کلمات عمومی آیلتس برای "احساسات منفی"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات منفی را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
desolation [اسم]
اجرا کردن

اندوه عمیق

Ex: In the wake of the natural disaster , the affected community faced a profound sense of desolation as they rebuilt their lives .

در پی فاجعه طبیعی، جامعه آسیب دیده با احساس عمیقی از ویرانی روبرو شد در حالی که زندگی خود را بازسازی می‌کردند.

frustration [اسم]
اجرا کردن

سرخوردگی

Ex: She let out a sigh of frustration after failing the test again .

او پس از شکست دوباره در آزمون، آهی از ناامیدی کشید.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: The mental agony of waiting for test results can be overwhelming .

رنج روانی انتظار برای نتایج آزمایش می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

discontent [اسم]
اجرا کردن

نارضایتی

Ex: Despite their initial excitement , the citizens expressed growing discontent with the government 's handling of the crisis .

علیرغم هیجان اولیه‌شان، شهروندان نارضایتی فزاینده‌ای از نحوه مدیریت بحران توسط دولت ابراز کردند.

bitterness [اسم]
اجرا کردن

خصومت

Ex: Her bitterness toward the unfair treatment at work fueled her determination to seek justice and advocate for change .

تلخی او نسبت به رفتار ناعادلانه در محل کار، عزمش را برای جستجوی عدالت و حمایت از تغییر تقویت کرد.

wrath [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: The betrayed lover 's eyes burned with wrath as she confronted the unfaithful partner .

چشم‌های معشوق خیانت‌دیده از خشم می‌سوخت در حالی که با شریک ناوفا روبرو می‌شد.

guilt [اسم]
اجرا کردن

احساس گناه

Ex: Despite the apology , a lingering feeling of guilt accompanied him as he reflected on the consequences of his actions .

با وجود عذرخواهی، احساس ماندگار گناه در حالی که او در مورد پیامدهای اعمالش تأمل می‌کرد، همراه او بود.

remorse [اسم]
اجرا کردن

پشیمانی

Ex: The criminal showed no remorse for his actions during the trial .

مجرم در طول محاکمه هیچ پشیمانی برای اقدامات خود نشان نداد.

اجرا کردن

خجالت

Ex: The unexpected compliment brought a look of embarrassment to her face .

تعریف غیرمنتظره باعث شد نگاه خجالت روی صورتش بیفتد.

humiliation [اسم]
اجرا کردن

تحقیر

Ex: The student 's mistake caused public humiliation .

اشتباه دانشجو باعث تحقیر عمومی شد.

agitation [اسم]
اجرا کردن

دل‌نگرانی

Ex: His voice showed agitation during the argument .

صدایش در طول بحث بی‌قراری نشان می‌داد.

اجرا کردن

بی‌قراری

Ex: The students ' restlessness on the last day of school hinted at their anticipation for the upcoming summer break .

بی‌قراری دانش‌آموزان در آخرین روز مدرسه، نشان‌دهندهٔ انتظارشان برای تعطیلات تابستانی پیش‌رو بود.

pessimism [اسم]
اجرا کردن

بدبینی

Ex: She tried to overcome her pessimism by focusing on positive aspects .
abandonment [اسم]
اجرا کردن

رهاشدگی

Ex: Her feelings of abandonment grew when her closest friend moved away without any prior notice .

احساسات رها شدن او زمانی افزایش یافت که نزدیکترین دوستش بدون هیچ اطلاع قبلی نقل مکان کرد.

اجرا کردن

آسیب‌پذیری

Ex: The documentary portrayed the strength found in acknowledging one 's vulnerability and seeking support .

مستند قدرت یافت شده در تصدیق آسیب‌پذیری خود و جستجوی حمایت را به تصویر کشید.

irritation [اسم]
اجرا کردن

رنجش

Ex: Her constant humming became an irritation to everyone in the office .

زمزمه مداوم او به یک آزار برای همه در دفتر تبدیل شد.

boredom [اسم]
اجرا کردن

بی‌حوصلگی

Ex: She tried to fight off boredom by reading a book , but nothing seemed to capture her attention .

او سعی کرد با خواندن یک کتاب با کسالت مبارزه کند، اما به نظر می‌رسید هیچ چیز توجه او را جلب نمی‌کند.

heartbreak [اسم]
اجرا کردن

دل‌شکستگی

Ex: She felt a deep sense of heartbreak when she learned of her friend 's sudden passing .

او احساسی عمیق از دلشکستگی داشت وقتی از مرگ ناگهانی دوستش مطلع شد.

woe [اسم]
اجرا کردن

رنج و بدبختی

Ex: The character in the novel experienced woe after a series of unfortunate events , testing their resilience and resolve .

شخصیت در رمان پس از یک سری اتفاقات ناگوار اندوه را تجربه کرد، که مقاومت و عزم آنها را آزمایش کرد.

displeasure [اسم]
اجرا کردن

نارضایتی

Ex: The teacher 's displeasure was apparent when the students consistently failed to complete their assignments on time .

ناخشنودی معلم آشکار بود وقتی که دانش‌آموزان به طور مداوم تکالیف خود را به موقع انجام نمی‌دادند.

unhappiness [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: The rainy weather added to everyone ’s unhappiness during the trip .

هوای بارانی به ناخوشحالی همه در طول سفر اضافه کرد.

rage [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: She could not contain her rage after hearing the news .

او نتوانست خشم خود را پس از شنیدن خبر کنترل کند.

panic [اسم]
اجرا کردن

وحشت

Ex: He felt a wave of panic when he realized he had lost his wallet .

وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، موجی از وحشت را احساس کرد.

grudge [اسم]
اجرا کردن

کینه

Ex: Despite their efforts to reconcile , he could n’t let go of the old grudge .

علیرغم تلاش‌های آنها برای آشتی، او نتوانست از کینه قدیمی دست بکشد.

blame [اسم]
اجرا کردن

تقصیر

Ex: She faced blame for missing the deadline .

او با سرزنش برای از دست دادن مهلت مواجه شد.

discomfort [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: His discomfort was obvious when he was asked to speak.

ناراحتی او آشکار بود وقتی از او خواسته شد صحبت کند.

despair [اسم]
اجرا کردن

ناامیدی

Ex: She felt despair when she couldn't find her lost dog.

او ناامیدی را احساس کرد وقتی نتوانست سگ گمشده‌اش را پیدا کند.

anguish [اسم]
اجرا کردن

درد روحی یا جسمی

Ex: In moments of deep reflection , he would experience a surge of anguish over past mistakes and missed opportunities .

در لحظات تفکر عمیق، او موجی از رنج را به خاطر اشتباهات گذشته و فرصت‌های از دست رفته تجربه می‌کرد.

resentment [اسم]
اجرا کردن

رنجش

Ex: He spoke without any resentment in his voice .

او بدون هیچ ناراحتی در صدایش صحبت کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ منحصر به فرد بودن جامعه Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسانی صفات اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات شخصیتی تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تأیید پشیمانی و غم اقدامات رابطه‌ای اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری سرگرمی‌ها و روال‌ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش‌های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و جنسیت
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای اظهار نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تناوب قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی