ورود
ایستگاه مترو چندین نقطه ورود و خروج دارد تا ترافیک مسافران را در خود جای دهد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حرکت انسان را یاد خواهید گرفت، مانند "تلوتلو خوردن"، "راه رفتن مثل اردک"، "پرسه زدن"، و غیره، که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ورود
ایستگاه مترو چندین نقطه ورود و خروج دارد تا ترافیک مسافران را در خود جای دهد.
خروج
خروج منظم مسافران از هواپیما به دلیل یک مشکل مکانیکی به تأخیر افتاد.
بالاروی
صعود آهسته بالن به آسمان تماشایی بود.
فرود
فرود هواپیما آرام بود، که نشان دهنده فرود قریب الوقوع ما بود.
عزیمت
آنها در فرودگاه جمع شدند تا دوستشان را قبل از حرکت به خارج از کشور بدرقه کنند.
ناوبری
ناوبری کشتیهای تجاری از طریق مسیرهای شلوغ حمل و نقل توسط قوانین دریایی و کمکهای ناوبری تنظیم میشود.
دور زدن
به دنبال تنهایی در ساحل، او تصمیم گرفت از مناطق شلوغ دور بزند و به سمت نقطهای خلوتتر قدم بزند.
*سر خوردن
با حرکتی سریع، او روی پیادهروی صاف با اسکیتهایش سر خورد.
خیلی کوچک پریدن
علیرغم باران، آنها در راه خانه از روی گودالها پریدند.
گم شدن
کولهپشتیگرد، غرق در عکاسی، از مسیر اصلی منحرف شد و یک آبشار پنهان را کشف کرد.
خرامیدن
آنها پس از پیروزی بزرگ، با غرور از کنار رقیبانشان گذشتند.
به سفری سخت و طولانی رفتن
محققان حیات وحش برای مطالعه رفتار گونههای نادر به اعماق جنگل سفر کردند.
بیهدف راه رفتن
من در خیابانهای باریک پرسه زدم، از مناظر و صداهای شهر لذت بردم.
لرزیدن
بازیگر عصبی احساس کرد زانوهایش میلرزند وقتی برای اولین بار روی صحنه رفت.
لرزیدن (از سرما، ترس و...)
به خود لرزیدن (از ترس، سرما و غیره)
داستان وحشتناک فیلم ترسناک باعث شد تماشاگران از هیجان بلرزند.
نزدیک شدن
گربه با احتیاط نزدیک شد، کنجکاو در مورد مهمان جدید.
عقب کشیدن
در طول طوفان، به ساکنان توصیه شد که از مناطق ساحلی عقب نشینی کنند تا از بدترین قسمت طوفان در امان بمانند.
وول خوردن
با احساس قلقلک پر، او نمیتوانست از لول خوردن از خنده خودداری کند.
آهسته دویدن
آنها در غروب آفتاب در امتداد ساحل میدوند.
مثل اردک راه رفتن
جوجه اردکها تلوتلو خوران پشت سر مادرشان راه افتادند در حالی که او آنها را به برکه برای اولین شنا میبرد.
پرسه زدن
به بچهها اجازه داده شد که در چمنزار آزادانه پرسه بزنند، طبیعت را کاوش کنند و پروانهها را تعقیب کنند.
پیشی گرفتن از کسی (در رقابت)
تقاضا برای محصول جدید از عرضه شرکت پیشی گرفت.
بالا رفتن
برای دسترسی به ویرانههای باستانی، باستانشناسان مجبور بودند از شیب تند در جنگل انبوه بالا بروند.
فرود با طناب
تیم نجات مجبور شد برای رسیدن به کوهنوردان گرفتار شده، با طناب فرود آید به دره.
پیاده روی کردن
مصمم به کاوش در روستاهای دورافتاده، آنها از میان مزارع و از روی پلهها پیاده روی کردند، در مناظر روستایی غرق شدند.
تند دویدن
در تلاش برای رسیدن به آخرین قطار، مسافران به سرعت در طول سکوی شلوغ حرکت کردند.
بهسرعت دویدن
بازیکن فوتبال در زمین با سرعت دوید، توپ را با مهارت از مدافعان عبور داد.
به آرامی راه رفتن
در گل و لای غلیظ، سربازان مجبور شدند به سختی راه بروند از میان میدان جنگ، که پیشرفت را دشوار میکرد.
تلوتلو خوردن
در زمین ناهموار، کولهپشتیدار تحت وزن بار سنگین خود شروع به تلوتلو خوردن کرد.
تکان خوردن (از ترس یا تعجب)
در حین بازی، کودک هر بار که توپ نزدیک میشد میترسید.
در آب راه رفتن
گردشگران اغلب از جویبارهای زلال پارک ملی عبور میکنند.
کند
گربه کند بود، به زوری سرش را بلند میکرد.
(با هواپیما، کشتی و غیره) دور دنیا گشتن
کشتی با موفقیت دور زد آبهای خائنانه را.