review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
بیایید پیش برویم! 4
la beca [اسم]
اجرا کردن

بورس تحصیلی

Ex: Ella solicitó una beca para el próximo semestre.

او برای بورسیه برای ترم بعد درخواست داد.

اجرا کردن

مشاور

Ex: Los consejeros asesoran al presidente.

مشاوران به رئیس‌جمهور مشاوره می‌دهند.

اجرا کردن

مدرک دکترا

Ex: Para dar clases universitarias, necesitas un doctorado.

برای تدریس در دانشگاه، شما به یک دکترا نیاز دارید.

اجرا کردن

اتاق خوابگاه

Ex: Pasamos mucho tiempo estudiando en el dormitorio.

ما زمان زیادی را در خوابگاه به مطالعه می‌گذرانیم.

اجرا کردن

دبستان

Ex: Los niños de la escuela primaria participaron en un concurso de dibujo.

کودکان مدرسه ابتدایی در یک مسابقه نقاشی شرکت کردند.

اجرا کردن

دبیرستان

Ex: La escuela secundaria empieza a las ocho de la mañana.

مدرسه متوسطه ساعت هشت صبح شروع می‌شود.

estatal [صفت]
اجرا کردن

دولتی

Ex: La televisión estatal transmitió el discurso.

تلویزیون دولتی سخنرانی را پخش کرد.

اجرا کردن

دانش‌آموز افتخاری

Ex: Los estudiantes de honor reciben premios al final del año.

دانشجویان ممتاز در پایان سال جوایزی دریافت می‌کنند.

اجرا کردن

آزمون ورودی

Ex: Miles de estudiantes se presentan al mismo examen de ingreso.

هزاران دانشجو در همان آزمون ورودی شرکت می‌کنند.

اجرا کردن

امتحان نهایی

Ex: El examen final será el próximo lunes.

امتحان نهایی روز دوشنبه آینده خواهد بود.

اجرا کردن

امتحان میان‌ترم

Ex: El examen parcial cubre los primeros cinco capítulos.

امتحان میان‌ترم پنج فصل اول را پوشش می‌دهد.

اجرا کردن

کارشناسی

Ex: Ella terminó su licenciatura el año pasado.

او لیسانس خود را سال گذشته به پایان رساند.

اجرا کردن

لیست انتظار

Ex: Si el curso está lleno, puedes apuntarte en la lista de espera.

اگر دوره پر باشد، می‌توانید در لیست انتظار ثبت‌نام کنید.

اجرا کردن

مدرک کارشناسی ارشد

Ex: Terminó su maestría el año pasado.

او کارشناسی ارشد خود را سال گذشته به پایان رساند.

la materia [اسم]
اجرا کردن

درس

Ex: Tenemos cinco materias este semestre.

ما پنج درس این ترم داریم.

اجرا کردن

شهریه

Ex: La beca cubre el costo total de la matrícula.

بورسیه هزینه کامل شهریه را پوشش می‌دهد.

privado [صفت]
اجرا کردن

خصوصی

Ex: Tengo un mensaje privado para ti.

من یک پیام خصوصی برای شما دارم.

اجرا کردن

نیاز

Ex: El curso tiene varios requisitos obligatorios.

دوره دارای چندین الزام اجباری است.

el semestre [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Las vacaciones de verano comienzan al final del semestre.

تعطیلات تابستانی در پایان ترم آغاز می‌شود.

اجرا کردن

سیستم آموزشی

Ex: El sistema educativo ofrece programas para todas las edades.

سیستم آموزشی برنامه‌هایی برای تمام سنین ارائه می‌دهد.

administrar [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: El director administra los recursos de la escuela.

مدیریت کردن منابع مدرسه.

aprobar [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: Para graduarte, debes aprobar todas las asignaturas.

برای فارغ‌التحصیلی، باید همه دروس را قبول شوی.

atrasar [فعل]
اجرا کردن

عقب ماندن

Ex: No te atrasas con tus estudios.

در تحصیلات خود عقب نمانید.

cobrar [فعل]
اجرا کردن

پول گرفتن (در قبال کاری)

Ex: ¿Cuánto vas a cobrar por tu trabajo?

چقدر قرار است برای کارت دریافت کنی ؟

controlar [فعل]
اجرا کردن

مراقب بودن

Ex: Debes controlar al niño mientras juega.

شما باید کودک را در حین بازی کنترل کنید.

inscribir [فعل]
اجرا کردن

ثبت‌نام کردن

Ex: Ella se inscribió para el torneo de fútbol.

