کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی - درس 8A

در اینجا واژگان درس 8A از کتاب English File Beginner را پیدا خواهید کرد، مانند "تغییر"، "استفاده"، "عبور" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مبتدی
Mexico [اسم]
اجرا کردن

مکزیک

Ex: The colorful festivals in Mexico , such as Dia de los Muertos , celebrate the country ’s traditions and pay homage to loved ones who have passed away .

جشنواره‌های رنگارنگ در مکزیک، مانند دیا د لوس موئرتوس، سنت‌های کشور را جشن می‌گیرند و به عزیزان از دست رفته ادای احترام می‌کنند.

Pakistan [اسم]
اجرا کردن

پاکستان

Ex: The cuisine of Pakistan is famous for its flavorful dishes , including biryani , kebabs , and various types of bread .

آشپزی پاکستان به خاطر غذاهای خوشمزه‌اش از جمله بریانی، کباب و انواع نان معروف است.

اجرا کردن

آفریقای جنوبی (کشوری در جنوب آفریقا)

Ex:

جشنواره بین‌المللی جاز سالانه کیپ تاون، موزیسین‌ها و طرفداران را از سراسر جهان جذب می‌کند تا موسیقی جاز را جشن بگیرند.

to change [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: We changed our travel plans and decided to do something different this year .

ما برنامه‌های سفرمان را تغییر دادیم و تصمیم گرفتیم امسال کار متفاوتی انجام دهیم.

to drive [فعل]
اجرا کردن

رانندگی کردن

Ex: After a long day at work , he prefers to drive home in silence .

پس از یک روز طولانی کار، او ترجیح می‌دهد در سکوت به خانه رانندگی کند.

to have [فعل]
اجرا کردن

در اختیار داشتن

Ex: I have their email .

من دارای ایمیل آنها هستم.

to park [فعل]
اجرا کردن

پارک کردن

Ex: The valet attendant quickly parked the guests ' cars in an organized row .

پارکینگ دار به سرعت ماشین‌های مهمانان را در یک ردیف منظم پارک کرد.

to pay [فعل]
اجرا کردن

پرداخت کردن

Ex: They paid the plumber for fixing the leak in the kitchen .

آن‌ها به لوله‌کش برای تعمیر نشتی در آشپزخانه پرداخت کردند.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Let 's play a game of charades instead .

بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.

to swim [فعل]
اجرا کردن

شنا کردن

Ex:

بچه‌ها تمام بعدازظهر در ساحل شنا کردند.

to take [فعل]
اجرا کردن

گرفتن

Ex: Please take my hand as we cross the street .

لطفاً، هنگام عبور از خیابان دستم را بگیر.

to use [فعل]
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex: The sharp blade makes the knife easy to use for chopping vegetables .

تیغه تیز چاقو را برای خرد کردن سبزیجات آسان برای استفاده می‌کند.

can [فعل]
اجرا کردن

توانستن

Ex: The mechanic can fix a wide range of automobile issues .

مکانیک می‌تواند طیف گسترده‌ای از مشکلات خودرو را برطرف کند.

اجرا کردن

گواهی‌نامه رانندگی

Ex: Many countries require a minimum age of eighteen to apply for a driving licence .

بسیاری از کشورها حداقل سن هجده سال را برای درخواست گواهینامه رانندگی لازم دارند.

theory test [اسم]
اجرا کردن

آزمون آیین‌نامه (رانندگی)

Ex: He was nervous about his theory test but felt confident after completing several practice exams .

او درباره آزمون تئوری خود عصبی بود اما پس از تکمیل چند آزمون تمرینی احساس اطمینان کرد.

اجرا کردن

آزمون عملی

Ex: He felt anxious about the practical test , as it would determine whether he could earn his driving licence .

او درباره آزمون عملی احساس اضطراب می‌کرد، زیرا مشخص می‌کرد که آیا می‌تواند گواهینامه رانندگی خود را بگیرد یا نه.

to pass [فعل]
اجرا کردن

قبول شدن

Ex: She passed with flying colors .

او با موفقیت گذراند.

to fail [فعل]
اجرا کردن

رد شدن

Ex: John needs to improve his grades ; otherwise , he will fail the semester .

جان باید نمراتش را بهبود بخشد؛ در غیر این صورت، او در ترم مردود خواهد شد.

اجرا کردن

ایالات متحده (آمریکا)

Ex: She plans to visit the United States next summer to see New York and California .

او قصد دارد تابستان آینده برای دیدن نیویورک و کالیفرنیا از ایالات متحده دیدن کند.

اجرا کردن

پادشاهی متحد بریتانیا

Ex: The United Kingdom is known for its music scene , with iconic bands like The Beatles and Queen originating from the country .

پادشاهی متحد به خاطر صحنه موسیقی خود شناخته شده است، با گروه‌های نمادینی مانند بیتلز و کوئین که از این کشور سرچشمه گرفته‌اند.