پرمشغله
او یک برنامه پرمشغله با جلسات، مهلتها و سفرهای مداوم داشت.
در اینجا واژگان از واحد 1 The Last Word در کتاب درسی Headway Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "hectic"، "adoration"، "fury" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پرمشغله
او یک برنامه پرمشغله با جلسات، مهلتها و سفرهای مداوم داشت.
احساساتی
قشقرق به پا کردن
به شدت (از نظر احساسی) تحت تاثیر قرار گرفتن
بعد از اعلام نتایج امتحان، از دیدن نمرههایم شکسته شدم.
غافلگیر کردن
حرکات جادوگر تماشاگران را در نمایش شگفتزده کرد.
بسیار خوشحال و هیجانزده
متوجه کردن
من غیرممکن میدانم که به او بفهمانم.
معتاد به تلویزیون
به جای بیرون رفتن و ورزش کردن، او انتخاب میکند که تمام روز یک تنبل باشد.
به کسی خرده گرفتن
منتقدان در نقد نقاط ضعف فیلم تردید نکردند.
ستایش
او احساس عمیقی از ستایش نسبت به معلمش داشت، که همیشه از او حمایت کرده بود.
کنجکاوی
کنجکاوی درباره فرهنگهای دیگر اغلب مردم را به سفر کردن و تجربه محیطهای جدید سوق میدهد.
دلگرمی
سخنان تشویقآمیز او به من کمک کرد تا انگیزه خود را حفظ کنم.
خشم
جمعیت با خشم به تصمیم جنجالی داور واکنش نشان داد.
خشم
طرفداری معلم باعث خشم در میان دانشآموزان شد.
رنجش
ترافیک یک آزار روزانه برای بسیاری از مسافران است.
اطمینان خاطر
اطمینان والدینش به او شجاعت دنبال کردن رویاهایش را داد.
اضطراب
بسیاری از دانشآموزان در زمان امتحان اضطراب را تجربه میکنند، اما منابعی برای کمک وجود دارد.
تکبر
او از لاف زنی خود پشیمان شد وقتی دوستانش شروع به دوری از او کردند.
ناامیدی
هنگامی که شرکت اعلام کرد مزایا را کاهش خواهد داد، احساس ناامیدی در میان کارکنان وجود داشت.
ترس
راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.
سپاسگزاری
آنها با داوطلب شدن در پناهگاهی که به آنها کمک کرده بود، قدردانی خود را نشان دادند.
کنایه
طنز معلم درباره تکالیف از دست رفته دانش آموز فقط وضعیت را عجیب تر کرد.
تسکین
اعلامیه آرامش را به جمع نگران آورد.
بهت
چهره او تعجب محض را نشان داد وقتی خبر ارتقاء خود را شنید.
شوق
چشمانش از شادی برق زد وقتی تزئینات جشن تولدش را دید.
برای کسی یا چیزی بیتابی کردن
من دارم میمیرم برای یک فنجان قهوه همین حالا.