حیوانات - کالبدشناسی حیوانات (پستانداران)

در اینجا شما برخی از کلمات مربوط به آناتومی پستانداران به انگلیسی مانند "پنجه"، "عاج" و "نیش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حیوانات
paw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear used its powerful paws to break open the beehive and access the honey inside .

خرس از پنجه‌های قدرتمند خود برای شکستن کندو و دسترسی به عسل داخل آن استفاده کرد.

horn [اسم]
اجرا کردن

شاخ

Ex: The farmer noticed that the horns of the cow were starting to grow longer .

کشاورز متوجه شد که شاخ‌های گاو شروع به رشد طولانی‌تر کرده‌اند.

whisker [اسم]
اجرا کردن

سبیل (حیوان)

Ex:

سبیل‌های فک ارتعاشات در آب را تشخیص می‌دهند تا طعمه را پیدا کنند.

fang [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش (حیوان)

Ex: The dog 's fangs were visible as it growled .

دندان‌های نیش سگ در حالی که غرغر می‌کرد قابل مشاهده بود.

flipper [اسم]
اجرا کردن

باله (فک، لاک‌پشت و...)

hock [اسم]
اجرا کردن

زانو (پای حیوان)

jaw [اسم]
اجرا کردن

آرواره

Ex: The chimpanzee 's jaw is adapted for chewing tough vegetation .
tail [اسم]
اجرا کردن

دم

Ex: The monkey 's tail helps it swing from tree to tree .

دم میمون به او کمک می‌کند تا از درختی به درخت دیگر تاب بخورد.

hoof [اسم]
اجرا کردن

سم (اسب و...)

Ex: The veterinarian checked the hooves to make sure they were healthy and strong .

دامپزشک سم‌ها را بررسی کرد تا مطمئن شود که سالم و قوی هستند.

udder [اسم]
اجرا کردن

پستان (حیوانات شیرده)

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

shank [اسم]
اجرا کردن

ساق پا

Ex: The hunter examined the shank of the wild boar , assessing its condition .

شکارچی ساق گراز وحشی را بررسی کرد، وضعیت آن را ارزیابی کرد.

muzzle [اسم]
اجرا کردن

پوزه

Ex: The rabbit twitched its sensitive muzzle , sniffing the air for predators .

خرگوش پوزه حساس خود را تکان داد، هوا را برای شکارچیان بو کشید.

pouch [اسم]
اجرا کردن

کیسه (کانگورو و...)

reticulum [اسم]
اجرا کردن

* شیردان جانور نشخوارکننده

omasum [اسم]
اجرا کردن

*هزارلا (سومین معده حیوانات)

حیوانات
پستانداران عظیم‌الجثه سگ‌سانان گربه‌سانان نخستی‌سانان
شاخ‌درازان جوندگان کیسه‌داران و تک‌سوراخ‌سانان راسویان
پستانداران آبزی خرس‌ها و تنبل‌ها سایر پستانداران کوچک حیوانات اهلی
نژادهای سگ نژادهای گربه انواع سگ‌ها گاویان
نژادهای گوسفند و خوک اسب‌ها بچه‌های حیوانات صدای حیوانات
انواع حیوانات نر و ماده حیوانات اسامی جمع برای حیوانات خانه حیوانات
تولیدمثل حیوانات کالبدشناسی حیوانات (پستانداران) کالبدشناسی حیوانات (پرندگان) کالبدشناسی حیوانات (ماهی‌ها، حشرات وغیره)
پوشش حیوانات افعال مرتبط با حیوانات اسامی مرتبط با حیوانات صفات مرتبط با حیوانات
پرندگان بی‌پرواز سهره‌ها و سسک‌ها گنجشک‌سانان پرندگان شکاری
پرندگان کنارآبزی کبوتران و قمری‌ها پرندگان گرمسیری و عجیب ماهیان آب‌شیرین
ماهیان آب شور حیوانات دریایی صدف‌داران و نرم‌تنان مارها
سایر خزندگان دوزیستان کرم‌ها عنکبوتیان
زنبورها و مورچه‌ها مگس‌ها، پشه‌ها و پروانه‌ها پروانه‌ها و بیدها سوسک‌ها
ملخ‌ها و سنجاقک‌ها حشرات آفت و انگل رتبه تاکسونومیکی