آموزش - نمره دهی و نتایج

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نمره دهی و نتایج مانند "نمره"، "قبول" و "میانگین نمرات" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
grade [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: Sarah was disappointed with her grade on the science project but vowed to do better next time .

سارا از نمره خود در پروژه علمی ناامید شده بود اما قول داد دفعه بعد بهتر عمل کند.

score [اسم]
اجرا کردن

نمره امتحان

Ex: Teachers record scores for all assignments .
fail [اسم]
اجرا کردن

نمره مردودی

Ex: Getting a fail in history prompted her to enhance her study habits .

گرفتن مردودی در تاریخ او را ترغیب کرد تا عادات مطالعه خود را بهبود بخشد.

pass [اسم]
اجرا کردن

موفقیت

Ex: Achieving a pass in the proficiency test was a significant milestone for the language learners .

کسب قبول در آزمون مهارت، یک نقطه عطف مهم برای زبان‌آموزان بود.

pass rate [اسم]
اجرا کردن

نرخ قبولی

Ex: Additional training programs improved the pass rate on certification exams for employees .

برنامه‌های آموزشی اضافی نرخ قبولی در امتحانات گواهینامه را برای کارمندان بهبود بخشید.

اجرا کردن

نمره معدل

Ex: Students may have their grade point averages recalculated if they repeat courses to improve their grades .

اگر دانش‌آموزان برای بهبود نمرات خود دوره‌ها را تکرار کنند، ممکن است میانگین نمرات آن‌ها مجدداً محاسبه شود.

اجرا کردن

مقیاس نمره دهی

Ex: Teachers carefully explained the grading scale to their students at the beginning of the semester to avoid any confusion about how their work would be evaluated .

معلمان در ابتدای ترم مقیاس نمره‌دهی را به دقت برای دانش‌آموزان خود توضیح دادند تا از هرگونه سردرگمی درباره چگونگی ارزیابی کارشان جلوگیری شود.

rubric [اسم]
اجرا کردن

معیارهای ارزیابی

Ex: The rubric outlined specific criteria for assessing problem-solving skills in math assignments .

راهنما معیارهای خاصی را برای ارزیابی مهارت‌های حل مسئله در تکالیف ریاضی مشخص کرد.

merit [اسم]
اجرا کردن

شایستگی

Ex: Admission to the university is based on a combination of academic merit and personal qualities .

پذیرش در دانشگاه بر اساس ترکیبی از شایستگی تحصیلی و کیفیت‌های شخصی است.

weighting [اسم]
اجرا کردن

وزن دهی

Ex: The scoring rubric for the project included weighting for creativity , thoroughness , and adherence to instructions .

ربریک نمره‌دهی پروژه شامل وزن‌دهی برای خلاقیت، دقت و رعایت دستورالعمل‌ها بود.

اجرا کردن

سیستم نه گانه

Ex: The chef 's dish was judged to be a six in the nines system , indicating room for improvement .

غذای سرآشپز در سیستم نه‌تایی شش ارزیابی شد، که نشان‌دهنده جای بهبود است.

plus [صفت]
اجرا کردن

برتر، استثنایی

Ex:

او از دیدن اینکه نمره نهایی‌اش در درس B پلاس بود، ناامید شد، زیرا امیدوار بود A بگیرد.

pass-fail [صفت]
اجرا کردن

قبول-رد

Ex: The pass-fail nature of the competition meant that participants were judged solely on whether they completed the task , rather than on performance quality .

ماهیت قبول-رد مسابقه به این معنا بود که شرکت‌کنندگان صرفاً بر اساس تکمیل یا عدم تکمیل کار قضاوت می‌شدند، نه کیفیت عملکرد.