فهرست واژگان سطح B2 - مقیاس‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اندازه‌گیری، مانند "حجم"، "کسر"، "تقسیم" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
arc [اسم]
اجرا کردن

قوس

Ex: The length of an arc can be calculated using the radius and the angle in degrees .

طول یک کمان را می‌توان با استفاده از شعاع و زاویه بر حسب درجه محاسبه کرد.

area [اسم]
اجرا کردن

مساحت

Ex: When planning a garden , measuring the area helps determine how many plants can fit .

هنگام برنامه‌ریزی برای یک باغ، اندازه‌گیری مساحت به تعیین تعداد گیاهانی که می‌توانند جای بگیرند کمک می‌کند.

point [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex: The intersection of two lines occurs at a single point .

تقاطع دو خط در یک نقطه اتفاق می‌افتد.

set [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The set of even numbers includes 2 , 4 , 6 , and so on .

مجموعه اعداد زوج شامل 2، 4، 6، و به همین ترتیب است.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex:

باغ فضای باز زیادی برای بازی کودکان داشت.

volume [اسم]
اجرا کردن

حجم

Ex: The volume of the box was calculated to be 1 cubic meter .

حجم جعبه به اندازه 1 متر مکعب محاسبه شد.

addition [اسم]
اجرا کردن

جمع (ریاضی)

Ex: Addition can be done using a calculator or by writing numbers on paper .

جمع می‌تواند با استفاده از ماشین حساب یا نوشتن اعداد روی کاغذ انجام شود.

deduction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: The teacher explained that deduction is used to find the difference between two numbers .

معلم توضیح داد که کسر برای یافتن تفاوت بین دو عدد استفاده می‌شود.

division [اسم]
اجرا کردن

تقسیم (ریاضی)

Ex: Students learn division to understand how to share items fairly .

دانش‌آموزان تقسیم را یاد می‌گیرند تا بفهمند چگونه می‌توان وسایل را به طور عادلانه تقسیم کرد.

اجرا کردن

ضرب (ریاضی)

Ex: In multiplication , the numbers being multiplied are called factors .

در ضرب، اعدادی که ضرب می‌شوند عوامل نامیده می‌شوند.

times [حرف اضافه]
اجرا کردن

ضرب در

Ex:

دو ضربدر پنج را ضرب کنید تا ده به دست آید.

fraction [اسم]
اجرا کردن

کسر

Ex: She simplified the fraction 8/12 to 2/3 .

او کسر 8/12 را به 2/3 ساده کرد.

percentage [اسم]
اجرا کردن

درصد

Ex: What percentage of your income do you spend on rent each month ?

هر ماه چند درصد از درآمدتان را صرف اجاره می‌کنید؟

probability [اسم]
اجرا کردن

احتمال

Ex: The probability of it raining tomorrow is 70 percent .

احتمال بارندگی فردا 70 درصد است.

equal sign [اسم]
اجرا کردن

علامت تساوی

Ex: In programming , the double equal sign ' = = ' is used to test for equality between variables .

در برنامه‌نویسی، علامت مساوی دوتایی '==' برای آزمایش برابری بین متغیرها استفاده می‌شود.

اجرا کردن

مساوی بودن با

Ex: The costs of the project amount to $10,000 when you consider all the expenses.

هزینه‌های پروژه به 10,000 دلار می‌رسد وقتی تمام هزینه‌ها را در نظر می‌گیرید.

digit [اسم]
اجرا کردن

رقم

Ex: The password must include at least one digit for security .

رمز عبور باید حداقل شامل یک رقم برای امنیت باشد.

minus [اسم]
اجرا کردن

علامت تفریق

Ex: In the equation 8 - 3 , the minus indicates that you should subtract 3 from 8 .

در معادله 8 - 3، منفی نشان می‌دهد که باید 3 را از 8 کم کنید.

plus [اسم]
اجرا کردن

علامت جمع (ریاضی)

Ex:

در معادله 3 + 5، علامت بعلاوه به این معنی است که باید 3 و 5 را با هم جمع کنید.

graph [اسم]
اجرا کردن

نمودار

Ex: A graph can show trends and patterns over time effectively .
bar chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار میله‌ای

Ex: Each bar in the bar chart represents a specific category .

هر میله در نمودار میله‌ای یک دسته خاص را نشان می‌دهد.

pie chart [اسم]
اجرا کردن

نمودار دایره‌ای

Ex: To visualize the survey results , we created a pie chart representing the percentage of different age groups .

برای تجسم نتایج نظرسنجی، یک نمودار دایره‌ای ایجاد کردیم که درصد گروه‌های سنی مختلف را نشان می‌دهد.

line graph [اسم]
اجرا کردن

نمودار خطی

Ex: A line graph can help track trends in sales for a business .

یک نمودار خطی می‌تواند به ردیابی روند فروش برای یک کسب‌وکار کمک کند.

اجرا کردن

ریاضیدان

Ex: Many people admire the mathematician for his ability to explain complex ideas simply .

بسیاری از مردم به ریاضیدان به خاطر توانایی اش در توضیح ایده های پیچیده به سادگی تحسین می کنند.

measure [اسم]
اجرا کردن

واحد اندازه‌گیری

Ex: A standard measure for liquid volume is a liter or a gallon .

یک معیار استاندارد برای حجم مایع، لیتر یا گالن است.

acre [اسم]
اجرا کردن

جریب (واحد اندازه گیری سطح)

Ex: An acre of forest can provide a habitat for many types of wildlife .

یک جریب جنگل می‌تواند زیستگاه بسیاری از انواع حیات وحش را فراهم کند.

degree [اسم]
اجرا کردن

درجه

Ex: An angle of 90 degrees is called a right angle .

یک زاویه 90 درجه، زاویه قائمه نامیده می‌شود.

statistic [اسم]
اجرا کردن

آمار

Ex:

درک آمار برای تفسیر صحیح نتایج نظرسنجی‌ها مهم است.

to rank [فعل]
اجرا کردن

رتبه‌بندی کردن

Ex: The website ranks hotels based on customer reviews and amenities .

وبسایت هتل‌ها را بر اساس نظرات مشتریان و امکانات رتبه‌بندی می‌کند.

to rate [فعل]
اجرا کردن

رده‌بندی کردن

Ex: Users are asked to rate the app 's usability and provide feedback .

از کاربران خواسته می‌شود تا قابلیت استفاده از برنامه را ارزیابی کنند و بازخورد ارائه دهند.

massive [صفت]
اجرا کردن

غول پیکر

Ex: The iceberg floating in the Arctic Ocean was massive , stretching for miles in every direction .

کوه یخ شناور در اقیانوس منجمد شمالی عظیم بود، در هر جهت برای مایل‌ها امتداد داشت.

multiple [صفت]
اجرا کردن

چندگانه

Ex: The conference featured multiple speakers from various industries .

کنفرانس شامل چندین سخنران از صنایع مختلف بود.

numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

section [اسم]
اجرا کردن

بخش

Ex: The museum 's art gallery is divided into sections dedicated to different art movements and periods .

گالری هنری موزه به بخش‌هایی تقسیم شده است که به جنبش‌ها و دوره‌های مختلف هنری اختصاص دارد.