تجربه کردن
بازدید از موزه فرصتی برای تجربه تاریخ از نزدیک فراهم میکند.
در اینجا شما برخی از افعال ضروری انگلیسی مانند "face"، "fold"، "force" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تجربه کردن
بازدید از موزه فرصتی برای تجربه تاریخ از نزدیک فراهم میکند.
مواجه شدن
تیم با انتقادهایی به خاطر عملکردشان در طول مسابقات روبرو شد.
تا کردن
برای صرفهجویی در فضا، او لباسها را تا کرد و در چمدان چید.
مجبور کردن
دیروز، او با اکراه خود را مجبور کرد تا در جلسه آموزش اجباری شرکت کند.
آویزان کردن
آنها تصمیم گرفتند چراغهای فانوسی را در سراسر باغ آویزان کنند تا در مهمانی شبانه فضایی جادویی ایجاد شود.
بهسمت جایی رفتن
تیم پس از بازی به سمت رختکن حرکت کرد.
صبر کردن
معلم به دانشآموزان گفت صبر کنند تا او پاسخهایشان را بررسی کند.
بغل کردن
در زمانهای غم، دوستان اغلب با در آغوش گرفتن یکدیگر تسلی مییابند.
بیتوجهی کردن
او به طور منظم عناصر حواس پرت کن را نادیده میگیرد تا متمرکز بماند.
تأثیر گذاشتن
تغییرات اقتصادی جهانی میتوانند به طور قابل توجهی تأثیر بگذارند بر کسبوکارهای محلی و نرخ اشتغال.
تأثیر گذاشتن
سیاستهای اقتصادی اجرا شده توسط دولتها میتوانند تأثیر بگذارند بر رفاه کلی یک ملت.
اتو کشیدن
بعد از شستن، او رومیزی را برای یک مهمانی شام ویژه اتو میکند.
برچسب زدن
او تصمیم گرفت که شیشهها را در انباری برچسبگذاری کند تا بین ادویهها تمایز قائل شود.
کم داشتن
گذاشتن
نجار تختههای چوبی را روی زمین گذاشت تا آنها را اندازه بگیرد و با دقت ببرد.
بهم ریختن
ریختن زباله در فضاهای عمومی میتواند محیط زیست را آلوده کند.
مخلوط کردن
بارتندرها با مهارت انواع مشروبات الکلی و آبمیوهها را مخلوط میکنند تا کوکتلهای منحصر به فردی بسازند.
توجه کردن
به عنوان یک کارآگاه، او خود را آموزش داد تا حتی کوچکترین تغییرات در صحنه جرم را متوجه شود.
اتفاق افتادن
جلسه با وجود آب و هوای بد طبق برنامه برگزار شد.
قانع کردن
فعال بیوقفه کار کرد تا جامعه را برای مشارکت در تلاشهای حفاظت از محیط زیست متقاعد کند.
گذاشتن
گربه دوست دارد خود را نزدیک پنجره قرار دهد تا در نور آفتاب گرم شود.
مسموم کردن
او به مسموم کردن سگ متهم شد، که منجر به تحقیقی در مورد اقدامات او شد.
ریختن
من روغن را در تابه ریختم تا شروع به پختن کنم.
فشار دادن
ورزشکار بدنش را به دیوار فشرد، برای علامت شروع آماده میشد.
برنامهریزی کردن
اعضای کمیته با هم همکاری کردند تا برنامهریزی کنند برای انواع فعالیتهای اردوی تابستانی.
اثبات کردن
هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.
واجد شرایط بودن
منعکس کردن
مرتبط کردن
رها کردن
او توپ را در دقیقاً لحظه مناسب رها کرد تا یک پرتاب بینقص انجام دهد.
ماندن
یادآوری کردن
معلم به دانشآموزان یادآوری کرد که تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.
بازنمایی کردن
لوگویی که سال گذشته طراحی کردند، نمایانگر روحیه نوآورانه شرکت بود.
منجمد شدن
همانطور که خورشید غروب میکرد، گودالهای روی جاده شروع به یخ زدن کردند، که شرایط رانندگی را برای رانندگان خطرناک کرد.