با هم
او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.
این قیدها نشان میدهند که یک عمل به تنهایی یا با دیگران انجام میشود و شامل قیدهایی مانند "به صورت فردی"، "تنها"، "مشترک" و غیره میشود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با هم
او و دوستش با هم روی نیمکت نشستند.
همچنین
من کفشها را خریدم و همچنین یک ژاکت برداشتم.
مشترکاً
آنها مشترکاً مالکیت ملک را در اختیار دارند.
به صورت اشتراکی
در جوامع سنتی، غذا اغلب بهصورت جمعی تهیه و خورده میشد.
بهصورت جمعی
علائم به صورت جمعی به عنوان یک پاسخ ایمنی توصیف میشوند.
به صورت دسته جمعی
جمعیت en masse هورا کشیدند وقتی تیم گل برنده را زد.
به صورت مشارکتی
دپارتمانها به صورت مشترک کنفرانس سالانه را برنامهریزی کردند.
به صورت مشارکتی
این برنامه به صورت مشارکتی توسط تیمی از طراحان و برنامهنویسان توسعه یافت.
متقابل
ما باید راه حلی پیدا کنیم که متقابل رضایتبخش باشد.
متقابلاً
توافقنامه برای عمل کردن متقابل در سراسر مرزها طراحی شده است.
به صورت تعاملی
دانشآموزان خجالتی اغلب برای تعامل تعاملی با همکلاسیهای خود تلاش میکنند.
با اتفاق آرا
تصمیم به بستن دفتر با اتفاق آرا گرفته شد.
به طور جدایی ناپذیر
دو مفهوم در این نظریه به طور جدایی ناپذیر به هم مرتبط هستند.
تنها
من انتخاب کردم که در تعطیلات تنها در خانه بمانم.
تنها
او با فرآیند تصمیمگیری به تنهایی روبرو شد، بدون اینکه از کسی برای مشاوره کمک بگیرد.
فقط
او پول را فقط از روی قدردانی اهدا کرد.
بهطور جداگانه
مهمانها توسط میزبان به صورت فردی مورد استقبال قرار گرفتند.
به طور مستقل
بسیاری از دانشآموزان به خوبی سازگار میشوند و برنامههای خود را به طور مستقل مدیریت میکنند.
تک تک
مظنونین تحت اسکورت پلیس یکی یکی وارد سالن دادگاه شدند.
بهصورت جداگانه
ما به دلیل فضای محدود در رستوران جداگانه نشانده شدیم.
به صورت جداگانه
ماژولها به صورت گسسته عمل میکنند، اما میتوانند برای کارهای پیچیده نیز یکپارچه شوند.
به طور مستقل
آنها پس از چند هفته یاد گرفتند که در شهر مستقل حرکت کنند.
منحصراً
نرمافزار انحصاری برای سیستمهای عامل مک طراحی شده است.
آزادانه
پس از باز شدن دروازهها، اسبها آزادانه در سراسر زمین باز تاختند.