واژگان ضروری برای آزمون SAT - درک سوالات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درک سوالات، مانند "مشخص کردن"، "بازنویسی"، "استنباط" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a sentence or group of words from a movie, book, etc. that someone else repeats

نقل قول, گفتاورد
معلم از دانشآموزان خواست که یک نقل قول از رمان را حفظ کنند.
to explain or show the meaning of something using examples, pictures, etc.

توضیح دادن, با تصویر یا مثال روشن کردن
او از یک مثال واقعی برای نشان دادن نقطه نظرش در طول ارائه استفاده کرد.
in a way that makes sense based on clear thinking or reasoning

منطقی
اگر بیرون باران میبارد، منطقاً، به یک چتر نیاز خواهید داشت.
in accordance with truth

دقیق (نظر، تصویر و...), جامع
دقیق بودن در اظهارات شما هنگام ارائه شواهد در دادگاه بسیار مهم است.
to give special attention or importance to something

تأکید کردن
استفاده او از سکوت در سخنرانی تأکید بر جدیت وضعیت کرد و مخاطبان را در سکوتی تأملی گذاشت.
having a close connection with the situation or subject at hand

مرتبط
او فقط اطلاعات مرتبط را در ارائه خود گنجاند تا آن را متمرکز نگه دارد.
a connection that links one subject or idea to another

ارتباط معنایی
سخنرانی او شامل یک انتقال واضح از بحث درباره مشکل به پیشنهاد راهحلها بود.
to be or act in accordance with a rule, standard, etc.

پیروی کردن, مطابق بودن
کارمندان باید به سیاستها و رویههای شرکت پایبند باشند.
the common and proper way of doing something or appearing in a specific context or group

کنوانسیون، عرف
گفتن «لطفاً» و «متشکرم» یک رسوم است که ادب را در تعاملات اجتماعی ترویج میکند.
to change something in a way that suits a new purpose or situation better

سازگار کردن, انطباق دادن
حیوانات در طبیعت اغلب رفتار خود را برای زنده ماندن در محیطهای مختلف تطبیق میدهند.
to gradually decrease the effectiveness, confidence, or power of something or someone

تضعیف کردن, صدمه زدن
انتقاد مداوم میتواند تضعیف اعتماد به نفس یک فرد کند.
to clearly state or define particular details, terms, or conditions in agreements or contracts

شرطکردن چیزی
توافق باید محدوده کار را مشخص کند تا از سوءتفاهم بین طرفین درگیر جلوگیری شود.
to reach an opinion or decision based on available evidence and one's understanding of the matter

استنباط کردن, نتیجهگیری کردن
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند که معنی کلمات را از استنباط کنند.
to use something as a basis for further development

چیزی را مبنا قرار دادن
تیم قصد دارد بر اساس نقاط قوت شناسایی شده در تحلیل پیش برود.
to express the meaning of something written or spoken with a different choice of words

به بیان دیگر گفتن یا نوشتن
به جای نقل قول مستقیم، نویسنده انتخاب کرد که اطلاعات را بازنویسی کند تا با متن مقاله همخوانی داشته باشد.
the perspective from which the narrator tells a story

زاویه دید
the overall sense of unity, logic, and connectedness in a text or discourse, where the ideas, information, and elements are organized and presented in a clear and meaningful way

پیوستگی معنایی
