واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - احساسات منفی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات منفی را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
desolation [اسم]
اجرا کردن

اندوه عمیق

Ex: As the pandemic persisted , empty streets and closed businesses contributed to the desolation felt by individuals navigating a changed world .

همانطور که همه‌گیری ادامه داشت، خیابان‌های خالی و کسب‌وکارهای بسته به ویرانی احساس شده توسط افرادی که در جهانی تغییر یافته حرکت می‌کردند، کمک کردند.

frustration [اسم]
اجرا کردن

سرخوردگی

Ex: He felt a deep sense of frustration when his ideas were ignored at the meeting .

او احساس ناامیدی عمیقی کرد وقتی ایده‌هایش در جلسه نادیده گرفته شد.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

discontent [اسم]
اجرا کردن

نارضایتی

Ex: His constant complaints revealed a deep-seated discontent with the monotony of his daily routine .

شکایت‌های مداوم او یک نارضایتی عمیق از یکنواختی برنامه روزانه‌اش را نشان داد.

bitterness [اسم]
اجرا کردن

خصومت

Ex: Years of unresolved conflicts had sown seeds of bitterness between the two families , making reconciliation challenging .

سال‌های درگیری‌های حل‌نشده بذرهای تلخی را بین دو خانواده کاشته بود، که آشتی را دشوار می‌کرد.

wrath [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: The protesters faced the wrath of the authorities , who responded with brutal force and violence .

معترضان با خشم مقامات روبرو شدند، که با نیروی وحشیانه و خشونت پاسخ دادند.

guilt [اسم]
اجرا کردن

احساس گناه

Ex: The employee felt overwhelming guilt for the oversight that led to the costly mistake in the project .

کارمند برای اشتباهی که منجر به اشتباه پرهزینه در پروژه شد، احساس گناه شدیدی داشت.

remorse [اسم]
اجرا کردن

پشیمانی

Ex: She was filled with remorse when she saw the damage caused by her mistake .

وقتی که او آسیب ناشی از اشتباهش را دید، پر از پشیمانی شد.

اجرا کردن

خجالت

Ex: He tried to laugh off his embarrassment after spilling his drink .

او سعی کرد خجالت خود را پس از ریختن نوشیدنی‌اش با خنده پنهان کند.

اجرا کردن

بی‌قراری

Ex: In the quiet room , the ticking clock only intensified the sense of restlessness for someone waiting for important news .

در اتاق ساکت، تیک تاک ساعت فقط احساس بی‌قراری را برای کسی که منتظر خبر مهمی بود، تشدید می‌کرد.

pessimism [اسم]
اجرا کردن

بدبینی

Ex: She realized that her pessimism was limiting her opportunities .

او متوجه شد که بدبینی او فرصت‌هایش را محدود می‌کند.

abandonment [اسم]
اجرا کردن

رهاشدگی

Ex: The elderly woman felt a deep sense of abandonment when her family moved her to a nursing home .

زن مسن احساس عمیقی از رها شدن داشت وقتی خانواده‌اش او را به یک خانه سالمندان منتقل کردند.

اجرا کردن

آسیب‌پذیری

Ex: Expressing vulnerability in a relationship can foster deeper connections and understanding between partners .

ابراز آسیب‌پذیری در یک رابطه می‌تواند به ارتباطات و درک عمیق‌تر بین شرکا منجر شود.

irritation [اسم]
اجرا کردن

رنجش

Ex: Traffic jams are a daily irritation for many commuters .

ترافیک یک آزار روزانه برای بسیاری از مسافران است.

boredom [اسم]
اجرا کردن

بی‌حوصلگی

Ex:

کسلت به سرعت فرا رسید وقتی که فیلم بسیار کندتر از حد انتظار شد.

heartbreak [اسم]
اجرا کردن

دل‌شکستگی

Ex: The novel 's poignant ending left readers with a lingering sense of heartbreak .

پایان تلخ رمان، خوانندگان را با احساسی ماندگار از دل شکستگی رها کرد.

woe [اسم]
اجرا کردن

رنج و بدبختی

Ex: In the aftermath of the natural disaster , the affected community shared tales of collective woe and worked together to rebuild .

پس از فاجعه طبیعی، جامعه آسیب دیده داستان‌هایی از اندوه جمعی را به اشتراک گذاشت و برای بازسازی با هم کار کرد.

displeasure [اسم]
اجرا کردن

نارضایتی

Ex: Her subtle sigh indicated her displeasure at the unexpected change in plans .

آه ظریف او نشان‌دهنده ناخشنودی او از تغییر غیرمنتظره در برنامه‌ها بود.

unhappiness [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: Financial struggles caused great unhappiness for the family .

مشکلات مالی باعث ناخوشحالی بزرگی برای خانواده شد.

rage [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: Her rage subsided after she took a few deep breaths .

خشم او پس از چند نفس عمیق فروکش کرد.

panic [اسم]
اجرا کردن

وحشت

Ex: Panic set in when they could n't find the exit during the evacuation .

وحشت زمانی که آنها نتوانستند خروجی را در طول تخلیه پیدا کنند، فرا گرفت.

grudge [اسم]
اجرا کردن

کینه

Ex: The family feud had lasted for years , fueled by a long-standing grudge .

کشمکش خانوادگی سال‌ها ادامه داشت، با کینه‌ای دیرینه شعله‌ور می‌شد.

anguish [اسم]
اجرا کردن

درد روحی یا جسمی

Ex: He tried to hide the anguish in his eyes , but the pain of heartbreak was unmistakable .

او سعی کرد رنج را در چشمانش پنهان کند، اما درد شکستن قلب غیرقابل انکار بود.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی