فهرست واژگان سطح C2 - افکار و تصمیمات
در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد افکار و تصمیمات را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to come to a conclusion without enough evidence

حدس زدن, گمان بردن
پس از دریافت پاسخهای مبهم، او حدس زد که ممکن است مشکلاتی در کانالهای ارتباطی وجود داشته باشد.
to think carefully about something for a long time

عمیقاً به چیزی فکر کردن
من فکر میکنم و فردا به تو پاسخ میدهم.
to guess something using available information

گمان کردن
سرمایهگذاران اغلب محاسبه میکنند بازده بالقوه سرمایهگذاری را قبل از گرفتن تصمیمات مالی.
to think carefully and at length about something

عمیق به چیزی فکر کردن, تعمق کردن، اندیشیدن
من اغلب تأمل میکنم در مورد اینکه موفقیت واقعاً به چه معناست.
to think carefully about something

فکر کردن, در عالم فکر فرو رفتن
نویسنده اغلب قبل از نهایی کردن داستان در مورد پیچوتابهای طرح عمیقاً فکر میکرد.
to experience again, especially in one's thoughts or imagination, as if the event is happening anew

چیزی را دوباره تجربه کردن
مردم اغلب از عکسها برای تجربه دوباره لحظات گرانبها با عزیزانشان استفاده میکنند.
to keep something in one's thoughts or mental awareness

در ذهن داشتن
داستانگو با داستانی که هم سرگرمکننده بود و هم به راحتی در خاطرهها نگه داشته میشد، مخاطبان را مسحور کرد.
to reject or refuse disdainfully

رد کردن, نپذیرفتن
برخی افراد مهربانی را رد میکنند، آن را نشانهای از ضعف میدانند.
to state that something is incorrect or false based on evidence

خلاف چیزی را اثبات کردن
او با یک مثال نقض بهخوبی استدلال شده، نظریه را رد کرد.
to reject or dismiss someone or something in an abrupt or blunt manner

رد کردن, نپذیرفتن، پس زدن، دفع کردن
علیرغم تاریخ مشترکشان، او هرگونه تلاش برای بحث در مورد رابطه گذشتهشان را رد کرد.
to suppose or consider a viewpoint as correct

حدس زدن
تاریخدان اظهار نظر کرد که برخی رویدادهای تاریخی در شکلگیری جامعه مدرن نقش محوری داشتند.
to form an idea or concept in the mind by combining existing ideas or information

مفهوم آفریدن
نویسندگان اغلب زمان را صرف مفهومسازی طرح و شخصیتها قبل از نوشتن رمان میکنند.
to be attentive to advice or a warning

اعتنا کردن, توجه کردن
با وجود هشدارهای دوستانش، او تصمیم گرفت به آنها توجه نکند و به رفتار پرخطر خود ادامه داد.
to hold back and hesitate due to uncertainty

مردد بودن, دودل بودن
در مواجهه با انتقادات، نویسنده از بیان دیدگاه منحصر به فرد خود در رمان درنگ نکرد.
to make a decision with determination

تصمیم راسخ گرفتن
پس از بحث، آنها تصمیم گرفتند تا برای جلوگیری از سوءتفاهم در آینده مؤثرتر ارتباط برقرار کنند.
having contradictory views or feelings about something or someone

دو دل, مردد
نگرش دوگانه او نسبت به حرفهاش، عدم اطمینان او را درباره اهداف بلندمدتش منعکس میکرد.
confused and unable to think clearly

سردرگم
دارو باعث شد او احساس گیجی و سردرگمی کند.
capable of quickly grasping complex topics and offer clear and insightful perspectives

تیزبین, نافذ
نظر تیزبین او در مورد رویدادهای جاری، بینشهای ارزشمندی در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی ارائه میدهد.
hesitant and uncertain about what to do

مردد, دودل
رویکرد دو دلانه دانشجو به تحصیلاتش منجر به عملکرد تحصیلی ضعیف شد.
