به مقدار خاصی رسیدن
کمکهای مالی به میزان کافی برای ساخت سرپناه جدید جمع میشود.
به مقدار خاصی رسیدن
کمکهای مالی به میزان کافی برای ساخت سرپناه جدید جمع میشود.
پر کردن
او برنامهاش را با جلسات برای تمام روز پر کرد.
تجهیز کردن
رهبر سفر اطمینان حاصل کرد که کوهنوردان با تجهیزات مناسب برای زمین چالشبرانگیز مجهز شدهاند.
کامل پر کردن
آشپز در حال پر کردن بشقابها با انواع غذاهای خوشمزه است.
تکان دادن
من همیشه بعد از استفاده کوسنهای مبل را پف میدهم.
ادویهدار کردن
او با یک پیچ لیمو و کمی جوز هندی، کاکتئیل را چاشنیدار کرد و پیچیدگی آن را افزایش داد.
پر کردن (لیوان یا فنجان)
مودبانه است که لیوان مهمان را سر میز شام پر کنید.
مقدار چیزی را محاسبه کردن
ما نیاز داریم که ساعتهای کار هر کارمند را برای حقوق و دستمزد جمع بزنیم.