افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along' - بحث، متقاعد کردن یا جستجو (اطراف)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Around', 'Over', و 'Along'
اجرا کردن

پرسش کردن

Ex: We needed to find a reliable plumber , so we asked around among our neighbors for their suggestions .

ما نیاز داشتیم یک لوله‌کش قابل اعتماد پیدا کنیم، بنابراین از اطراف پرسیدیم در میان همسایه‌هایمان برای پیشنهادهایشان.

اجرا کردن

در مورد چیزی بحث کردن

Ex:

تیم قبل از تصمیم‌گیری ایده را بحث کرد.

اجرا کردن

متقاعد کردن

Ex:

مشتری در ابتدا پیشنهاد را رد کرد، اما ارائه دقیق ما آنها را متقاعد کرد.

اجرا کردن

با افراد متعدد تماس گرفتن

Ex: I 'm going to call around to see if any of my friends are available for dinner .

من می‌خواهم به چند نفر زنگ بزنم تا ببینم آیا هیچ یک از دوستانم برای شام آزاد هستند.

اجرا کردن

تغییر عقیده دادن

Ex: The committee members initially had reservations , but they came around after reviewing the evidence .

اعضای کمیته در ابتدا تردید داشتند، اما پس از بررسی شواهد نظرشان را تغییر دادند.

اجرا کردن

برای کسب اطلاعات تلاش کردن

Ex: We 'll need to dig around online to find reviews before deciding which product to purchase .

ما باید آنلاین جستجو کنیم تا قبل از تصمیم گیری برای خرید کدام محصول، نظرات را پیدا کنیم.

اجرا کردن

راضی کردن

Ex: By being persistent and charming , he got around the committee and secured their approval .

با پشتکار و جذاب بودن، او راضی کرد کمیته را و تأیید آنها را گرفت.

اجرا کردن

در مورد چیزی بحث کردن

Ex:

تیم در جلسه طوفان فکری راه‌حل‌های مختلفی را مورد بحث قرار داد.

اجرا کردن

دنبال چیزی گشتن

Ex: Why are you nosing around my desk when I 'm not here ?

چرا وقتی من اینجا نیستم دور میز من کنجکاوی می‌کنی؟

اجرا کردن

با افراد متعدد تماس گرفتن

Ex: If you 're looking for the best deal , it 's a good idea to phone around a few service providers and compare prices .

اگر به دنبال بهترین معامله هستید، ایده خوبی است که به چندین ارائه دهنده خدمات تلفن بزنید و قیمت‌ها را مقایسه کنید.

اجرا کردن

قیمت‌ها را مقایسه کردن

Ex: The company is constantly shopping around for innovative solutions to enhance efficiency .

شرکت به طور مداوم راه‌حل‌های نوآورانه را مقایسه می‌کند تا کارایی را افزایش دهد.

اجرا کردن

(در مورد یک موضوع) مبهم صحبت کردن

Ex: The politician skillfully talked around the controversial question posed by the reporter .

سیاستمدار به مهارت دور زد سوال جنجالی را که خبرنگار مطرح کرده بود.