اندوه عمیق
در پی فاجعه طبیعی، جامعه آسیب دیده با احساس عمیقی از ویرانی روبرو شد در حالی که زندگی خود را بازسازی میکردند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات منفی را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اندوه عمیق
در پی فاجعه طبیعی، جامعه آسیب دیده با احساس عمیقی از ویرانی روبرو شد در حالی که زندگی خود را بازسازی میکردند.
سرخوردگی
او پس از شکست دوباره در آزمون، آهی از ناامیدی کشید.
درد شدید
رنج روانی انتظار برای نتایج آزمایش میتواند طاقتفرسا باشد.
نارضایتی
علیرغم هیجان اولیهشان، شهروندان نارضایتی فزایندهای از نحوه مدیریت بحران توسط دولت ابراز کردند.
خصومت
تلخی او نسبت به رفتار ناعادلانه در محل کار، عزمش را برای جستجوی عدالت و حمایت از تغییر تقویت کرد.
خشم
چشمهای معشوق خیانتدیده از خشم میسوخت در حالی که با شریک ناوفا روبرو میشد.
احساس گناه
با وجود عذرخواهی، احساس ماندگار گناه در حالی که او در مورد پیامدهای اعمالش تأمل میکرد، همراه او بود.
پشیمانی
مجرم در طول محاکمه هیچ پشیمانی برای اقدامات خود نشان نداد.
خجالت
تعریف غیرمنتظره باعث شد نگاه خجالت روی صورتش بیفتد.
تحقیر
اشتباه دانشجو باعث تحقیر عمومی شد.
دلنگرانی
صدایش در طول بحث بیقراری نشان میداد.
بیقراری
بیقراری دانشآموزان در آخرین روز مدرسه، نشاندهندهٔ انتظارشان برای تعطیلات تابستانی پیشرو بود.
رهاشدگی
احساسات رها شدن او زمانی افزایش یافت که نزدیکترین دوستش بدون هیچ اطلاع قبلی نقل مکان کرد.
آسیبپذیری
مستند قدرت یافت شده در تصدیق آسیبپذیری خود و جستجوی حمایت را به تصویر کشید.
رنجش
زمزمه مداوم او به یک آزار برای همه در دفتر تبدیل شد.
بیحوصلگی
او سعی کرد با خواندن یک کتاب با کسالت مبارزه کند، اما به نظر میرسید هیچ چیز توجه او را جلب نمیکند.
دلشکستگی
او احساسی عمیق از دلشکستگی داشت وقتی از مرگ ناگهانی دوستش مطلع شد.
رنج و بدبختی
شخصیت در رمان پس از یک سری اتفاقات ناگوار اندوه را تجربه کرد، که مقاومت و عزم آنها را آزمایش کرد.
نارضایتی
ناخشنودی معلم آشکار بود وقتی که دانشآموزان به طور مداوم تکالیف خود را به موقع انجام نمیدادند.
ناراحتی
هوای بارانی به ناخوشحالی همه در طول سفر اضافه کرد.
خشم
او نتوانست خشم خود را پس از شنیدن خبر کنترل کند.
وحشت
وقتی متوجه شد که کیف پولش را گم کرده است، موجی از وحشت را احساس کرد.
کینه
علیرغم تلاشهای آنها برای آشتی، او نتوانست از کینه قدیمی دست بکشد.
تقصیر
او با سرزنش برای از دست دادن مهلت مواجه شد.
ناراحتی
ناراحتی او آشکار بود وقتی از او خواسته شد صحبت کند.
ناامیدی
او ناامیدی را احساس کرد وقتی نتوانست سگ گمشدهاش را پیدا کند.
درد روحی یا جسمی
در لحظات تفکر عمیق، او موجی از رنج را به خاطر اشتباهات گذشته و فرصتهای از دست رفته تجربه میکرد.
رنجش
او بدون هیچ ناراحتی در صدایش صحبت کرد.