حمل و نقل زمینی - فضاهای مسکونی و روستایی

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به فضاهای مسکونی و روستایی مانند "کوچه"، "جاده ورودی" و "جاده خاکی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
crescent [اسم]
اجرا کردن

هلال

Ex: The crescent was adorned with vintage street lamps that illuminated the cobblestone path during the evening hours .

هلال با چراغ‌های خیابانی قدیمی تزئین شده بود که در ساعات عصر مسیر سنگفرش را روشن می‌کرد.

avenue [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه عریض

Ex: The city planted cherry blossom trees along the avenue , creating a beautiful springtime display .

شهر درختان گیلاس شکوفه را در امتداد خیابان کاشت و نمایشی زیبا از بهار ایجاد کرد.

alley [اسم]
اجرا کردن

کوچه

Ex: They played basketball in the alley behind their apartment building .

آنها در کوچه پشت ساختمان آپارتمانشان بسکتبال بازی کردند.

court [اسم]
اجرا کردن

یک حیاط

Ex: His office was located in a quiet court off the bustling market square , providing a peaceful working environment .

دفتر او در یک حیاط آرام در کنار میدان شلوغ بازار واقع شده بود و محیط کاری آرامی را فراهم می‌کرد.

forecourt [اسم]
اجرا کردن

حیاط جلوی خانه

Ex: The palace forecourt was decorated with banners and flags for the king ’s coronation ceremony .

حیاط جلویی کاخ با بنرها و پرچم‌ها برای مراسم تاجگذاری پادشاه تزئین شده بود.

dead end [اسم]
اجرا کردن

بن بست

Ex: They lived at the end of a quiet dead end road .

آنها در انتهای یک جاده بن بست آرام زندگی می‌کردند.

cul-de-sac [اسم]
اجرا کردن

بن‌بست

Ex: The new development includes several homes along a cul-de-sac with private driveways .

توسعه جدید شامل چندین خانه در امتداد یک بن‌بست با راه‌روهای خصوصی است.

approach [اسم]
اجرا کردن

مسیر

Ex: The GPS guided us along a winding coastal approach to the secluded beach where we planned to spend the afternoon .

GPS ما را در طول یک رویکرد ساحلی پیچ در پیچ به سمت ساحل دنجی که برنامه داشتیم بعدازظهر را در آنجا بگذرانیم، راهنمایی کرد.

driveway [اسم]
اجرا کردن

راه ورودی خانه

Ex: Jack shoveled the snow off the driveway early in the morning to ensure he could get his car out for work .

جک برف را از جاده خصوصی صبح زود پارو کرد تا مطمئن شود می‌تواند ماشینش را برای کار بیرون ببرد.

garage [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex: After cleaning out the garage , they found an old bicycle that had been forgotten for years .

بعد از تمیز کردن گاراژ، آنها یک دوچرخه قدیمی پیدا کردند که سال‌ها فراموش شده بود.

block [اسم]
اجرا کردن

بلوک

Ex: The fire department is just a block away from the library .

آتش‌نشانی فقط یک بلوک از کتابخانه فاصله دارد.

back street [اسم]
اجرا کردن

کوچه پس کوچه

Ex: The back street was lined with old buildings .

کوچه پس‌کوچه با ساختمان‌های قدیمی پوشیده شده بود.

backroad [اسم]
اجرا کردن

جاده روستایی

Ex: After the storm , the backroad was muddy and difficult to drive on .

پس از طوفان، جاده فرعی گلی و رانندگی در آن دشوار بود.

corduroy [اسم]
اجرا کردن

جاده چوبی

Ex:

آنها از یک مسیر چوبی برای عبور از زمین گلی استفاده کردند.

اجرا کردن

جاده روستایی

Ex: Farmers use the country lane to transport their produce to the market in the nearby town .

کشاورزان از جاده روستایی برای حمل محصولات خود به بازار در شهر نزدیک استفاده می‌کنند.

dirt road [اسم]
اجرا کردن

جاده خاکی

Ex: Walking along the quiet dirt road , we could hear the rustling of leaves and the chirping of birds .

در حال قدم زدن در جاده خاکی آرام، می‌توانستیم صدای خش‌خش برگ‌ها و آواز پرندگان را بشنویم.

اجرا کردن

جاده از مزرعه به بازار

Ex: During the harvest season , farm-to-market roads often see increased traffic as farmers rush to transport their crops to market before they spoil .

در فصل برداشت، جاده‌های مزرعه به بازار اغلب شاهد افزایش ترافیک هستند زیرا کشاورزان عجله دارند محصولات خود را قبل از فاسد شدن به بازار برسانند.

اجرا کردن

جاده کشاورزی

Ex: Many rural communities rely heavily on well-maintained agricultural roads for their economic livelihoods .

بسیاری از جوامع روستایی به شدت به جاده‌های کشاورزی که به خوبی نگهداری می‌شوند برای معیشت اقتصادی خود متکی هستند.

green lane [اسم]
اجرا کردن

مسیر سبز

Ex: Farmers use the green lane to access their fields and transport produce to the market .

کشاورزان از مسیر سبز برای دسترسی به مزارع خود و حمل محصولات به بازار استفاده می‌کنند.

footpath [اسم]
اجرا کردن

پیاده رو

Ex: The footpath connected the village to the neighboring town .

مسیر پیاده‌رو روستا را به شهر همسایه متصل می‌کرد.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری