تحمل کردن
در حالی که طوفان در حال خروش بود، درختان محکم در برابر بادهای قدرتمند مقاومت میکردند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به چالشها و تلاشها، مانند "دشوار"، "حادثه"، "زحمت" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون ACT کمک میکند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تحمل کردن
در حالی که طوفان در حال خروش بود، درختان محکم در برابر بادهای قدرتمند مقاومت میکردند.
تحمل کردن
در روابط، شرکا نیاز دارند که تفاوتها را تحمل کنند و به سمت درک متقابل کار کنند.
تلاش کردن
تیم برای تطبیق با الزامات جدید پروژه تلاش کرد.
تلاش به مقابله با چیزی کردن
داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.
مواجه شدن
نویسنده در حین کار روی فصلهای پایانی کتاب با مشکل نویسندگی مواجه شد.
مقابله کردن (با یک مشکل یا سختی)
دانشجو مجبور بود با چالش آمادهسازی برای چندین امتحان در مدت زمان کوتاهی روبرو شود.
سخت تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
کارآفرینان میکوشند تا از طریق کار سخت و نوآوری، کسبوکارهای موفقی بسازند.
متوسل شدن
آنها مجبور شدند در طول قطعی برق به استفاده از شمع متوسل شوند.
پشتکار داشتن
او یاد گرفت که با مشکلات چالشبرانگیز ریاضی پشتکار داشته باشد، با این دانستن که تمرین ضروری است.
تلاش کردن
در مواجهه با سختیها، جوامع ممکن است تلاش کنند تا بازسازی و بهبود یابند.
سخت کار کردن
او در باغ بیوقفه زحمت میکشد، و برداشت فراوانی را تضمین میکند.
پشتکار داشتن
معترضان بر خواستههای خود برای عدالت پافشاری کردند، با وجود شرایط سخت از عقبنشینی امتناع ورزیدند.
برابری کردن
کیفیت محصول آنها با برند پیشرو رقابت میکرد.
تحمل کردن
بیمارانی که درمانهای پزشکی را تحمل میکنند، قدرت و انعطافپذیری نشان میدهند.
شکست را پذیرفتن
آنها پس از مصدومیت بازیکن ستارهشان بازی را واگذار کردند.
بر چیزی غلبه کردن
نامه او را با نوستالژی درهم کوبید.
عقب نشینی کردن
از ترس کمین، تیم شناسایی تحت پوشش تاریکی از منطقه دشمن عقب نشینی کرد.
گردن نهادن
سرباز از تسلیم شدن در برابر ترس خودداری کرد و با عزمی راسخ با دشمن روبرو شد.
مانع
مهندسان نظامی مانعهایی از بتن و آوار برپا کردند تا یک خط دفاعی formidable ایجاد کنند.
مانع
کمبود بودجه یک مانع برای تکمیل پروژه بود.
کار پر دردسر
او پس از مرتکب شدن اشتباهی که همکارانش را تحت تأثیر قرار داد، احساس بار گناه کرد.
طناب محکم
مدیرعامل در مذاکرات ادغام روی طناب باریک راه رفت، مطمئن شد که معامله به نفع هر دو شرکت باشد بدون اینکه باعث ناآرامی شود.
فلاکت
تجربه مشقت گاهی میتواند درسهای مهم زندگی را بیاموزد و رشد را تقویت کند.
مصیبت
آتشسوزی جنگل به یک فاجعه تبدیل شد زیرا به سرعت گسترش یافت، هکتارها زمین را سوزاند و حیات وحش را آواره کرد.
ایراد
یک عیب مهم زندگی در یک شهر بزرگ آلودگی صوتی است.
حادثه ناگوار
روز او پر از اتفاقات کوچک بود، مثل افتادن روی گربه و فراموش کردن کلیدها، اما هیچ چیز خیلی جدی نبود.
دوراهی
وقتی متوجه شد دوستش در امتحان تقلب میکند، خود را در یک معضل اخلاقی یافت.
اختلال
او توسط یک اختلال در نیمه شب از خواب بیدار شد.
معضل
مسئله ریاضی چنان معماای ارائه داد که حتی دانشآموزان برتر هم برای یافتن راهحل تقلا کردند.
خط گسل
گسترش سریع شرکت یک خط گسل در مدیریت زنجیره تأمین آن را برجسته کرد.
فشار
فشار مالی ناشی از هزینههای غیرمنتظره آنها را مجبور کرد تا بودجه خود را بازنگری کنند.
کار شاق
نوشتن پایاننامه یک کار طاقتفرسا برای دانشجوی فارغالتحصیل بود.
سرسخت
جامعه پس از یک فاجعه طبیعی در بازسازی، وحدت انعطافپذیر نشان داد.
سرسخت و تسلیمناپذیر
حمایت پایدار او از حفاظت محیط زیست دیگران را به پیوستن به این cause الهام بخشید.
دستوپاگیر
هدایت ماشینآلات حجیم در کارگاه به دقت دقیقی نیاز داشت.
غیر قابل تحمل
درد در پای آسیب دیدهاش غیرقابل تحمل شد، که منجر به مراجعه به اورژانس شد.