قیدهای رابطه‌ای - قیدهای اقتصاد و سیاست

این قیدها مربوط به حوزه اقتصاد، سیاست و جامعه‌شناسی هستند و شامل قیدهایی مانند "مالی"، "دموکراتیک"، "فرهنگی" و غیره می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای رابطه‌ای
financially [قید]
اجرا کردن

از نظر مالی

Ex: Saving consistently helps individuals become financially stable .

پس‌انداز مداوم به افراد کمک می‌کند تا از نظر مالی پایدار شوند.

اجرا کردن

ازنظر اقتصادی

Ex: The company contributes economically to the local community .

شرکت به جامعه محلی از نظر اقتصادی کمک می‌کند.

اجرا کردن

از نظر تجاری

Ex: International trade agreements facilitate the exchange of goods commercially .

موافقت‌نامه‌های تجارت بین‌المللی مبادله کالاها را به صورت تجاری تسهیل می‌کنند.

monetarily [قید]
اجرا کردن

از نظر مالی

Ex: The company rewarded its employees monetarily for outstanding performance .

شرکت به کارکنان خود به خاطر عملکرد برجسته‌شان پاداش مالی داد.

fiscally [قید]
اجرا کردن

از نظر مالی

Ex: Tax reforms can impact the economy fiscally by influencing revenue collection .

اصلاحات مالیاتی می‌توانند با تأثیر بر جمع‌آوری درآمد، اقتصاد را از نظر مالی تحت تأثیر قرار دهند.

politically [قید]
اجرا کردن

از نظر سیاسی

Ex: Political leaders engage in debates to address issues and differences politically .

رهبران سیاسی در مناظره‌ها شرکت می‌کنند تا مسائل و اختلافات را به صورت سیاسی مورد بررسی قرار دهند.

اجرا کردن

به صورت دیپلماتیک

Ex: The country remained diplomatically neutral during the negotiations .

کشور در طول مذاکرات دیپلماتیک بی‌طرف باقی ماند.

اجرا کردن

بر اساس اصول دموکراسی

Ex: The election process ensures that decisions are made democratically through the voice of the people .

فرآیند انتخابات تضمین می‌کند که تصمیمات به صورت دموکراتیک از طریق صدای مردم گرفته می‌شود.

electorally [قید]
اجرا کردن

انتخاباتی

Ex: Voters play a crucial role electorally by choosing their representatives .

رای‌دهندگان با انتخاب نمایندگان خود نقش حیاتی انتخاباتی ایفا می‌کنند.

اجرا کردن

مشروطاً

Ex: Rights and freedoms are protected constitutionally in democratic societies .

حقوق و آزادی‌ها در جوامع دموکراتیک قانون اساسی محافظت می‌شوند.

اجرا کردن

ایدئولوژیک

Ex: Members of the group are united ideologically by a common set of principles .

اعضای گروه به صورت ایدئولوژیک توسط مجموعه‌ای از اصول مشترک متحد شده‌اند.

socially [قید]
اجرا کردن

از لحاظ اجتماعی

Ex: Cultural norms influence how individuals interact socially within a society .

هنجارهای فرهنگی بر نحوه تعامل افراد اجتماعی در درون جامعه تأثیر می‌گذارند.

culturally [قید]
اجرا کردن

از لحاظ فرهنگی

Ex: Celebrating holidays and festivals is a way to connect culturally with one 's heritage .

جشن گرفتن تعطیلات و جشنواره‌ها راهی برای اتصال فرهنگی با میراث فرد است.

civically [قید]
اجرا کردن

به صورت مدنی

Ex: Volunteering for community projects is a way to contribute civically to society .

داوطلب شدن برای پروژه‌های جامعه، راهی برای مشارکت مدنی در جامعه است.

legally [قید]
اجرا کردن

قانوناً

Ex: This clause is legally unenforceable due to its vague language .

این بند به دلیل زبان مبهم آن قانوناً قابل اجرا نیست.

اجرا کردن

از لحاظ تاریخی

Ex: Social movements have brought about significant changes historically .

جنبش‌های اجتماعی تغییرات قابل توجهی از نظر تاریخی به وجود آورده‌اند.

racially [قید]
اجرا کردن

نژادی

Ex: Cultural appropriation can perpetuate stereotypes and harm racially .

تصرف فرهنگی می‌تواند کلیشه‌ها را جاودانه کند و نژادی آسیب برساند.

ethnically [قید]
اجرا کردن

قومیتی

Ex: Ethnically rich cuisines offer a variety of flavors and culinary traditions .

غذاهای قومی غنی، تنوعی از طعم‌ها و سنت‌های آشپزی ارائه می‌دهند.