انتظار
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افکار، مانند "supposition"، "ascribe"، "intriguing" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
انتظار
فرض
این یک فرض رایج است که ماشینهای قدیمی کمتر قابل اعتماد هستند.
شخصیت پردازی
شخصیتپردازی زنده او از بازار شلوغ، تصویری روشن در ذهن خواننده کشید.
فرضیه
فرضیه اینکه او موافقت خواهد کرد نادرست از آب درآمد.
درک
درک او از تأثیر بالقوه اقداماتش منجر به تغییر اساسی در رویکردش شد.
افشا
افشاگری ناگهانی او درباره پرونده به حل معما کمک کرد.
جرقه زدن فکر
در میان گفتگو، او یک الهام داشت و دقیقاً میدانست چه باید بکند.
درک
درک محکم او از نظریههای اقتصادی به او اجازه داد تا در طول بحث، بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
تفسیر
تفسیر او از رویا، ترسها و خواستههای ناخودآگاهش را نماد میکرد.
پیشبینی آینده
پیشبینی او از روندهای بازار سهام به او امکان داد سرمایهگذاریهای سودآوری انجام دهد.
الهامگرفتن
الهام دانشمند منجر به یک پیشرفت پزشکی جدید شد.
انتزاع
کار هنرمند اغلب با انتزاع احساسات انسانی سروکار دارد، از رنگها و شکلها برای نمایاندن احساسات استفاده میکند.
مفهوم
کار هنرمند تجسم فیزیکی درک او از زیبایی است.
مشورت
مشورت کمیته در مورد سیاست جدید چند ساعت بحث شدید به طول انجامید.
وسواس
او به یک برنامه تلویزیونی خاص وسواس پیدا کرد و تمام قسمتها را در یک هفته تماشا کرد.
ذهنآگاهی
اپلیکیشن جلسات هدایت شده ذهن آگاهی را برای دنبال کردن کاربران ارائه میدهد.
دیدگاه جهان
نگرش جهانی او به شدت تحت تأثیر باورها و اعمال مذهبی او قرار دارد.
ذهنیت
اتخاذ یک ذهنیت کارآفرینانه به او کمک کرد تا نوآوری کند و ریسکهای محاسبه شده بپذیرد.
چشم باطن
نوشتن خاطرات میتواند ابزاری قدرتمند برای کسب بینش در افکار و احساسات فرد باشد که منجر به خودآگاهی بیشتر و رشد شخصی میشود.
فریبنده
یافتههای تحقیقاتی انقلابی دانشمند جذاب بود، چالشبرانگیز برای خرد متعارف.
باهوش و آگاه
درک پیچیده او از هنر حتی منتقدان باتجربهتر را تحت تأثیر قرار داد.
حواسجمع
او همیشه نسبت به آخرین اخبار مربوط به سلامتی خود هوشیار بود.
سردرگم
چهره سردرگم او نشان میداد که دستورالعملها را متوجه نشده است.
به صورت کنترلشده
دانشآموزان با دقت تماشا کردند که آزمایش چگونه انجام میشد.
اندیشیدن
به عنوان یک والد جدید، او خود را بیش از هر زمان دیگری در حال تفکر درباره سوالات اخلاقی و مسئولیت یافت.
به عنوان یک احتمال در نظر گرفتن
قبل از انجام یک سرمایهگذاری بزرگ، مهم است که در نظر بگیرید ریسکها و پاداشهای بالقوه را.
به خاطر آوردن
زوج بازنشسته اغلب روی ایوان مینشینند و به یاد زندگی مشترک خود میافتند.
تجسم کردن
تا زمانی که آنها دوره را به پایان رساندند، قبلاً موضوع را به عنوان یک حوزه مطالعه جذاب تصور کرده بودند.
کامل درک کردن
او به سرعت تشخیص داد که نیاز به ارتباط بهتر در تیم وجود دارد.
فهمیدن
او پس از ساعتها تحلیل، الگویی در دادهها تشخیص داد.
مفهوم آفریدن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا رویدادهای تاریخی که مطالعه میکردند را مفهومی کنند.
منطقی کردن
کارمند سعی کرد اقدامات غیراخلاقی خود را توجیه منطقی کند با این ادعا که همه در صنعت درگیر روشهای مشابهی هستند.
تصور کردن
دانشمند میتوانست تصور کند که پیشرفتهایی در تحقیقات پزشکی رخ دهد که مراقبتهای بهداشتی را متحول کند.
در نظر گرفتن
قبل از پذیرش پیشنهاد شغل، او میخواست مزایا و معایب را در نظر بگیرد.
در نظر گرفتن
هنرمند طبیعت را به عنوان منبع بیپایانی از الهام برای نقاشیهایش ارزیابی کرد.
درونی کردن
برای تبدیل شدن به یک موسیقیدان ماهر، ضروری است که تئوری و تکنیکهای موسیقی را از طریق تمرین و مطالعه منظم درونی کنید.
(توجه یا زمان) معطوف کردن به
گفتگوی تحریککننده هر دو را مشغول خود کرد، که به ساعتها بحث منجر شد.
در بستر یا زمینه مرتبط قرار دادن
مقاله به زمینهسازی رویدادهای اخیر با ارائه اطلاعات پسزمینه مرتبط کمک میکند.
منتسب کردن
اجراهای موسیقیدان به شور، انرژی و موسیقایی استثنایی منسوب میشود.
سر درآوردن از
فیلسوفان اغلب به پرسشهایی میاندیشند که ممکن است سالها طول بکشد تا درک شوند.
حدس زدن
با دیدن ابرهای تیره، آنها حدس زدند که باران احتمالاً میبارد، هرچند پیشبینی هوا خلاف آن را نشان داده بود.
دانستن
معلم تلاش دانشآموز را شایسته قدردانی دانست.
نسبت دادن
مربی اعتبار پیروزی تیم را به دروازهبان داد به دلیل دفاعهای استثنایی او در طول مسابقه.
چاپ کردن
تجربه آسیبزا ترس و اضطراب را در ناخودآگاه کودک حک کرد.
دانستن
بسیاری از مورخان سقوط امپراتوری را به ترکیبی از عوامل اقتصادی و نظامی نسبت میدهند.
تفسیر کردن
رمزگشایی یک نقشه برای ناوبری در زمینهای ناآشنا حیاتی است.
روحیه کسی را خراب کردن
صدای بلند بیرون پنجره، دانشآموز متمرکزی که برای امتحانات درس میخواند را آشفته نکرد.
سردرگم کردن
نتایج غیرمنتظره آزمایش محققان را متحیر کرد.
گیج کردن
نظریه علمی پیچیده دانشآموزان را گیج کرد، درک آن را برایشان دشوار ساخت.
سردرگم کردن
سخنرانیهای پروفسور عجیب و غریب دانشجویان را سردرگم کرد، زیرا آنها سعی داشتند سبک تدریس غیرمتعارف او را درک کنند.
ذهن کسی را مشغول کردن
پس از پیچش داستانی هیجانانگیز در رمان، رمز و راز افکار خواننده را مصرف کرد.