کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 4

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 4 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
session [اسم]
اجرا کردن

جلسه

Ex: The session concluded with a brief recap of the day 's lesson and an assignment for homework .

جلسه با خلاصه‌ای کوتاه از درس روز و تکلیف خانه به پایان رسید.

decline [اسم]
اجرا کردن

کاهش

Ex: The decline of traditional industries has affected the local economy .
to affect [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: Lack of proper nutrition can affect a child 's physical and cognitive development .

کمبود تغذیه مناسب می‌تواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The company values teamwork , but it values individual initiative and creativity in particular .

شرکت کار تیمی را ارزشمند می‌داند، اما به ویژه ابتکار و خلاقیت فردی را ارزشمند می‌داند.

اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: The author illustrated the idea of teamwork through various stories in the book .

نویسنده ایده کار تیمی را از طریق داستان‌های مختلف در کتاب توضیح داد.

to tend [فعل]
اجرا کردن

تمایل داشتن

Ex: Children tend to become more independent as they grow older .

کودکان با بزرگتر شدن تمایل دارند مستقل تر شوند.

to borrow [فعل]
اجرا کردن

قرض گرفتن

Ex: The chef borrowed spices and cooking methods from Indian cuisine to enhance his dishes .

سرآشپز برای بهبود غذاهایش، ادویه‌ها و روش‌های پخت را از آشپزی هندی قرض گرفت.

millennium [اسم]
اجرا کردن

هزاره

Ex: The invention of printing was a pivotal development during the second millennium .

اختراع چاپ یک پیشرفت محوری در هزاره دوم بود.

to browse [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن (در اینترنت)

Ex: He browsed various news websites to stay updated on current events .

او در وب‌سایت‌های خبری مختلف مرور کرد تا از رویدادهای جاری مطلع بماند.

a great deal [عبارت]
اجرا کردن

خیلی زیاد

Ex: He appreciated your help a great deal and thanked everyone .
اجرا کردن

عمدتاً

Ex: The school 's curriculum is predominantly focused on STEM subjects .

برنامه درسی مدرسه عمدتاً بر موضوعات STEM متمرکز است.

اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The new phone is comparatively cheaper than other models with similar features .

تلفن جدید نسبتا ارزان‌تر از مدل‌های دیگر با ویژگی‌های مشابه است.

respect [اسم]
اجرا کردن

جنبه

Ex: The two projects are similar in many respects.

دو پروژه از بسیاری جنبه‌ها مشابه هستند.

to promote [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The mentor played a crucial role in promoting the career development of the mentee .

منتور نقش حیاتی در ترویج توسعه شغلی منتوری ایفا کرد.

bilingual [صفت]
اجرا کردن

دوزبانه

Ex: Children raised in bilingual environments often develop a deep understanding of language and cultural nuances .

کودکانی که در محیط‌های دو زبانه بزرگ می‌شوند اغلب درک عمیقی از ظرافت‌های زبانی و فرهنگی پیدا می‌کنند.

influence [اسم]
اجرا کردن

اثر

Ex: The influence of technology on daily life continues to grow .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره همچنان در حال رشد است.

staggering [صفت]
اجرا کردن

سرسام‌آور

Ex: His performance in the competition was staggering , earning him first place .

عملکرد او در مسابقه حیرت‌انگیز بود و به او مقام اول را داد.

troubling [صفت]
اجرا کردن

موجب نگرانی

Ex: The troubling news of the increase in crime rates alarmed the community .

اخبار نگران کننده افزایش نرخ جرم و جنایت جامعه را نگران کرد.

to conduct [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The captain is responsible for conducting the team 's training sessions to improve performance .

کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.

willing [صفت]
اجرا کردن

مایل

Ex: She was willing to compromise in order to reach a resolution .

او مایل بود برای رسیدن به یک راه‌حل مصالحه کند.

to justify [فعل]
اجرا کردن

توجیه کردن

Ex: The lawyer needed to justify her client 's actions in court by presenting evidence that supported the claim of self-defense .

