد و هدفش ناک‌اوت بود.

fiercely [قید]
اجرا کردن

با شدت

Ex: He shook the door fiercely , trying to break it open .

او در را با خشونت تکان داد، سعی در شکستن آن داشت.

brutally [قید]
اجرا کردن

وحشیانه

Ex: He was brutally executed without trial .

او بدون محاکمه وحشیانه اعدام شد.

savagely [قید]
اجرا کردن

وحشیانه

Ex: Protesters savagely clashed with riot police .

معترضان با پلیس ضد شورش به طور وحشیانه درگیر شدند.

viciously [قید]
اجرا کردن

به صورتی تهاجمی

Ex: The victim was viciously beaten in a back alley .

قربانی در یک کوچه پشتی بی‌رحمانه کتک خورد.

harshly [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The coach treated the players harshly during practice .

مربی در طول تمرین با بازیکنان به طور خشن رفتار کرد.

ruthlessly [قید]
اجرا کردن

بی رحمانه

Ex: He acted ruthlessly in negotiations , refusing to compromise .

او در مذاکرات بی‌رحمانه عمل کرد و از مصالحه خودداری کرد.

mercilessly [قید]
اجرا کردن

بی رحمانه

Ex: The children were bullied mercilessly throughout the school year .

کودکان در طول سال تحصیلی بی‌رحمانه مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

cruelly [قید]
اجرا کردن

بی‌رحمانه

Ex: He cruelly abandoned his dog in the freezing woods .

او بی‌رحمانه سگش را در جنگل یخ‌زده رها کرد.

evilly [قید]
اجرا کردن

به شیوه ای شیطانی

Ex: The witch looked evilly through the dark forest , searching for her prey .

جادوگر از میان جنگل تاریک بدجنسانه نگاه کرد و به دنبال شکار خود گشت.

wickedly [قید]
اجرا کردن

به طور شرورانه

Ex: They wickedly exploited the poor for their own gain .

آنها شرورانه فقرا را برای سود خود استثمار کردند.

criminally [قید]
اجرا کردن

به شکل جنایتکارانه

Ex: It 's criminally unfair how she was treated .

این به شکل جنایت‌آمیز ناعادلانه است که چگونه با او رفتار شد.

maliciously [قید]
اجرا کردن

با نیت بد

Ex: They spread the virus maliciously through phishing emails .

آن‌ها ویروس را به طور مخرب از طریق ایمیل‌های فیشینگ پخش کردند.

spitefully [قید]
اجرا کردن

بدخواهانه

Ex: The letter was spitefully written to embarrass her .

نامه بدخواهانه نوشته شده بود تا او را خجالت‌زده کند.

devilishly [قید]
اجرا کردن

شیطانی

Ex: The story described the devilishly cruel acts of the antagonist .

داستان اعمال بی‌رحم شیطانی آنتاگونیست را توصیف می‌کرد.

اجرا کردن

به صورت متقلبانه

Ex: They fraudulently claimed benefits they were n't entitled to .

آنها به صورت متقلبانه مزایایی را درخواست کردند که حق آن را نداشتند.

deceptively [قید]
اجرا کردن

به صورت فریبنده

Ex: The room was deceptively spacious once the clutter was gone .

اتاق فریبنده‌ای وسیع بود زمانی که شلوغی از بین رفت.

اجرا کردن

بی‌رحمانه

Ex: He sadistically prolonged the punishment beyond what was necessary .

او به طور سادیستی مجازات را فراتر از آنچه لازم بود طولانی کرد.

depravedly [قید]
اجرا کردن

به صورت فاسد

Ex: He smiled depravedly , revealing his dark intentions .

او فاسدانه لبخند زد و نیات تاریک خود را آشکار کرد.