500 فعل رایج انگلیسی - Top 426 - 450 افعال
در اینجا قسمت 18 از لیست رایجترین افعال در انگلیسی مانند "تجارت"، "لغو" و "قضاوت" به شما ارائه میشود.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to break on the surface without falling into separate pieces

ترک برداشتن, ترک خوردن
نقاش متوجه شد که بوم قدیمی شروع به ترک خوردن کرده است، که نشان دهنده نیاز به مرمت است.
to buy and sell or exchange items of value

خریدوفروش کردن, تجارت کردن
شرکت اخیراً سهام را در بازار سهام مبادله کرده است.
to give someone or something the means or ability to do something

قادر ساختن, اختیار دادن
توسعههای فعلی در فناوری امکان روشهای پایدارتر را فراهم میکنند.
to regain complete health after a period of sickness or injury

بهبود یافتن, دوره نقاهت را گذراندن (بعد از بیماری)
با درمان مناسب، بسیاری از افراد میتوانند از چالشهای سلامت روان بهبود یابند.
to take in energy, liquid, etc.

جذب کردن
خاک آب باران را جذب کرد و از سیلاب جلوگیری کرد.
to decide or tell that something arranged before will now not happen

لغو کردن, کنسل کردن
پرواز به دلیل مشکلات مکانیکی هواپیما لغو شد.
to say that one is willing to damage something or hurt someone if one's demands are not met

تهدید کردن
همسر آزارگر تهدید کرد که در صورت تلاش برای ترک رابطه به همسرش آسیب بزند.
to form a decision or opinion based on what one knows

قضاوت کردن
سرآشپز با چشیدن غذا قبل از سرو، طعم آن را قضاوت میکند.
to refuse to admit the truth or existence of something

تکذیب کردن, انکار کردن
او مجبور شد هرگونه دخالت در حادثه را انکار کند تا از اعتبار خود محافظت کند.
to become less hot and slightly colder

خنک شدن
تا پایان شب، اتاق به سطح راحتی خنک خواهد شد.
to cook food, usually in an oven, without any extra fat or liquid

پختن
او از پختن پای لذت میبرد، به ویژه در فصل تعطیلات.
to control and be in charge of a country

حکمرانی کردن, فرمانروایی کردن
هیئت نظامی پس از یک کودتا بر کشور حکومت کرد.
to change words into another language

ترجمه کردن
رمان آنقدر محبوب بود که در نهایت به چندین زبان ترجمه شد تا به مخاطبان جهانی برسد.
to have an effect on a particular person or thing

تأثیر گذاشتن, اثر گذاشتن
سبکهای فرزندپروری میتوانند بر رشد عاطفی و اجتماعی کودک تأثیر بگذارند.
to make our mouth curve upwards, often in a way that our teeth can be seen, to show that we are happy or amused

لبخند زدن
در حالی که آنها یک شوخی را به اشتراک میگذاشتند، هر دو دوست نتوانستند از لبخند زدن خودداری کنند.
to be in motion on a body of water or current of air at a slow pace

شناور بودن
در عصر آرام، بالن گرمایی شروع به شناور شدن با ظرافت در آسمان کرد.
to choose and arrange the parts that are crucial to the story of a movie, show, etc. and cut out unnecessary ones

تدوین کردن
ویرایشگر از نرمافزار ویرایش پیشرفته برای ویرایش ویژه کمدی استفاده کرد.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
او پس از سالها تمرین سخت و رقابت، در کسب قهرمانی موفق شد.
to put clothes and other things needed for travel into a bag, suitcase, etc.

جمع کردن (وسایل), بستهبندی کردن
آنها چمدانهای دستی خود را با وسایل ضروری برای پرواز طولانی پیش رو بستهبندی کردند.
to reconsider something, especially in order to make a decision about it or make modifications to it

بازبینی کردن, بازنگری کردن
قبل از انتشار بهروزرسانی نرمافزار، توسعهدهندگان کد را مرور خواهند کرد تا هرگونه باگ یا آسیبپذیری را شناسایی و رفع کنند.
to direct or participate in the management, organization, or execution of something

اداره کردن, اجرا کردن
مدیرعامل شخصاً مذاکرات با شرکای تجاری بالقوه را انجام خواهد داد.
(of law enforcement agencies) to take a person away because they believe that they have done something illegal

دستگیر کردن, بازداشت کردن
مقامات در حال حاضر مشتکیها را در محل جرم دستگیر میکنند.
to say or feel that someone or something is responsible for a mistake or problem

مقصر دانستن
به جای پذیرفتن مسئولیت، او سعی کرد عوامل خارجی را به خاطر کاستیهای خود مقصر بداند.
