review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بیایید پیش برویم! 4
اجرا کردن

تخته نرد

Ex: El backgammon requiere concentración y estrategia.

تخته‌نرد نیاز به تمرکز و استراتژی دارد.

اجرا کردن

چکرز چینی

Ex: Las damas chinas requieren estrategia y paciencia.

چکرز چینی نیاز به استراتژی و صبر دارد.

el dardos [اسم]
اجرا کردن

دارت (ورزش)

Ex: Los dardos requieren buena puntería y concentración.

دارت به هدف‌گیری خوب و تمرکز نیاز دارد.

el dominó [اسم]
اجرا کردن

دومینو

Ex: El dominó es un juego de estrategia y suerte.

دومینو یک بازی استراتژی و شانس است.

اجرا کردن

فوتبال میزی

Ex: El futbolín requiere rapidez y coordinación de manos.

فوت‌بولین به سرعت و هماهنگی دست‌ها نیاز دارد.

اجرا کردن

هاکی هوایی

Ex: El hockey de aire requiere rapidez y precisión.

هاکی هوایی به سرعت و دقت نیاز دارد.

el parchís [اسم]
اجرا کردن

پارچیزی

Ex: El parchís es un juego muy popular en España y Latinoamérica.

پارچیس یک بازی بسیار محبوب در اسپانیا و آمریکای لاتین است.

اجرا کردن

بازی مجازی

Ex: Los juegos virtuales pueden ser educativos y divertidos.

بازی‌های مجازی می‌توانند آموزشی و سرگرم‌کننده باشند.

اجرا کردن

بازی تعاملی

Ex: El juego interactivo ayuda a aprender mientras se divierten.

بازی تعاملی به یادگیری در حین سرگرمی کمک می‌کند.

apuntar [فعل]
اجرا کردن

هدف گیری کردن

Ex: El arquero apunta a la diana.

کماندار به سمت هدف نشانه‌گیری می‌کند.

clavar [فعل]
اجرا کردن

فرو کردن

Ex: Necesitas clavar el clavo para colgar el cuadro.

شما باید میخ را بکوبید تا تصویر را آویزان کنید.

[hacer] punto [عبارت]
اجرا کردن

marcar un gol, punto o ventaja en un juego o deporte

Ex: Ella hizo punto con un tiro perfecto desde lejos.
meter [فعل]
اجرا کردن

گل زدن

Ex: El equipo metió dos puntos en la primera mitad.

تیم در نیمه اول دو امتیاز گل زد.

mover [فعل]
اجرا کردن

تکان دادن

Ex: Movieron los libros a la estantería superior.

آنها کتاب‌ها را به قفسه بالایی منتقل کردند.

sacar [فعل]
اجرا کردن

سرو کردن

Ex: Aprendió a sacar correctamente en el tenis.

او یاد گرفت که در تنیس به درستی سرویس بزند.

tirar [فعل]
اجرا کردن

سرنگون کردن

Ex: El jugador tiró al adversario durante el partido.

بازیکن در طول مسابقه حریف را به زمین زد.

el bolos [اسم]
اجرا کردن

بولینگ

Ex: Mi abuelo tiene su propia bola personalizada para los bolos.

پدربزرگم توپ سفارشی خودش را برای بولینگ دارد.

اجرا کردن

فوتبال پنج نفره

Ex: El torneo de fútbol 5 comenzó el fin de semana pasado.

مسابقات فوتبال ۵ نفره آخر هفته گذشته آغاز شد.

اجرا کردن

هاکی روی یخ

Ex: El equipo de hockey sobre hielo ganó el campeonato.

تیم هاکی روی یخ قهرمانی را برد.

el pimpón [اسم]
اجرا کردن

تنیس روی میز

Ex: El torneo de pimpón reunió a jugadores de todas las edades.

مسابقات پیمپون بازیکنان در تمام سنین را گرد هم آورد.

el squash [اسم]
اجرا کردن

اسکواش

Ex: Juega al squash tres veces por semana para entrenar.

او سه بار در هفته اسکواش بازی می‌کند تا تمرین کند.

el blanco [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: El blanco del disparo está muy lejos.

هدف شلیک بسیار دور است.

اجرا کردن

کنسول بازی

Ex: Mi primo colecciona consolas de videojuegos antiguas y las repara.

پسرعمویم کنسول‌های بازی ویدیویی قدیمی را جمع‌آوری می‌کند و آن‌ها را تعمیر می‌کند.

اجرا کردن

اسکیت یخی

Ex: Aprendió a patinar usando sus nuevos patines de hielo.

او با استفاده از اسکیت‌های یخ جدیدش اسکیت سواری یاد گرفت.

اجرا کردن

دستگاه پخش موسیقی

Ex: El reproductor de MP3 tiene espacio para mil canciones.

پخش‌کننده MP3 فضایی برای هزار آهنگ دارد.

el tablero [اسم]
اجرا کردن

صفحه (بازی)

Ex: El tablero está hecho de madera.
bajo techo [صفت]
اجرا کردن

سرپوشیده

Ex: El torneo bajo techo se celebra en el gimnasio principal.

مسابقات داخل سالن در سالن ورزشی اصلی برگزار می‌شود.

la destreza [اسم]
اجرا کردن

مهارت

Ex: Desarrolló destreza manual con años de práctica.

او مهارت دستی را با سال‌ها تمرین توسعه داد.

اجرا کردن

دقت هدفگیری

Ex: Necesitas buena puntería para acertar en el blanco.

برای اصابت به هدف به نشانه‌گیری خوب نیاز دارید.

el ajedrez [اسم]
اجرا کردن

شطرنج

Ex: Aprendí las reglas del ajedrez cuando era niño.

من قوانین شطرنج را زمانی که کودک بودم یاد گرفتم.

el billar [اسم]
اجرا کردن

بیلیارد

Ex: El club tiene varias mesas de billar.

باشگاه چند میز بیلیارد دارد.

el dados [اسم]
اجرا کردن

تاس (بازی)

Ex: Lanzó los dados y sacó un seis.

او تاس‌ها را انداخت و شش آورد.

la ficha [اسم]
اجرا کردن

مهره بازی

Ex: Cada jugador tiene varias fichas para el juego.

هر بازیکن چندین مهره برای بازی دارد.

اجرا کردن

بازی تخته‌ای

Ex: El ajedrez es un juego de mesa muy conocido.

شطرنج یک بازی رومیزی بسیار معروف است.

patinar [فعل]
اجرا کردن

اسکیت بازی کردن

Ex: Nos gusta patinar en el parque durante el verano.

ما دوست داریم در تابستان در پارک اسکیت کنیم.

la raqueta [اسم]
اجرا کردن

راکت تنیس

Ex: La raqueta es ligera y fácil de manejar.

راکت سبک و آسان برای استفاده است.

la red [اسم]
اجرا کردن

تور (بسکتبال و...)

Ex: La red de la portería está rota.

تور دروازه شکسته است.

el tenis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex: Mira ese partido de tenis en la televisión.

آن مسابقه تنیس را در تلویزیون تماشا کن.