کتاب 'انگلیش فایل' مقدماتی - درس 3ب

در اینجا واژگان درس 3B از کتاب درسی English File Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "حسابدار"، "مهندس"، "آرایشگر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' مقدماتی
accountant [اسم]
اجرا کردن

حسابدار

Ex: After years of hard work , he finally earned his certification as a licensed accountant .

پس از سال‌ها تلاش سخت، او بالاخره گواهینامه خود را به عنوان یک حسابدار مجاز دریافت کرد.

actor [اسم]
اجرا کردن

بازیگر

Ex: The director praised the actor for their outstanding performance in the movie .

کارگردان از بازیگر به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فیلم تقدیر کرد.

اجرا کردن

مدیر اجرایی

Ex: The city administrator coordinates public services and manages municipal resources .

مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ می‌کند و منابع شهرداری را مدیریت می‌نماید.

architect [اسم]
اجرا کردن

معمار

Ex: Many famous architects , such as Frank Lloyd Wright and Zaha Hadid , have left a lasting impact on the field with their innovative designs .

بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحی‌های نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشته‌اند.

builder [اسم]
اجرا کردن

کارگر ساختمان

Ex: They consulted with a builder to design a custom home tailored to their needs .

آن‌ها با یک سازنده مشورت کردند تا خانه‌ای سفارشی طراحی کنند که متناسب با نیازهایشان باشد.

chef [اسم]
اجرا کردن

سرآشپز

Ex: During the cooking competition , each chef had to create a signature dish using only local ingredients .

در طول مسابقه آشپزی، هر سرآشپز باید یک غذای امضا با استفاده تنها از مواد محلی درست می‌کرد.

cleaner [اسم]
اجرا کردن

نظافتچی

Ex:

نظافتچی فردا برای تمیز کردن دفتر خواهد آمد.

dentist [اسم]
اجرا کردن

دندان‌پزشک

Ex: The dentist showed me the proper technique for brushing and gave me a new toothbrush .

دندانپزشک تکنیک صحیح مسواک زدن را به من نشان داد و یک مسواک جدید به من داد.

doctor [اسم]
اجرا کردن

پزشک

Ex: The doctor performed a surgery on my grandfather to remove his appendix .

دکتر روی پدربزرگ من عمل جراحی انجام داد تا آپاندیس او را خارج کند.

engineer [اسم]
اجرا کردن

مهندس

Ex: The engineer is responsible for ensuring the safety and efficiency of the electrical system .

مهندس مسئول اطمینان از ایمنی و کارایی سیستم الکتریکی است.

اجرا کردن

کارگر کارخانه

Ex: As a factory worker , she often worked long hours , but she appreciated the stability it provided for her family .

به عنوان یک کارگر کارخانه، او اغلب ساعت‌های طولانی کار می‌کرد، اما از ثباتی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کرد قدردانی می‌کرد.

اجرا کردن

مهماندار

Ex: He enjoys the variety and excitement of working as a flight attendant , meeting people from all over the world .

او از تنوع و هیجان کار به عنوان مهماندار هواپیما لذت می‌برد، با افراد از سراسر جهان ملاقات می‌کند.

footballer [اسم]
اجرا کردن

فوتبالیست

Ex: Many aspiring footballers attend academies to develop their skills and gain exposure to potential recruiters .

بسیاری از فوتبالیست‌های مشتاق به آکادمی‌ها می‌روند تا مهارت‌های خود را توسعه دهند و در معرض دید مربیان بالقوه قرار بگیرند.

guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

hairdresser [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: My wife ’s hairdresser is excellent at creating trendy styles .

آرایشگر همسر من در ایجاد سبک‌های مد روز عالی است.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

lawyer [اسم]
اجرا کردن

وکیل

Ex: Many lawyers specialize in specific areas of law , such as criminal defense , family law , or corporate law .

بسیاری از وکلا در زمینه‌های خاصی از حقوق تخصص دارند، مانند دفاع کیفری، حقوق خانواده یا حقوق شرکت‌ها.

اجرا کردن

رئیس شعبه بانک

Ex: During the interview , the candidate impressed the hiring committee with her experience and vision for the bank manager role .

در طول مصاحبه، نامزد با تجربه و دیدگاه خود برای نقش مدیر بانک کمیته استخدام را تحت تأثیر قرار داد.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل هنری

Ex: During the fashion class , students learned how to direct a model to achieve the desired poses for their photo shoots .

در طول کلاس مد، دانش‌آموزان یاد گرفتند که چگونه یک مدل را برای دستیابی به حالت‌های مورد نظر برای عکس‌برداری‌هایشان راهنمایی کنند.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

nurse [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex: Nurses play an important role in providing healthcare and assisting doctors in treating patients .

پرستاران نقش مهمی در ارائه مراقبت‌های بهداشتی و کمک به پزشکان در درمان بیماران دارند.

pilot [اسم]
اجرا کردن

خلبان

Ex: It 's important for a pilot to stay calm under pressure .

برای یک خلبان مهم است که تحت فشار آرام بماند.

اجرا کردن

افسر پلیس

Ex: The police officer wears a uniform and a badge .

افسر پلیس یونیفرم و نشان می‌پوشد.

policeman [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس (مرد)

Ex: In the parade , a group of policemen marched proudly , showcasing their commitment to serving and protecting the public .

در رژه، گروهی از پلیس‌ها با افتخار راهپیمایی کردند، نشان دادن تعهد خود به خدمت و محافظت از مردم.

policewoman [اسم]
اجرا کردن

افسر پلیس (زن)

Ex: At the community event , the policewoman gave a presentation on safety tips for families .

در رویداد جامعه، زن پلیس ارائه‌ای در مورد نکات ایمنی برای خانواده‌ها داد.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: He relied on the shop assistant 's expertise to choose the best electronic device .

او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: During the busy holiday season , the sales assistant managed long lines and kept a positive attitude throughout the day .

در فصل شلوغ تعطیلات، دستیار فروش صف‌های طولانی را مدیریت کرد و در طول روز نگرش مثبتی داشت.

soldier [اسم]
اجرا کردن

سرباز

Ex: The museum had an exhibit on the life of a medieval soldier .

موزه نمایشگاهی درباره زندگی یک سرباز قرون وسطایی داشت.

taxi driver [اسم]
اجرا کردن

راننده تاکسی

Ex: He decided to become a taxi driver after retiring from his previous job .

او تصمیم گرفت پس از بازنشستگی از شغل قبلی خود راننده تاکسی شود.

teacher [اسم]
اجرا کردن

معلم

Ex: The teacher gives the students stickers for their good work .

معلم به دانش‌آموزان برای کار خوبشان برچسب می‌دهد.

waiter [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (مرد)

Ex: Throughout the evening , the waiter handled the busy restaurant .

در طول شب، گارسون رستوران شلوغ را مدیریت کرد.

اجرا کردن

دامپزشک

Ex: The veterinarian counseled the pet owner on proper nutrition and exercise for their dog .

دامپزشک به صاحب حیوان خانگی در مورد تغذیه و ورزش مناسب برای سگشان مشاوره داد.

waitress [اسم]
اجرا کردن

پیشخدمت (زن)

Ex: The waitress took our orders and brought us our drinks .

پیشخدمت زن سفارش‌های ما را گرفت و نوشیدنی‌هایمان را آورد.