او برای مسابقه فوتبال ثبت‌نام کرد.

satisfecho [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: Ella se siente satisfecha con su trabajo.

او از کارش راضی است.

reprobar [فعل]
اجرا کردن

شکست خوردن

Ex: Si no estudias, vas a reprobar.

اگر درس نخوانی، مردود خواهی شد.

aceptado [صفت]
اجرا کردن

موردقبول

Ex: El pago fue aceptado sin problemas.

پرداخت بدون مشکل پذیرفته شد.

a tiempo [قید]
اجرا کردن

به موقع

Ex: Siempre entrega los informes a tiempo.

او همیشه گزارش‌ها را به موقع تحویل می‌دهد.

el alquiler [اسم]
اجرا کردن

اجاره

Ex: Pagamos el alquiler cada mes.

ما هر ماه اجاره را پرداخت می‌کنیم.

la cuenta [اسم]
اجرا کردن

صورت‌حساب

Ex: ¿Nos traes la cuenta?

صورتحساب را می‌آورید؟

la cuota [اسم]
اجرا کردن

دستمزد

Ex: No puedo pagar la cuota completa ahora.
la deuda [اسم]
اجرا کردن

بدهی

Ex: Pagó la deuda en tres cuotas.

او بدهی را در سه قسط پرداخت کرد.

اجرا کردن

تاریخ سررسید

Ex: Revisa la fecha de vencimiento de tus facturas.

تاریخ سررسید صورتحساب‌های خود را بررسی کنید.

la finanzas [اسم]
اجرا کردن

امور مالی

Ex: Estudio finanzas en la universidad.

من مالی را در دانشگاه مطالعه می‌کنم.

el gasto [اسم]
اجرا کردن

هزینه

Ex: El gasto en comida aumentó debido a la inflación.

هزینه غذا به دلیل تورم افزایش یافت.

el interés [اسم]
اجرا کردن

بهره

Ex: Pagamos mucho dinero solo en intereses.

ما پول زیادی فقط برای بهره می‌پردازیم.

la multa [اسم]
اجرا کردن

جریمه

Ex: Si no pagas la multa, aumentará.

اگر جریمه را پرداخت نکنید، افزایش خواهد یافت.

el pago [اسم]
اجرا کردن

پرداخت

Ex: El pago debe hacerse antes de la entrega.

پرداخت باید قبل از تحویل انجام شود.

اجرا کردن

وام

Ex: El banco aprobó mi préstamo personal.

بانک وام شخصی من را تأیید کرد.

la carrera [اسم]
اجرا کردن

حرفه

Ex: La carrera de un músico requiere mucha dedicación.

حرفه‌ای یک موسیقیدان نیازمند فداکاری زیادی است.

اجرا کردن

تخصص

Ex: La programación es su especialidad desde hace años.

برنامه‌نویسی تخصص او برای سال‌ها بوده است.

la facultad [اسم]
اجرا کردن

گروه

Ex: La facultad de derecho organiza conferencias cada año.

دانشکده حقوق هر سال کنفرانس‌هایی برگزار می‌کند.

graduar [فعل]
اجرا کردن

فارغ التحصیل شدن

Ex: Voy a graduarme en junio.

من در ماه ژوئن فارغ‌التحصیل خواهم شد.

el impuesto [اسم]
اجرا کردن

مالیات

Ex: Los impuestos ayudan a financiar los servicios públicos.

مالیات‌ها به تأمین مالی خدمات عمومی کمک می‌کنند.

la nota [اسم]
اجرا کردن

نمره

Ex: ¿Qué nota obtuviste en el examen?

چه نمره‌ای در امتحان گرفتی ؟

pagar [فعل]
اجرا کردن

پرداخت کردن

Ex: Ella pagó el taxi con tarjeta de crédito.

او تاکسی را با کارت اعتباری پرداخت کرد.

el policía [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: El policía ayudó a la niña perdida.

پلیس به دختر گمشده کمک کرد.

اجرا کردن

بودجه

Ex: El presupuesto del gobierno aumentó este año.

بودجه دولت امسال افزایش یافت.

el profesor [اسم]
اجرا کردن

مدرس دانشگاه

Ex: Mi profesor de biología trabaja en la universidad local.

استاد زیست‌شناسی من در دانشگاه محلی کار می‌کند.

اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: Pago las compras con la tarjeta de crédito.

من خریدها را با کارت اعتباری پرداخت می‌کنم.