واژگان آیلتس (عمومی) - پسندیدن و نپسندیدن
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد دوست داشتن یا دوست نداشتن افراد یا چیزها، مانند "اشتیاق"، "زنستیز"، "متنفر بودن" و غیره، که برای آیلتس لازم است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to love and respect someone very much

عشق ورزیدن, عاشق بودن
آنها برای فداکاریهایی که برای خانواده کردهاند، والدین خود را دوست دارند.
to make someone satisfied or happy

خشنود کردن, راضی کردن، خوشحال کردن
او با تمیز کردن خانه قبل از بازگشت والدینش از سفر، آنها را خوشحال میکند.
a strong feeling of dislike toward someone or something

بیزاری, نفرت
کودک پس از یک تجربه بد، تنفر از کلم بروکلی پیدا کرد.
liking someone or something, or having an interest in them

طرفدار, علاقمند، دوستدار، خواهان
او با جمعآوری ماشینهای قدیمی نشان داد که به آنها partial است.
a powerful and intense emotion or feeling toward something or someone, often driving one's actions or beliefs

احساس شدید, شور و اشتیاق
شور و اشتیاق هنرمند به نقاشی در رنگهای زنده و ضربههای قلمموی بیانگر اثرش آشکار بود.
having a strong enthusiasm, desire, or excitement for something or someone

مشتاق, علاقمند
او علاقهی شدیدی به نواختن گیتار دارد.
to not like a person or thing

نپسندیدن, دوست نداشتن
ما به شدت از افراد بیادب بدمان میآید؛ آنها بیاحترام هستند.
to hate and have no respect for something or someone

نفرت داشتن, متنفر بودن
ما تحقیر میکنیم ظلم به حیوانات را و از سازمانهایی که برای محافظت از آنها کار میکنند حمایت میکنیم.
a strong feeling of distaste for someone or something

انزجار, نفرت
او با دیدن شرایط غیربهداشتی توالت عمومی، موجی از انزجار را احساس کرد که بر او غلبه کرد.
an unreasonable opinion or judgment based on dislike felt for a person, group, etc., particularly because of their race, sex, etc.

تبعیض, پیشداوری
رمان به بررسی موضوعات پیشداوری و نابرابری اجتماعی میپردازد.
the act of opposing or refusing to accept something one disapproves of or disagrees with

مقاومت
مقاومت کارکنان اجرا را به تأخیر انداخت.
(always negative) to tolerate someone or something

تاب آوردن, تحمل کردن
او نمیتواند افرادی را که دائماً نادرست هستند تحمل کند.
a strong feeling of hatred, opposition, or hostility

نفرت, بیزاری
علیرغم نفرتشان، آنها توانستند روی پروژه با هم کار کنند.
a deep feeling of anger and dislike toward someone because of what they did in the past

کینه
او سعی کرد ببخشد، اما کینه از خیانت باقی ماند.
someone who despises women or assumes men are much better

زنستیز
جین وقتی متوجه تمایلات زنستیزانه او شد، از معاشرت با او دست کشید.
to treat someone better than someone else, especially in an unfair manner

زیادی به کسی ارزش دادن (در مقایسه با دیگران), تبعیض قائل شدن
وقتی افراد را بر اساس اینکه چه کسی را میشناسند ترجیح میدهند، ناعادلانه است.
having a tendency to do something

متمایل, مایل
او تمایل دارد وقتی با کارهای سخت روبرو میشود، تعلل کند.
more desirable or favored compared to other options

بهتر, مطلوب تر
ترجیح داده شده چیزی است که بسیاری از مردم به دلیل راحتی، خرید آنلاین را نسبت به بازدید از فروشگاههای فیزیکی پیدا میکنند.
a tendency or predisposition to favor something over other options

ترجیح, سلیقه
ترجیح او برای تمرینات صبحگاهی برنامه او را هدایت میکرد.
complete and total, with no imperfections or exceptions

تمامعیار, تام
با ترمیم جراحی آسیب، پزشکان توانستند بینایی او را به مطلق 20/20 بازگردانند.
to attract or gain interest, approval, or admiration

جذابیت داشتن, خوشایند بودن
داستان منحصر به فرد رمان و شخصیتهای جذاب آن، خوانندگان در تمام سنین را جذب کرد.
someone who is against a person, or hates them

دشمن
او هر کسی را که با او مخالفت میکرد به عنوان یک دشمن میدانست.
to be willing to accept or tolerate a difficult situation

تحمل کردن
ورزشکاران مجبور بودند جلسات تمرینی طاقتفرسا را تحمل کنند تا برای مسابقه آینده آماده شوند.
to attract someone by being irresistibly appealing

مسحور کردن, شیفته کردن
شیطنت های دوست داشتنی بچه گربه ها کودکان را مسحور کرد و شادی را به قلب هایشان آورد.
to absolutely hate someone or something

نفرت داشتن, بیزار بودن
ما از بیصداقتی متنفریم و راستگویی و درستکاری را ارزش میگذاریم.