وکیل باید اقدامات موکل خود را در دادگاه با ارائه مدارکی که از ادعای دفاع از خود حمایت می‌کرد، توجیه می‌کرد.

expense [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: When planning a trip , it 's essential to consider all potential expenses , including accommodations , transportation , and meals .
drawback [اسم]
اجرا کردن

ایراد

Ex: One significant drawback of living in a big city is the noise pollution .

یک عیب مهم زندگی در یک شهر بزرگ آلودگی صوتی است.

giant [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: The merger between the two giants created the largest pharmaceutical company in the industry .

ادغام بین دو غول بزرگترین شرکت دارویی در صنعت را ایجاد کرد.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

sum [اسم]
اجرا کردن

مبلغ

Ex:

بلیط بخت‌آزمایی برنده به او حق یک مبلغ قابل توجه پول را داد.

to allocate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The school board will allocate funds for new classroom equipment in the upcoming fiscal year .

هیئت مدرسه در سال مالی آینده بودجه‌ای را برای تجهیزات جدید کلاس‌ها تخصیص خواهد داد.

fund [اسم]
اجرا کردن

بودجه

Ex: The company launched a fund for employee welfare .

شرکت یک صندوق برای رفاه کارکنان راه‌اندازی کرد.

to source [فعل]
اجرا کردن

تهیه کردن

Ex: We need to source the components before production .

ما باید قبل از تولید، قطعات را تأمین کنیم.

uphill [صفت]
اجرا کردن

بسیار چالش‌برانگیز

Ex: Rebuilding trust after a betrayal is an uphill task , requiring patience and open communication .

بازسازی اعتماد پس از خیانت یک کار سخت است که به صبر و ارتباط باز نیاز دارد.

sound [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The laptop was in sound condition after the technician repaired the hardware .

لپتاپ پس از تعمیر سخت‌افزار توسط تکنسین در وضعیت مناسبی بود.

doubt [اسم]
اجرا کردن

شک

Ex: She could n't shake the nagging doubt that she had made the wrong decision .
inevitable [صفت]
اجرا کردن

اجتناب‌ناپذیر

Ex: The breakup was an inevitable consequence of their constant disagreements .

جدایی نتیجه اجتناب‌ناپذیر اختلافات مداوم آنها بود.

اجرا کردن

to bring up a topic or issue for discussion or consideration

Ex: he student 's comment raised a question that the teacher had n't considered before .
identity [اسم]
اجرا کردن

هویت

Ex: The detective uncovered the true identity of the suspect .

کارآگاه هویت واقعی مظنون را کشف کرد.

to concern [فعل]
اجرا کردن

نگران کردن

Ex: Her son 's academic struggles concerned the mother , who sought tutoring to help him catch up .

مشکلات تحصیلی پسرش مادر را نگران کرد، که به دنبال معلم خصوصی بود تا به او کمک کند تا عقب‌ماندگی را جبران کند.

fluent [صفت]
اجرا کردن

روان

Ex: The lawyer 's fluent arguments convinced the jury .

استدلال‌های روان وکیل هیئت منصفه را متقاعد کرد.

to express [فعل]
اجرا کردن

ابراز کردن

Ex: The poet has expressed deep emotions in the lines of his latest poem .

شاعر در بیت‌های آخرین شعر خود احساسات عمیقی را بیان کرده است.

اجرا کردن

تقریباً

Ex: The package will arrive in approximately five business days .

بسته در حدود پنج روز کاری می‌رسد.

اجرا کردن

ملت-دولت

Ex:

ملت-دولت قوانین، مرزها و دولت خود را کنترل می‌کند.

to tie up [فعل]
اجرا کردن

بستن

Ex: They will tie up their operations in the region by the end of the month .

آنها عملیات خود را در منطقه تا پایان ماه به هم متصل خواهند کرد.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3