احساسات خود را سرکوب کردن
او تمایل دارد که خشم خود را سرکوب کند تا زمانی که غیرقابل تحمل شود.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
احساسات خود را سرکوب کردن
او تمایل دارد که خشم خود را سرکوب کند تا زمانی که غیرقابل تحمل شود.
به کارهای ناتمام پرداختن
او بعد از یک هفته کاری شلوغ جبران تمریناتش را کرد.
تسلیم شدن
وقتی کارها سخت میشود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.
رها کردن
پس از مواجهه با ردهای متعدد، او تصمیم گرفت دست از رویای تغییر شغل خود بردارد و شغل فعلی خود را پذیرفت.
قطع کردن (تلفن)
او همیشه فراموش میکند که تلفن را قطع کند، بنابراین باتری سریع خالی میشود.
موجب کندی چیزی شدن
او به خاطر به تأخیر انداختن جلسه با ارائه طولانی خود عذرخواهی کرد.
به طور مداوم ادامه دادن
یک رژیم غذایی سالم به حفظ سیستم ایمنی بدن شما کمک میکند.
متوقف کردن (اتومبیل)
ون تحویل صبح زود بیرون نانوایی توقف کرد.
خراب شدن
موتور پس از سالها بیتوجهی قفل کرد.
به نتیجه رساندن
مدیر پیشنهاد کرد که مذاکرات را با یک پیشنهاد نهایی به پایان برسانند.
تسلیم شدن (به دلیل سختیها)
در مواجهه با واکنش منفی عمومی، شرکت مجبور شد از راهاندازی محصول جنجالی کوتاه بیاید.